ديدگاه‏هايي درباره شخصيت امام علي از منظر قرآن کریم

 

علي از زبان قرآن

 

علي‏عليه السلام، رازدار بزرگ قرآن و رمز آشناي والاي اين کتاب الهي، همبَر قرآن و زبان گوياي اين پيک آسماني است. پيوند علي‏عليه السلام و قرآن، پيوندي است ژرف و ناگسستني؛ پيوندي که تا دامنه قيامت و کنار حوض کوثر، ادامه خواهد داشت. پيامبر خدا، اين حقيقت عظيم را در حديث گرانسنگ ثَقَلين و نيز در اين حديث ديگر رقم زده است که:

 علي با قرآن است و قرآن با علي. از هم جدا نمي‏شوند تا در حوض بر من وارد شوند.

 اين جمله ارجمند، از جمله گوياي آن است که علي‏عليه السلام، همبَر قرآن و مدافع خستگي‏ناپذير معارف قرآن، و همراه شکوهمند قرآن و بيان کننده آموزه‏هاي والاي آن است، چنان‏که خود فرموده است:

 اين، قرآن است. آن را به سخن آوريد، و هرگز سخن نمي‏گويد؛ ولي من از آن به شما خبر مي‏دهم. . و فرموده:

 سوگند به خدا، آيه‏اي نازل نشده، جز آن که مي‏دانم درباره چه و در کجا و درباره چه کسي نازل شده است .

 و اين، حقيقتي است که از همان روزگاران نخست، همگان به آن اذعان داشتند و صحابيان و همراهان رسول خدا بر آن معترف‏اند و از سوي ديگر، از اين سخن رسول خدا مي‏توان فهميد که قرآن، گوياترين سند عظمت‏ها و مبيّن والايي و گزارش کننده ارجمندي‏هاي علي‏عليه السلام است که:

 قرآن با علي است.

 اين نکته نيز از همان روزگاران نزول قرآن، بر هيچ کس پوشيده نبود. پيامبر خدا فرمود:

 خداوند، آيه‏اي نفرستاد که در آن «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ؛ اي کساني که ايمان آورده‏ايد» باشد، جز آن که علي در قلّه آن و امير آن بود.

 مفسّر بزرگ قرآن، عبد اللَّه بن عباس، نيز گويد:

 در قرآن، آيه‏اي نيست که در آن، «اي کساني که ايمان آورده‏ايد» باشد، جز آن که علي‏عليه السلام، قلّه آن، امير آن و شريف آن است. خداوند، ياران محمّدصلي الله عليه وآله را در قرآن، مورد سرزنش قرار داده و از علي‏عليه السلام، جز به نيکي ياد نکرده است. .

 و نيز گويد:

 درباره کسي آن مقدار که درباره علي‏عليه السلام آيات قرآني نازل شده، نازل نشده است .

 حذيفة بن يمان نيز مي‏گويد:

 در قرآن، آيه‏اي با خطاب «اي کساني که ايمان آورده‏ايد» نازل نشده، مگر آن که علي‏عليه السلام هسته و مغز آن است.

 مجاهد گفته است:

 درباره علي‏عليه السلام، هفتاد آيه نازل شده که هيچ‏کس در آنها با وي شريک نيست.

 عبد الرحمان بن ابي ليلي گفته است:

 درباره علي‏عليه السلام، هشتاد آيه خالص از کتاب خدا نازل شده است و هيچ‏کس از اين امّت با او در اين آيه‏ها سهيم نيست.

 آنچه در سطور آينده اين مجموعه در اين باره گزارش مي‏شود، اندکي است از بسيار. ما در عرضه اين حقايق، راه اختصار پيش گرفته‏ايم و از آوردن بسياري از آيات که بر اساس منابع فريقين، شأن نزول آنها علي‏عليه السلام و يا اهل بيت‏عليهم السلام است، تن زده‏ايم.

