|
ديدگاههايي درباره شخصيت امام علي از منظر قرآن کریم
علي از زبان قرآن
عليعليه السلام، رازدار بزرگ قرآن و رمز آشناي والاي اين کتاب الهي، همبَر قرآن و زبان گوياي اين پيک آسماني است. پيوند عليعليه السلام و قرآن، پيوندي است ژرف و ناگسستني؛ پيوندي که تا دامنه قيامت و کنار حوض کوثر، ادامه خواهد داشت. پيامبر خدا، اين حقيقت عظيم را در حديث گرانسنگ ثَقَلين و نيز در اين حديث ديگر رقم زده است که: علي با قرآن است و قرآن با علي. از هم جدا نميشوند تا در حوض بر من وارد شوند. اين جمله ارجمند، از جمله گوياي آن است که عليعليه السلام، همبَر قرآن و مدافع خستگيناپذير معارف قرآن، و همراه شکوهمند قرآن و بيان کننده آموزههاي والاي آن است، چنانکه خود فرموده است: اين، قرآن است. آن را به سخن آوريد، و هرگز سخن نميگويد؛ ولي من از آن به شما خبر ميدهم. . و فرموده: سوگند به خدا، آيهاي نازل نشده، جز آن که ميدانم درباره چه و در کجا و درباره چه کسي نازل شده است . و اين، حقيقتي است که از همان روزگاران نخست، همگان به آن اذعان داشتند و صحابيان و همراهان رسول خدا بر آن معترفاند و از سوي ديگر، از اين سخن رسول خدا ميتوان فهميد که قرآن، گوياترين سند عظمتها و مبيّن والايي و گزارش کننده ارجمنديهاي عليعليه السلام است که: قرآن با علي است. اين نکته نيز از همان روزگاران نزول قرآن، بر هيچ کس پوشيده نبود. پيامبر خدا فرمود: خداوند، آيهاي نفرستاد که در آن «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ؛ اي کساني که ايمان آوردهايد» باشد، جز آن که علي در قلّه آن و امير آن بود. مفسّر بزرگ قرآن، عبد اللَّه بن عباس، نيز گويد: در قرآن، آيهاي نيست که در آن، «اي کساني که ايمان آوردهايد» باشد، جز آن که عليعليه السلام، قلّه آن، امير آن و شريف آن است. خداوند، ياران محمّدصلي الله عليه وآله را در قرآن، مورد سرزنش قرار داده و از عليعليه السلام، جز به نيکي ياد نکرده است. . و نيز گويد: درباره کسي آن مقدار که درباره عليعليه السلام آيات قرآني نازل شده، نازل نشده است . حذيفة بن يمان نيز ميگويد: در قرآن، آيهاي با خطاب «اي کساني که ايمان آوردهايد» نازل نشده، مگر آن که عليعليه السلام هسته و مغز آن است. مجاهد گفته است: درباره عليعليه السلام، هفتاد آيه نازل شده که هيچکس در آنها با وي شريک نيست. عبد الرحمان بن ابي ليلي گفته است: درباره عليعليه السلام، هشتاد آيه خالص از کتاب خدا نازل شده است و هيچکس از اين امّت با او در اين آيهها سهيم نيست. آنچه در سطور آينده اين مجموعه در اين باره گزارش ميشود، اندکي است از بسيار. ما در عرضه اين حقايق، راه اختصار پيش گرفتهايم و از آوردن بسياري از آيات که بر اساس منابع فريقين، شأن نزول آنها عليعليه السلام و يا اهل بيتعليهم السلام است، تن زدهايم. 1. جان پيامبر 2. شاهدي از پيامبر 3. آن که دانش کتاب، نزد اوست 4. مومن 5. پيشتاز 6. مومنِ مجاهد 7. شايستهترين مؤمنان 8. گوشي شنوا 9. بهترين آفريدگان 10. دشمن کافران 11. راهنما 12. ولي صدقه دهنده در رکوع 13. آن که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد 14. آن که دارايياش را شب و روز، نهان و آشکارا انفاق ميکند 15. آواز دهنده ميان بهشتيان و جهنميان است 16. ولايتش کامل کننده دين است 17. مهر او از سوي خداي رحمان است
· جان پيامبر «فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِنم بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْکَذِبِينَ». پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم . امام عليعليه السلام:مسيحيان، چيزي ادّعا کردند. خداوند عزوجل درباره آن نازل کرد:«پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم». بر اين اساس، «جانِ» من جانِ پيامبر خدا بود و «زنان»، فاطمهعليها السلام بود و «پسران»، حسن و حسينعليهما السلام بودند. امام باقرعليه السلام - درباره اين سخن خدا که:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را... فرا خوانيم» -:مراد از «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسينعليهما السلام و مراد از «ما خودمان و شما خودتان را» پيامبر خدا و عليعليه السلام و مراد از «زنانمان و زنانتان را» فاطمهعليها السلام است. عيون أخبار الرضا - به نقل از ريّان بن صَلت، در جريان گفتگوي امام رضاعليه السلام با عالمانعراق وخراسان در مجلس مأمون، هنگامي که از وي پرسيدند:آيا خداوند عزوجل در قرآن، «اصطفاء» را تفسير کرده است؟ -:«[ خداوند]، "اصطفاء" را به غير از باطن، در ظاهر قرآن نيز در دوازده جا تفسير کرده است ... و سومين جا هنگامي است که خداوند، آفريدگان پاک خود را مشخّص کرده است و به پيامبرش در آيه مباهله دستور داده است به همراه آنان، مباهله کند. پس خداوند فرموده که:اي محمّد! "پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم". پيامبرصلي الله عليه وآله، علي، حسن و حسين و فاطمه را - که درودهاي خداوند بر آنان باد -، بيرون آورد و جانِ آنان را همراه جانِ خود کرد. آيا مفهوم سخن خداوند را که ميفرمايد:"وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ" ميدانيد؟». عالمان گفتند:مراد، خودِ آن حضرت است. امام رضاعليه السلام فرمود:«اشتباه کرديد؛ بلکه از آن، علي بن ابي طالبعليه السلام را قصد کرده است و دليل بر آن، گفته [ ديگر] ايشان است که فرمود:"يا بني وليعه دست بکشند و يا آن که فردي را که همچون خودِ من است، به سويشان خواهم فرستاد" و علي بن ابيطالبعليه السلام را قصد کرد .... اين، ويژگياي است که در آن، هيچکس بر آنان، پيشي نگرفته است، و برترياي است که هيچ انساني در آن، به آنان نخواهد رسيد، و شرافتي است که هيچ آفريدهاي در آن، بر آنان پيشقدم نگشته است؛ زيرا جانِ عليعليه السلام را همچون جانِ خويش قرار داد». طرائف المقال:مأمون به امام رضاعليه السلام گفت:چه دليلي بر خلافت جدّت [ علي بن ابيطالبعليه السلام] وجود دارد؟ فرمود:«[ قول خداوند:] "وَأَنفُسَنَا"». مأمون گفت:آري، اگر «نِسَآءَنَا» نباشد. امام رضاعليه السلام فرمود:«بلي، اگر "أَبْنَآءَنَا" نباشد» و مأمون، ساکت شد . دلائل النبوة - به نقل از جابر در تفسير آيه مباهله -:مراد از «و ما خودمان و شما خودتان را»، پيامبر خدا و عليعليه السلام و «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسينعليهما السلام و «زنانمان و زنانتان را» فاطمهعليها السلام است - که خداوند از همه آنان خشنود باشد -. تفسير الطبري - به نقل از زيد بن علي، در تفسير سخن خداوند که ميفرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را و... را فراخوانيم» -:مراد، پيامبر، علي، فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند الکشّاف - در يادکردِ مباهله -:پيامبرصلي الله عليه وآله، صبحگاهان، در حاليکه حسينعليه السلام در آغوشش بود و دست حسنعليه السلام را در دست گرفته بود و فاطمهعليها السلام، پشت سرِ وي و عليعليه السلام پشت سرِ فاطمهعليها السلام بود، آمد و فرمود:«من دعا ميکنم و شما آمين بگوييد». اُسقف نَجران گفت:اي مسيحيان! من چهرههايي را ميبينم که اگر خداوند بخواهد کوهي را از جايش بکَند، بهخاطر اين چهرهها خواهد کَند. با آنان مباهله نکنيد که نابود خواهيد شد و ديگر تا روز قيامت بر روي کره زمين، مسيحياي باقي نخواهد ماند. المَحاسن والمَساوئ - به نقل از مردي از بنيهاشم -:پدرم گزارش کرد که در بصره، در مجلس محمّد بن عايشه حاضر بودم که از ميان جمع، مردي برخاست و گفت:اي ابو عبد الرحمان! از بين ياران پيامبر خدا، کداميک برترين بودند؟ وي پاسخ داد:ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبد الرحمان بن عوف و ابو عبيدة بن جرّاح. مرد به او گفت:پس علي بن ابي طالبعليه السلام کجا رفت؟ ابوعبد الرحمان گفت:اي مرد! آيا از من درباره ياران پيامبرصلي الله عليه وآله ميپرسي و يا خود او؟! گفت:بلکه از ياران او ابو عبد الرحمان گفت:خداوند متعال ميفرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم...». چگونه ياران آن حضرت، همچون نفس وي خواهند بود؟. ر. ک:ص 87 (جانِ من) . شواهد التنزيل:167 - 155:1
· شاهدي از پيامبر