1.      جان پيامبر

2.      شاهدي از پيامبر

3.      آن که دانش کتاب، نزد اوست

4.      مومن

5.      پيشتاز

6.      مومنِ مجاهد

7.      شايسته‏ترين مؤمنان

8.      گوشي شنوا

9.      بهترين آفريدگان

10. دشمن کافران

11. راهنما

12. ولي صدقه ‏دهنده در رکوع

13. آن که جان خود را براي خشنودي خدا مي‏فروشد

14. آن که دارايي‏اش را شب و روز، نهان و آشکارا انفاق مي‏کند

15. آواز دهنده ميان بهشتيان و جهنميان است

16. ولايتش کامل کننده دين است

17. مهر او از سوي خداي رحمان است

 

·      جان پيامبر

«فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِن‏م بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْکَذِبِينَ».

 پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .

امام علي‏عليه السلام:مسيحيان، چيزي ادّعا کردند. خداوند عزوجل درباره آن نازل کرد:«پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم». بر اين اساس، «جانِ» من جانِ پيامبر خدا بود و «زنان»، فاطمه‏عليها السلام بود و «پسران»، حسن و حسين‏عليهما السلام بودند.

 امام باقرعليه السلام - درباره اين سخن خدا که:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را... فرا خوانيم» -:مراد از «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسين‏عليهما السلام و مراد از «ما خودمان و شما خودتان را» پيامبر خدا و علي‏عليه السلام و مراد از «زنانمان و زنانتان را» فاطمه‏عليها السلام است.

 عيون أخبار الرضا - به نقل از ريّان بن صَلت، در جريان گفتگوي امام رضاعليه السلام با عالمان‏عراق وخراسان در مجلس مأمون، هنگامي که از وي پرسيدند:آيا خداوند عزوجل در قرآن، «اصطفاء» را تفسير کرده است؟ -:«[ خداوند]، "اصطفاء" را به غير از باطن، در ظاهر قرآن نيز در دوازده جا تفسير کرده است ... و سومين جا هنگامي است که خداوند، آفريدگان پاک خود را مشخّص کرده است و به پيامبرش در آيه مباهله دستور داده است به همراه آنان، مباهله کند. پس خداوند فرموده که:اي محمّد! "پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم". پيامبرصلي الله عليه وآله، علي، حسن و حسين و فاطمه را - که درودهاي خداوند بر آنان باد -، بيرون آورد و جانِ آنان را همراه جانِ خود کرد. آيا مفهوم سخن خداوند را که مي‏فرمايد:"وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ" مي‏دانيد؟».

 عالمان گفتند:مراد، خودِ آن حضرت است.

 امام رضاعليه السلام فرمود:«اشتباه کرديد؛ بلکه از آن، علي بن ابي طالب‏عليه السلام را قصد کرده است و دليل بر آن، گفته [ ديگر] ايشان است که فرمود:"يا بني وليعه دست بکشند و يا آن که فردي را که همچون خودِ من است، به سويشان خواهم فرستاد" و علي بن ابي‏طالب‏عليه السلام را قصد کرد .... اين، ويژگي‏اي است که در آن، هيچ‏کس بر آنان، پيشي نگرفته است، و برتري‏اي است که هيچ انساني در آن، به آنان نخواهد رسيد، و شرافتي است که هيچ آفريده‏اي در آن، بر آنان پيش‏قدم نگشته است؛ زيرا جانِ علي‏عليه السلام را همچون جانِ خويش قرار داد».

طرائف المقال:مأمون به امام رضاعليه السلام گفت:چه دليلي بر خلافت جدّت [ علي بن ابي‏طالب‏عليه السلام] وجود دارد؟ فرمود:«[ قول خداوند:] "وَأَنفُسَنَا"». مأمون گفت:آري، اگر «نِسَآءَنَا» نباشد. امام رضاعليه السلام فرمود:«بلي، اگر "أَبْنَآءَنَا" نباشد» و مأمون، ساکت شد

. دلائل النبوة - به نقل از جابر در تفسير آيه مباهله -:مراد از «و ما خودمان و شما خودتان را»، پيامبر خدا و علي‏عليه السلام و «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسين‏عليهما السلام و «زنانمان و زنانتان را» فاطمه‏عليها السلام است - که خداوند از همه آنان خشنود باشد -.

تفسير الطبري - به نقل از زيد بن علي، در تفسير سخن خداوند که مي‏فرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را و... را فراخوانيم» -:مراد، پيامبر، علي، فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند

الکشّاف - در يادکردِ مباهله -:پيامبرصلي الله عليه وآله، صبحگاهان، در حالي‏که حسين‏عليه السلام در آغوشش بود و دست حسن‏عليه السلام را در دست گرفته بود و فاطمه‏عليها السلام، پشت سرِ وي و علي‏عليه السلام پشت سرِ فاطمه‏عليها السلام بود، آمد و فرمود:«من دعا مي‏کنم و شما آمين بگوييد».

 اُسقف نَجران گفت:اي مسيحيان! من چهره‏هايي را مي‏بينم که اگر خداوند بخواهد کوهي را از جايش بکَند، به‏خاطر اين چهره‏ها خواهد کَند. با آنان مباهله نکنيد که نابود خواهيد شد و ديگر تا روز قيامت بر روي کره زمين، مسيحي‏اي باقي نخواهد ماند. المَحاسن والمَساوئ - به نقل از مردي از بني‏هاشم -:پدرم گزارش کرد که در بصره، در مجلس محمّد بن عايشه حاضر بودم که از ميان جمع، مردي برخاست و گفت:اي ابو عبد الرحمان! از بين ياران پيامبر خدا، کدام‏يک برترين بودند؟

 وي پاسخ داد:ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبد الرحمان بن عوف و ابو عبيدة بن جرّاح.

 مرد به او گفت:پس علي بن ابي طالب‏عليه السلام کجا رفت؟

 ابوعبد الرحمان گفت:اي مرد! آيا از من درباره ياران پيامبرصلي الله عليه وآله مي‏پرسي و يا خود او؟!

 گفت:بلکه از ياران او ابو عبد الرحمان گفت:خداوند متعال مي‏فرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم...». چگونه ياران آن حضرت، همچون نفس وي خواهند بود؟.

 ر. ک:ص 87 (جانِ من) .

 شواهد التنزيل:167 - 155:1

 

·      شاهدي از پيامبر

 

«أَفَمَن کَانَ عَلَي بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ‏ي وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ»..

 آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ... [ دروغ مي‏بافد]؟

. پيامبرصلي الله عليه وآله:مراد از «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، منم و مراد از «و شاهدي از او» علي است..

. امام علي‏عليه السلام:مراد از «کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، پيامبر خداست و مراد از «و شاهدي از او» منم.

. امام علي‏عليه السلام:آن که خدا فرمود «و شاهدي از او، در پي اوست»، منم.

. تفسير الطبري - به نقل از عبد اللَّه بن يحيي -:علي‏عليه السلام فرمود:«هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او يک يا دو آيه نازل شده است». کسي به وي گفت:درباره تو کدام آيه نازل شده است؟ علي‏عليه السلام فرمود:«آيا آيه‏اي را که در سوره هود نازل شده، نخوانده‏اي که " و شاهدي از او در پي او است "؟».

 مناقب علي بن أبي طالب - به نقل از عبّاد بن عبد اللَّه -:شنيدم علي‏عليه السلام مي‏فرمود:«هيچ آيه‏اي در کتاب خداوند عزوجل نازل نشده، جز آن که مي‏دانم کِي نازل شده و درباره چه کسي نازل شده است و هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او آيه‏اي از کتاب خدا نازل شده است که او را به بهشت يا دوزخ مي‏کشانَد».

 کسي برخاست و گفت:اي امير مؤمنان! درباره تو چه آيه‏اي نازل شده است؟

 فرمود:«اگر در جمع از من نپرسيده بودي، به تو نمي‏گفتم. مگر آيه:"آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست..." را نخوانده‏اي؟ پيامبر خدا بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و من شاهدي از اويم. سوگند به خدا، اين که ويژگي‏هايي را که خداوند عزوجل ما اهل بيت را بدان ويژه ساخته بياموزيد، براي من دوست‏داشتني‏تر از طلاهاي زرد و نقره‏هاي سفيد روي زمين است.