«أَفَمَن کَانَ عَلَي بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِي وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ».. آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ... [ دروغ ميبافد]؟ . پيامبرصلي الله عليه وآله:مراد از «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، منم و مراد از «و شاهدي از او» علي است.. . امام عليعليه السلام:مراد از «کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، پيامبر خداست و مراد از «و شاهدي از او» منم. . امام عليعليه السلام:آن که خدا فرمود «و شاهدي از او، در پي اوست»، منم. . تفسير الطبري - به نقل از عبد اللَّه بن يحيي -:عليعليه السلام فرمود:«هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او يک يا دو آيه نازل شده است». کسي به وي گفت:درباره تو کدام آيه نازل شده است؟ عليعليه السلام فرمود:«آيا آيهاي را که در سوره هود نازل شده، نخواندهاي که " و شاهدي از او در پي او است "؟». مناقب علي بن أبي طالب - به نقل از عبّاد بن عبد اللَّه -:شنيدم عليعليه السلام ميفرمود:«هيچ آيهاي در کتاب خداوند عزوجل نازل نشده، جز آن که ميدانم کِي نازل شده و درباره چه کسي نازل شده است و هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او آيهاي از کتاب خدا نازل شده است که او را به بهشت يا دوزخ ميکشانَد». کسي برخاست و گفت:اي امير مؤمنان! درباره تو چه آيهاي نازل شده است؟ فرمود:«اگر در جمع از من نپرسيده بودي، به تو نميگفتم. مگر آيه:"آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست..." را نخواندهاي؟ پيامبر خدا بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و من شاهدي از اويم. سوگند به خدا، اين که ويژگيهايي را که خداوند عزوجل ما اهل بيت را بدان ويژه ساخته بياموزيد، براي من دوستداشتنيتر از طلاهاي زرد و نقرههاي سفيد روي زمين است. تذکرة الخواص - به نقل از زادان -:از او (عليعليه السلام) شنيدم که ميفرمود:«سوگند به آن که دانه را شکافت و موجودات زنده را آفريد، اگر مَسندي براي من نهاده شود، در بين توراتيان به توراتشان و در بين انجيليان به انجيلشان و در بين زبوريان به زبورشان و در بين قرآنيان به قرآنشان داوري ميکنم. سوگند به آن که جانم در دست اوست، هيچ قريشيِ سر تراشيدهاي نيست جز آن که آيهاي را که او را به سوي بهشت ميرانَد يا به دوزخ ميکشاند، ميدانم». مردي گفت:اي امير مؤمنان! آيهاي که درباره تو نازل شده، چيست؟ فرمود:آيه " آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ... [دروغ ميبافد]؟ ". پيامبر خدا «حجّت روشن او» است و من «شاهدي از او» هستم.. امام حسنعليه السلام:خداوند در کتابش که بر پيامبر مرسلش فرو فرستاده، گفته است:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است وشاهدي از او در پي اوست ...». پيامبر خدا همان حجّت روشن از جانب پروردگارش است و پدرم آن کسي است که در پي او و شاهدي از اوست. تفسير فرات - به نقل از زيد بن سلام جُعفي -:بر امام باقرعليه السلام وارد شدم و گفتم:خدا خيرت دهد! خيثمه از تو درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ...»، نقلي کرد. او به من گفت که شما گفتهايد:پيامبر خدا، بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و عليعليه السلام بعد از او، پيرو او و شاهدي از اوست و اين آيه، درباره وي نازل شده است . امام باقرعليه السلام فرمود:«سوگند به خدا، خيثمه درست گفته است و من همينگونه به وي گفتهام». امام باقرعليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ...» -:آنکه بر حجّتي روشن از پروردگارش است، رسول خداست، و آنکه بعد از وي در پي او و شاهدي از اوست، امير مؤمنان است و سپس اوصياي وي، يکي پس از ديگري.. امام صادقعليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:در اين جا، آن که بر حجّت روشن از پروردگارش است، پيامبر خداست و شاهدي از او که در پي اوست، عليعليه السلام است که پس از او به عنوان امام ميآيد و حجّت بر امّتِ پس از وي خواهد بود. الکافي - به نقل از احمد بن عمر حلّال -:از ابو الحسنعليه السلام (امام کاظم يا امام رضاعليهما السلام) درباره سخن خداي عزوجل:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست»، پرسيدم. فرمود:«امير مؤمنان - که درودهاي خدا بر او باد - شاهد بر پيامبر