تذکرة الخواص - به نقل از زادان -:از او (علي‏عليه السلام) شنيدم که مي‏فرمود:«سوگند به آن که دانه را شکافت و موجودات زنده را آفريد، اگر مَسندي براي من نهاده شود، در بين توراتيان به توراتشان و در بين انجيليان به انجيلشان و در بين زبوريان به زبورشان و در بين قرآنيان به قرآنشان داوري مي‏کنم. سوگند به آن که جانم در دست اوست، هيچ قريشيِ سر تراشيده‏اي نيست  جز آن که آيه‏اي را که او را به سوي بهشت مي‏رانَد يا به دوزخ مي‏کشاند، مي‏دانم».

 مردي گفت:اي امير مؤمنان! آيه‏اي که درباره تو نازل شده، چيست؟

 فرمود:آيه " آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ... [دروغ مي‏بافد]؟ ". پيامبر خدا «حجّت روشن او» است و من «شاهدي از او» هستم..

 امام حسن‏عليه السلام:خداوند در کتابش که بر پيامبر مرسلش فرو فرستاده، گفته است:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است وشاهدي از او در پي اوست ...». پيامبر خدا همان حجّت روشن از جانب پروردگارش است و پدرم آن کسي است که در پي او و شاهدي از اوست.

تفسير فرات - به نقل از زيد بن سلام جُعفي -:بر امام باقرعليه السلام وارد شدم و گفتم:خدا خيرت دهد! خيثمه از تو درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ...»، نقلي کرد. او به من گفت که شما گفته‏ايد:پيامبر خدا، بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و علي‏عليه السلام بعد از او، پيرو او و شاهدي از اوست و اين آيه، درباره وي نازل شده است .

 امام باقرعليه السلام فرمود:«سوگند به خدا، خيثمه درست گفته است و من همين‏گونه به وي گفته‏ام».

امام باقرعليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ...» -:آن‏که بر حجّتي روشن از پروردگارش است، رسول خداست، و آن‏که بعد از وي در پي او و شاهدي از اوست، امير مؤمنان است و سپس اوصياي وي، يکي پس از ديگري..

 امام صادق‏عليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:در اين جا، آن که بر حجّت روشن از پروردگارش است، پيامبر خداست و شاهدي از او که در پي اوست، علي‏عليه السلام است که پس از او به عنوان امام مي‏آيد و حجّت بر امّتِ پس از وي خواهد بود.

الکافي - به نقل از احمد بن عمر حلّال -:از ابو الحسن‏عليه السلام (امام کاظم يا امام رضاعليهما السلام) درباره سخن خداي عزوجل:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست»، پرسيدم. فرمود:«امير مؤمنان - که درودهاي خدا بر او باد - شاهد بر پيامبر خداست و پيامبر خدا بر حجّت روشن از جانب پروردگارش است».

. شواهد التنزيل - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:[ ابن عبّاس] گفت:مراد، پيامبرصلي الله عليه وآله است و مقصود از «شاهدي از او، در پي اوست»، علي بن ابي طالب‏عليه السلام است.

 تفسير الفخر الرازي - در تفسير سخن خدا «و شاهدي از او، در پي اوست» -:قول سومْ اين‏که مراد، علي بن ابي طالب‏عليه السلام است و معناي آن اين است که او در پي آن حجّت روشن است و «از او»، يعني اين شاهد از محمّد و جزئي از اوست، و مقصود از اين [ تعبير]، شرافت‏دهي به اين گواه است که وي، جزئي از محمّدصلي الله عليه وآله است .

 ر. ک:شواهد التنزيل:ج:369 - 359.

 

·      آن که دانش کتاب، نزد اوست

«وَ يَقُولُ الَّذِينَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَم‏ا بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُ‏و عِلْمُ الْکِتَبِ ».

 و کساني که کافر شدند، مي‏گويند:تو فرستاده نيستي. بگو:کافي است خدا و آن‏کس که نزد او علمِ کتاب است، ميان من و شما گواه باشد.

الأمالي - به نقل از ابو سعيد خُدري -:از پيامبر خدا درباره سخن خداوند عزوجل:«و کسي که نزد او دانش کتاب است»، پرسيدم. فرمود:«آن، برادرم علي بن ابي طالب است»..

امام علي‏عليه السلام - درباره همان آيه شريف -:«کسي که نزد او دانش کتاب است»، منم..

امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:او علي بن ابي طالب‏عليه السلام است.

 امام باقرعليه السلام - درباره همان آيه شريف -:دانشِ اوّل و آخرِ کتاب، نزد علي بن ابي طالب‏عليه السلام است.

امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:آيه، درباره علي بن ابي طالب‏عليه السلام نازل شده است. او پس از پيامبر - که درودهاي خدا بر او و دودمانش باد -، داناي اين امّت است

 تفسير القُرطُبي - به نقل از عبد اللَّه بن عطا -:به ابو جعفر پسر علي بن حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام (امام باقرعليه السلام) گفتم:مي‏پندارند کسي که «نزد او دانش کتاب است»، عبد اللَّه بن سلام است. فرمود:«او فقط علي بن ابي طالب‏عليه السلام است».

. الکافي - به نقل از بريد بن معاويه -:از امام باقرعليه السلام [ درباره] «بگو:کافي است خدا وآن‏کس که نزد او علم کتاب‏است، ميان من وشما گواه باشد»، پرسيدم. فرمود: «مقصود، ماييم وعلي‏عليه السلام اوّلين وبالاترين وبهترينِ‏ما پس‏از پيامبر خداست». .

 امام صادق‏عليه السلام:خداوند - تبارک و تعالي - در قرآن درباره موسي‏عليه السلام فرمود:«وَکَتَبْنَا لَهُ‏و فِي الأَْلْوَاحِ مِن کُلِّ شَيْ‏ءٍ مَّوْعِظَةً؛   و در الواح [ تورات] بر او در هر موردي پندي... نگاشتيم» و نگفت همه پندها را؛ و از زبان عيسي‏عليه السلام فرمود:«وَ لِأُبَيِّنَ لَکُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ؛   و تا درباره بعضي از آنچه در آن اختلاف مي‏کرديد، برايتان توضيح دهم» و نگفت:همه چيز را؛ ولي براي سرور شما امير مؤمنان فرمود:«قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَم‏ا بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُ‏و عِلْمُ الْکِتَبِ؛ بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد».

 و خداوند عزوجل فرمود:«وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي کِتَبٍ مُّبِينٍ؛   و هيچ تَر و خشکي نيست، مگر اين‏که در کتاب روشني [ ثبت] است» و فرمود:«وَ کُلَّ شَيْ‏ءٍ أَحْصَيْنَهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ؛   و هر چيزي را در کارنامه‏اي روشن برشمرديم» و دانش اين کتاب، نزد او (امير مؤمنان) ا

. بصائر الدرجات - به نقل از عبد اللَّه بن بکير، از امام صادق‏عليه السلام -:نزد آن حضرت بودم. از سليمان و از دانشي که به او بخشيده شده بود و سلطنتي که به او داده شده بود، ياد کردند. آن حضرت به من فرمود:«چه چيز به سليمان بن داوود داده شده بود؟ نزد وي، تنها يک حرف از اسم اعظم بود و مولاي شما کسي است که خداوند [ درباره‏اش] فرموده:" بگو:کافي است خدا و آن کسي که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد ". سوگند به خدا که تمامي علم کتاب، نزد علي‏عليه السلام بود».

 گفتم:سوگند به خدا راست گفتي، فدايت شوم!

تفسير القمي - درباره آيه «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:پدرم برايم از ابن ابي عمير، از ابن اُذينه، از امام صادق‏عليه السلام نقل کرد که فرمود:«آن که علم کتاب نزد اوست، علي بن ابي طالب‏عليه السلام است».

 همچنين پرسيده شد که آيا آن که نزدش دانشي از کتاب است، داناتر است يا آن که نزد او دانشِ کتاب است؟ فرمود:«دانشِ آن‏که نزد او دانشي از کتاب است، در برابر آن که نزدش دانشِ کتاب است، جز به مقداري که مگس با بال خود از آب دريا برمي‏دارد، نيست».

. امام رضاعليه السلام - درباره سخن خدا «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:[ مراد ،] علي‏عليه السلام است..

. مناقب آل أبي طالب:محمّد بن مسلم و ابو حمزه ثمالي و جابر بن يزيد از امام باقرعليه السلام، و علي بن فضّال و فضيل بن يسار و ابو بصير از امام صادق‏عليه السلام، و احمد بن محمّد حلبي و محمّد بن فضيل از امام رضاعليه السلام نقل کرده‏اند و همچنين از موسي بن جعفرعليهما السلام و از زيد بن علي و از محمّد بن حنفيه و از سلمان فارسي و از ابو سعيد خُدري و اسماعيل سُدّي روايت شده است که آنان درباره سخن خدا که مي‏فرمايد:«بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد»، فرموده‏اند:«او، علي بن ابي طالب‏عليه السلام است».

ر. ک:ج 10، ص 53 (دانش کتاب) .

 

·      مومن

«أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ».

 آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند.

. تفسير الطبري - به نقل از عطاء بن يسار، درباره همين آيه شريف -:در مدينه و درباره علي بن ابي طالب‏عليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط نازل شده است. بين وليد و علي‏عليه السلام سخني به ميان آمد. وليد بن عقبه گفت:من از تو سخنورتر، و در نيزه‏زني تيزتر و در هنگام هجوم دشمن، بازدارنده‏ترم.

 علي‏عليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي».

 پس خداوند، درباره آن دو چنين نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند... دروغش مي‏پنداشتيد»

امام باقرعليه السلام:علي بن ابي طالب‏عليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط، بگومگو کردند. وليد بن عقبه فاسق گفت:سوگند به خدا که من از تو در گفتار، رساتر، و در نيزه‏زني تيزتر، و در هنگام هجوم دشمن، پا برجاترم.

 علي‏عليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي».

 سپس خداوند، اين آيه را نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند. امّا کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده‏اند، به [ پاداشِ] آنچه انجام مي‏دادند، در باغ‏هايي که در آنها جايگزين مي‏شوند، پذيرايي مي‏گردند» و او، علي بن ابي طالب‏عليه السلام است..

. الفتوح - درباره مشاجره‏اي که بين وليد و علي‏عليه السلام پيش آمد -:وليد به علي‏عليه السلام گفت:من در نيزه‏زني از تو تيزترم، در گفتار، مسلّطترم و بر دشمن، از تو ضربه زننده‏ترم.

 علي‏عليه السلام به او فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي».

 وليد از اين سخن، خشمگين شد و به پيامبرصلي الله عليه وآله در اين باره شکايت کرد.

 آن‏گاه درباره وي اين آيه نازل شد که «آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند» و وليد بن عقبه را قصد کرد.

 سپس حَسّان بن ثابت در اين باره چند بيت سرود که مطلع آنها چنين است:

خداوند در کتاب ارجمندش

درباره علي‏عليه السلام و وليد، آيه‏اي فروفرستاد.

الأمالي - از ابو مِخْنَف لوط بن يحيي و جمعي از دانشوران، درباره بحثي که بين امام حسن‏عليه السلام و وليد بن عقبه پيش آمد -:امام حسن‏عليه السلام به او فرمود:در بدگويي‏ات از علي‏عليه السلام، تو را سرزنش نمي‏کنم؛ چرا که به دليل شرابخواري، هشتاد شلّاق به تو زده است و در جنگ بدر، به دستور پيامبرصلي الله عليه وآله، پدرت را به اسيري کشته است و خداوند، در چندين آيه، او را «مؤمن» ناميده و تو را «فاسق» خوانده و شاعر، درباره تو و علي بن ابي طالب‏عليه السلام گفته است:

 خداوند در قرآن بر ما

 درباره علي‏عليه السلام و وليد، آيه‏اي نازل کرد.

 وليد را در جايگاه کفر نشاند

 و علي‏عليه السلام را در مقام ايمان جاي داد.

 آن‏که مؤمن است و خدا را مي‏پرستد

 همچون کسي نيست که فاسق و خيانت‏پيشه است.

 پس از اندکي وليد

 و علي‏عليه السلام آشکارا به پاداش فراخوانده خواهند شد.

 علي‏عليه السلام در آن‏جا بهشت را پاداش خواهد گرفت

 و وليد، جزايش جهنّم خواهد بود.