خداست و پيامبر خدا بر حجّت روشن از جانب پروردگارش است». . شواهد التنزيل - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:[ ابن عبّاس] گفت:مراد، پيامبرصلي الله عليه وآله است و مقصود از «شاهدي از او، در پي اوست»، علي بن ابي طالبعليه السلام است. تفسير الفخر الرازي - در تفسير سخن خدا «و شاهدي از او، در پي اوست» -:قول سومْ اينکه مراد، علي بن ابي طالبعليه السلام است و معناي آن اين است که او در پي آن حجّت روشن است و «از او»، يعني اين شاهد از محمّد و جزئي از اوست، و مقصود از اين [ تعبير]، شرافتدهي به اين گواه است که وي، جزئي از محمّدصلي الله عليه وآله است . ر. ک:شواهد التنزيل:ج:369 - 359.
· آن که دانش کتاب، نزد اوست «وَ يَقُولُ الَّذِينَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَما بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُو عِلْمُ الْکِتَبِ ». و کساني که کافر شدند، ميگويند:تو فرستاده نيستي. بگو:کافي است خدا و آنکس که نزد او علمِ کتاب است، ميان من و شما گواه باشد. الأمالي - به نقل از ابو سعيد خُدري -:از پيامبر خدا درباره سخن خداوند عزوجل:«و کسي که نزد او دانش کتاب است»، پرسيدم. فرمود:«آن، برادرم علي بن ابي طالب است».. امام عليعليه السلام - درباره همان آيه شريف -:«کسي که نزد او دانش کتاب است»، منم.. امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:او علي بن ابي طالبعليه السلام است. امام باقرعليه السلام - درباره همان آيه شريف -:دانشِ اوّل و آخرِ کتاب، نزد علي بن ابي طالبعليه السلام است. امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:آيه، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. او پس از پيامبر - که درودهاي خدا بر او و دودمانش باد -، داناي اين امّت است تفسير القُرطُبي - به نقل از عبد اللَّه بن عطا -:به ابو جعفر پسر علي بن حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام (امام باقرعليه السلام) گفتم:ميپندارند کسي که «نزد او دانش کتاب است»، عبد اللَّه بن سلام است. فرمود:«او فقط علي بن ابي طالبعليه السلام است». . الکافي - به نقل از بريد بن معاويه -:از امام باقرعليه السلام [ درباره] «بگو:کافي است خدا وآنکس که نزد او علم کتاباست، ميان من وشما گواه باشد»، پرسيدم. فرمود: «مقصود، ماييم وعليعليه السلام اوّلين وبالاترين وبهترينِما پساز پيامبر خداست». . امام صادقعليه السلام:خداوند - تبارک و تعالي - در قرآن درباره موسيعليه السلام فرمود:«وَکَتَبْنَا لَهُو فِي الأَْلْوَاحِ مِن کُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً؛ و در الواح [ تورات] بر او در هر موردي پندي... نگاشتيم» و نگفت همه پندها را؛ و از زبان عيسيعليه السلام فرمود:«وَ لِأُبَيِّنَ لَکُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ؛ و تا درباره بعضي از آنچه در آن اختلاف ميکرديد، برايتان توضيح دهم» و نگفت:همه چيز را؛ ولي براي سرور شما امير مؤمنان فرمود:«قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَما بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُو عِلْمُ الْکِتَبِ؛ بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد». و خداوند عزوجل فرمود:«وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي کِتَبٍ مُّبِينٍ؛ و هيچ تَر و خشکي نيست، مگر اينکه در کتاب روشني [ ثبت] است» و فرمود:«وَ کُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ؛ و هر چيزي را در کارنامهاي روشن برشمرديم» و دانش اين کتاب، نزد او (امير مؤمنان) ا . بصائر الدرجات - به نقل از عبد اللَّه بن بکير، از امام صادقعليه السلام -:نزد آن حضرت بودم. از سليمان و از دانشي که به او بخشيده شده بود و سلطنتي که به او داده شده بود، ياد کردند. آن حضرت به من فرمود:«چه چيز به سليمان بن داوود داده شده بود؟ نزد وي، تنها يک حرف از اسم اعظم بود و مولاي شما کسي است که خداوند [ دربارهاش] فرموده:" بگو:کافي است خدا و آن کسي که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد ". سوگند به خدا که تمامي علم کتاب، نزد عليعليه السلام بود». گفتم:سوگند به خدا راست گفتي، فدايت شوم! تفسير القمي - درباره آيه «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:پدرم برايم از ابن ابي عمير، از ابن اُذينه، از امام صادقعليه السلام نقل کرد که فرمود:«آن که علم کتاب نزد اوست، علي بن ابي طالبعليه السلام است». همچنين پرسيده شد که آيا آن که نزدش دانشي از کتاب است، داناتر است يا آن که نزد او دانشِ کتاب است؟ فرمود:«دانشِ آنکه نزد او دانشي از کتاب است، در برابر آن که نزدش دانشِ کتاب است، جز به مقداري که مگس با بال خود از آب دريا برميدارد، نيست». . امام رضاعليه السلام - درباره سخن خدا «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:[ مراد ،] عليعليه السلام است.. . مناقب آل أبي طالب:محمّد بن مسلم و ابو حمزه ثمالي و جابر بن يزيد از امام باقرعليه السلام، و علي بن فضّال و فضيل بن يسار و ابو بصير از امام صادقعليه السلام، و احمد بن محمّد حلبي و محمّد بن فضيل از امام رضاعليه السلام نقل کردهاند و همچنين از موسي بن جعفرعليهما السلام و از زيد بن علي و از محمّد بن حنفيه و از سلمان فارسي و از ابو سعيد خُدري و اسماعيل سُدّي روايت شده است که آنان درباره سخن خدا که ميفرمايد:«بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد»، فرمودهاند:«او، علي بن ابي طالبعليه السلام است». ر. ک:ج 10، ص 53 (دانش کتاب) .
· مومن «أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ». آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند. . تفسير الطبري - به نقل از عطاء بن يسار، درباره همين آيه شريف -:در مدينه و درباره علي بن ابي طالبعليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط نازل شده است. بين وليد و عليعليه السلام سخني به ميان آمد. وليد بن عقبه گفت:من از تو سخنورتر، و در نيزهزني تيزتر و در هنگام هجوم دشمن، بازدارندهترم. عليعليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». پس خداوند، درباره آن دو چنين نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند... دروغش ميپنداشتيد» امام باقرعليه السلام:علي بن ابي طالبعليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط، بگومگو کردند. وليد بن عقبه فاسق گفت:سوگند به خدا که من از تو در گفتار، رساتر، و در نيزهزني تيزتر، و در هنگام هجوم دشمن، پا برجاترم. عليعليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». سپس خداوند، اين آيه را نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند. امّا کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به [ پاداشِ] آنچه انجام ميدادند، در باغهايي که در آنها جايگزين ميشوند، پذيرايي ميگردند» و او، علي بن ابي طالبعليه السلام است.. . الفتوح - درباره مشاجرهاي که بين وليد و عليعليه السلام پيش آمد -:وليد به عليعليه السلام گفت:من در نيزهزني از تو تيزترم، در گفتار، مسلّطترم و بر دشمن، از تو ضربه زنندهترم. عليعليه السلام به او فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». وليد از اين سخن، خشمگين شد و به پيامبرصلي الله عليه وآله در اين باره شکايت کرد. آنگاه درباره وي اين آيه نازل شد که «آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند» و وليد بن عقبه را قصد کرد. سپس حَسّان بن ثابت در اين باره چند بيت سرود که مطلع آنها چنين است: خداوند در کتاب ارجمندش درباره عليعليه السلام و وليد، آيهاي فروفرستاد. الأمالي - از ابو مِخْنَف لوط بن يحيي و جمعي از دانشوران، درباره بحثي که بين امام حسنعليه السلام و وليد بن عقبه پيش آمد -:امام حسنعليه السلام به او فرمود:در بدگوييات از عليعليه السلام، تو را سرزنش نميکنم؛ چرا که به دليل شرابخواري، هشتاد شلّاق به تو زده است و در جنگ بدر، به دستور پيامبرصلي الله عليه وآله، پدرت را به اسيري کشته است و خداوند، در چندين آيه، او را «مؤمن» ناميده و تو را «فاسق» خوانده و شاعر، درباره تو و علي بن ابي طالبعليه السلام گفته است: خداوند در قرآن بر ما درباره عليعليه السلام و وليد، آيهاي نازل کرد. وليد را در جايگاه کفر نشاند و عليعليه السلام را در مقام ايمان جاي داد. آنکه مؤمن است و خدا را ميپرستد همچون کسي نيست که فاسق و خيانتپيشه است. پس از اندکي وليد و عليعليه السلام آشکارا به پاداش فراخوانده خواهند شد. عليعليه السلام در آنجا بهشت را پاداش خواهد گرفت و وليد، جزايش جهنّم خواهد بود. ر. ک:ج 11، ص 366 (شماري از دشمنان امام علي:وليد بن عقبه) .