 ر. ک:ج 11، ص 366 (شماري از دشمنان امام علي:وليد بن عقبه) .

 

·      پيشتاز

 

«وَ السّاَبِقُونَ السّاَبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ». .

 و پيشتازان، مقدّم‏اند. آنان‏اند همان مقرّبان [ خدا] .

 «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَجِرِينَ وَالْأَنصَارِ».

 و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار.

الأمالي - به نقل از ابن عبّاس -:از پيامبر خدا درباره سخن خدا عزوجل:«و پيشتازان، مقدّم‏اند. آنان‏اند همان مقرّبان [ خدا]، در باغستان‏هاي پُر نعمت»، پرسيدم. فرمود:«جبرئيل به من گفت:اين [ ها]، علي و پيروان اويند. آنان، پيشتازان به [ سوي] بهشت‏اند و به لطف خدا بر آنان، مقرّبان درگاه الهي‏اند» .

پيامبر خدا:پيشتازان، سه نفرند:پيشتاز [ در ايمان آوردن] به موسي‏عليه السلام يوشع بن نون است، پيشتاز [ در ايمان آوردن] به عيسي‏عليه السلام صاحب ياسين است، و پيشتاز به محمّد، علي بن ابي طالب است.

امام علي‏عليه السلام - در زمان خلافت عثمان در خطابش به مهاجران و انصار -:شما را به خدا، آيا مي‏دانيد وقتي آيات «و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار» و «پيشتازان، مقدّم‏اند. آنان‏اند همان مقرّبان» نازل شد، از پيامبر خدا درباره آنها پرسيده شد، فرمود:«خداوند تعالي، آن را درباره پيامبران و اوصياي آنان فرستاده است و من، برترينِ پيامبران و رسولان خداوندم و علي بن ابي طالب، وصيّ من و برترينِ اوصياست»؟

 گفتند:خدا شاهد است که آري !

امام حسن‏عليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«وَ السَّبِقُونَ السَّبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ و پيشتازان، مقدّم‏اند. آنان‏اند همان مقرّبان» و پدرم، پيشتازترينِ پيشتازان به سوي خداوند عزوجل و پيامبرش، و نزديک‏ترينِ نزديکان بود. همانا خداوند متعال فرمود:«لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَتَلَ أُوْلَل-ِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً؛  کساني از شما که پيش از فتح [ مکّه] انفاق و جهاد کرده‏اند، [ با ديگران] يکسان نيستند. آنان به درجه بزرگ‏ترند». پدرم در اسلام و ايمان آوردن، نخستينِ آنان بود، و در مهاجرت و پيوستن به خدا و پيامبر خدا، اوّلينِ آنان بود، و در تلاش و گستردگي انفاق، نخستين آنان بود.

 خداوند سبحان فرمود:«وَ الَّذِينَ جَآءُو مِن‏م بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَ نِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَنِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ؛   و [ نيز] کساني که بعد از آنان (مهاجران و انصار) آمده‏اند [ و] مي‏گويند:پروردگارا! بر ما و بر آن برادرانمان که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفتند، ببخشاي و در دل‏هايمان نسبت به کساني که ايمان آورده‏اند، [ هيچ‏گونه] کينه‏اي مگذار. پروردگارا ! راستي که تو رئوف و مهرباني».

 پس مردم از بين همه ملّت‏ها به جهت پيشتازي او در ايمان به پيامبرش براي او استغفار مي‏کنند، به‏خاطر آن که هيچ‏کس در ايمان بر او پيشي نگرفت. خداوند متعال فرموده:«و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار، و کساني که با نيکوکاري از آنان پيروي کردند».

 او پيشتازِ همه پيشتازان بود و خداوند، همان‏گونه که پيشتازان را به بر جايْ‏ماندگان و ديرْپيوستگان برتري داده است، پيشتازِ پيشتازان را هم بر پيشتازان، برتري داده است.