· پيشتاز
«وَ السّاَبِقُونَ السّاَبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ». . و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان [ خدا] . «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَجِرِينَ وَالْأَنصَارِ». و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار. الأمالي - به نقل از ابن عبّاس -:از پيامبر خدا درباره سخن خدا عزوجل:«و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان [ خدا]، در باغستانهاي پُر نعمت»، پرسيدم. فرمود:«جبرئيل به من گفت:اين [ ها]، علي و پيروان اويند. آنان، پيشتازان به [ سوي] بهشتاند و به لطف خدا بر آنان، مقرّبان درگاه الهياند» . پيامبر خدا:پيشتازان، سه نفرند:پيشتاز [ در ايمان آوردن] به موسيعليه السلام يوشع بن نون است، پيشتاز [ در ايمان آوردن] به عيسيعليه السلام صاحب ياسين است، و پيشتاز به محمّد، علي بن ابي طالب است. امام عليعليه السلام - در زمان خلافت عثمان در خطابش به مهاجران و انصار -:شما را به خدا، آيا ميدانيد وقتي آيات «و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار» و «پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان» نازل شد، از پيامبر خدا درباره آنها پرسيده شد، فرمود:«خداوند تعالي، آن را درباره پيامبران و اوصياي آنان فرستاده است و من، برترينِ پيامبران و رسولان خداوندم و علي بن ابي طالب، وصيّ من و برترينِ اوصياست»؟ گفتند:خدا شاهد است که آري ! امام حسنعليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«وَ السَّبِقُونَ السَّبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان» و پدرم، پيشتازترينِ پيشتازان به سوي خداوند عزوجل و پيامبرش، و نزديکترينِ نزديکان بود. همانا خداوند متعال فرمود:«لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَتَلَ أُوْلَل-ِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً؛ کساني از شما که پيش از فتح [ مکّه] انفاق و جهاد کردهاند، [ با ديگران] يکسان نيستند. آنان به درجه بزرگترند». پدرم در اسلام و ايمان آوردن، نخستينِ آنان بود، و در مهاجرت و پيوستن به خدا و پيامبر خدا، اوّلينِ آنان بود، و در تلاش و گستردگي انفاق، نخستين آنان بود. خداوند سبحان فرمود:«وَ الَّذِينَ جَآءُو مِنم بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَ نِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَنِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ؛ و [ نيز] کساني که بعد از آنان (مهاجران و انصار) آمدهاند [ و] ميگويند:پروردگارا! بر ما و بر آن برادرانمان که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفتند، ببخشاي و در دلهايمان نسبت به کساني که ايمان آوردهاند، [ هيچگونه] کينهاي مگذار. پروردگارا ! راستي که تو رئوف و مهرباني». پس مردم از بين همه ملّتها به جهت پيشتازي او در ايمان به پيامبرش براي او استغفار ميکنند، بهخاطر آن که هيچکس در ايمان بر او پيشي نگرفت. خداوند متعال فرموده:«و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار، و کساني که با نيکوکاري از آنان پيروي کردند». او پيشتازِ همه پيشتازان بود و خداوند، همانگونه که پيشتازان را به بر جايْماندگان و ديرْپيوستگان برتري داده است، پيشتازِ پيشتازان را هم بر پيشتازان، برتري داده است. الدرّ المنثور - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خداوند متعال:«و پيشتازان، مقدّماند» -:درباره حزقيل (مؤمن آل فرعون)، حبيب نجّار (که در سوره ياسين يادشده) و علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. هر کدام از آنان، پيشتاز امّت خود هستند و عليعليه السلام در پيشتازي، برترينِ آنان است. ر. ک:ج 9، ص 163 (نخستين مسلمان) . شواهد التنزيل:297 - 291:1.
· مومنِ مجاهد
«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الأَْخِرِ وَجَهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ » .
آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتهايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد. امام حسنعليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد». پدرم مؤمن راستين به خدا و روز قيامت و مجاهد در راه خدا بود و اين آيه درباره وي نازل شده است. امام باقرعليه السلام - درباره همين آيه شريف -:اين آيه، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. المصنَّف - به نقل از شعبي، درباره همين آيه شريف -:درباره عليعليه السلام و عبّاس نازل شده است تفسير الطبري - از محمّد بن کعب قرظي -:طلحة بن شيبه از بني عبد الدار، و عبّاس بن عبد المطّلب و علي بن ابي طالبعليه السلام بر هم افتخار ميکردند. طلحه گفت:من متولّي خانه خدا هستم و کليد خانه در دست من است. اگر بخواهم، شب را در آن به سر خواهم بُرد. عبّاس گفت:من متولّي آبدهي [ به زائران] هستم و اگر بخواهم، شب را در مسجد الحرام به سر خواهم بُرد. عليعليه السلام فرمود:«من نميدانم شما چه ميگوييد! من، شش ماه پيش از ديگران به سوي قبله نماز خواندم و اهل جهادم». آنگاه خداوند، آيه:«آيا سيراب کردن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتهايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد» را بهطور کامل، نازل کرد تاريخ دمشق - به نقل از اَنَس -:عبّاس و شَيبه، متولّيان خانه خدا، نشسته بودند و بر يکديگر فخر ميفروختند. عبّاس به وي گفت:من برتر از توام. من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم. شيبه گفت:من از تو برترم. من امين خدا بر خانهاش و نگاهبان آنم. آيا آنگونه که من مورد اعتمادم، تو مورد اعتماد قرار گرفتهاي؟ آنان در اين باره با هم مشاجره ميکردند که عليعليه السلام نزد آنان رسيد. عبّاس به وي گفت:پسر برادرم، لحظهاي صبر کن ! عليعليه السلام ايستاد. عبّاس به وي گفت:شيبه بر من فخر ميفروشد و فکر ميکند که از من برتر است. عليعليه السلام فرمود:«عمو جان ! شما به او چه گفتي؟». گفت:گفتم که من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم. پس از تو برترم. سپس به شيبه فرمود:«تو به او چه گفتي؟». شيبه گفت:گفتم که من از تو برترم. من امين خدا بر خانهاش و نگاهبان آنم. آيا آنگونه که خدا به من اعتماد کرده، به تو اعتماد کرده است؟ عليعليه السلام فرمود:«بگذاريد من هم با شما در مفاخره شرکت کنم». گفتند:باشد. عليعليه السلام فرمود:«من از هر دوي شما برترم. من از بين مردانِ اين امّت، اوّلين کسي هستم که ايمان آورد، مهاجرت کرد و جهاد نمود». همه به خدمت پيامبرصلي الله عليه وآله رفتند و در برابرش نشستند و هر کدام از آنان افتخار خود را به ايشان گفت. پيامبرصلي الله عليه وآله چيزي در جواب نگفت و همه رفتند. بعد از چند روز، وحي درباره آنان نازل شد. پيامبرصلي الله عليه وآله به دنبال هر سه نفر فرستاد. آمدند و براي آنان اين آيه را خواند:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز واپسين ايمان آورده است؟...» (تا پايان آيه). . برچسبها: علی در قران
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 14:27  توسط محمد دستان
|
|