 الدرّ المنثور - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خداوند متعال:«و پيشتازان، مقدّم‏اند» -:درباره حزقيل (مؤمن آل فرعون)، حبيب نجّار (که در سوره ياسين يادشده) و علي بن ابي طالب‏عليه السلام نازل شده است. هر کدام از آنان، پيشتاز امّت خود هستند و علي‏عليه السلام در پيشتازي، برترينِ آنان است.

 ر. ک:ج 9، ص 163 (نخستين مسلمان) .

 شواهد التنزيل:297 - 291:1.

 

·      مومنِ مجاهد

 

«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الأَْخِرِ وَجَهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ » .

 

 آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشته‏ايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد مي‏کند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد.

امام حسن‏عليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد مي‏کند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد». پدرم مؤمن راستين به خدا و روز قيامت و مجاهد در راه خدا بود و اين آيه درباره وي نازل شده است.

 امام باقرعليه السلام - درباره همين آيه شريف -:اين آيه، درباره علي بن ابي طالب‏عليه السلام نازل شده است.

المصنَّف - به نقل از شعبي، درباره همين آيه شريف -:درباره علي‏عليه السلام و عبّاس نازل شده است

 تفسير الطبري - از محمّد بن کعب قرظي -:طلحة بن شيبه از بني عبد الدار، و عبّاس بن عبد المطّلب و علي بن ابي طالب‏عليه السلام بر هم افتخار مي‏کردند. طلحه گفت:من متولّي خانه خدا هستم و کليد خانه در دست من است. اگر بخواهم، شب را در آن به سر خواهم بُرد.

 عبّاس گفت:من متولّي آب‏دهي [ به زائران] هستم و اگر بخواهم، شب را در مسجد الحرام به سر خواهم بُرد.

 علي‏عليه السلام فرمود:«من نمي‏دانم شما چه مي‏گوييد! من، شش ماه پيش از ديگران به سوي قبله نماز خواندم و اهل جهادم». آن‏گاه خداوند، آيه:«آيا سيراب کردن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشته‏ايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد مي‏کند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد» را به‏طور کامل، نازل کرد

تاريخ دمشق - به نقل از اَنَس -:عبّاس و شَيبه، متولّيان خانه خدا، نشسته بودند و بر يکديگر فخر مي‏فروختند. عبّاس به وي گفت:من برتر از توام. من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم.

 شيبه گفت:من از تو برترم. من امين خدا بر خانه‏اش و نگاهبان آنم. آيا آن‏گونه که من مورد اعتمادم، تو مورد اعتماد قرار گرفته‏اي؟

 آنان در اين باره با هم مشاجره مي‏کردند که علي‏عليه السلام نزد آنان رسيد. عبّاس به وي گفت:پسر برادرم، لحظه‏اي صبر کن ! علي‏عليه السلام ايستاد.

 عبّاس به وي گفت:شيبه بر من فخر مي‏فروشد و فکر مي‏کند که از من برتر است.

 علي‏عليه السلام فرمود:«عمو جان ! شما به او چه گفتي؟».

 گفت:گفتم که من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم. پس از تو برترم.

 سپس به شيبه فرمود:«تو به او چه گفتي؟».

 شيبه گفت:گفتم که من از تو برترم. من امين خدا بر خانه‏اش و نگاهبان آنم. آيا آن‏گونه که خدا به من اعتماد کرده، به تو اعتماد کرده است؟

 علي‏عليه السلام فرمود:«بگذاريد من هم با شما در مفاخره شرکت کنم».

 گفتند:باشد.

 علي‏عليه السلام فرمود:«من از هر دوي شما برترم. من از بين مردانِ اين امّت، اوّلين کسي هستم که ايمان آورد، مهاجرت کرد و جهاد نمود».

 همه به خدمت پيامبرصلي الله عليه وآله رفتند و در برابرش نشستند و هر کدام از آنان افتخار خود را به ايشان گفت.

 پيامبرصلي الله عليه وآله چيزي در جواب نگفت و همه رفتند. بعد از چند روز، وحي درباره آنان نازل شد. پيامبرصلي الله عليه وآله به دنبال هر سه نفر فرستاد. آمدند و براي آنان اين آيه را خواند:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز واپسين ايمان آورده است؟...» (تا پايان آيه). .


برچسب‌ها: علی در قران
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 14:27  توسط محمد دستان  |