|
ديدگاههايي درباره شخصيت امام علي از منظر قرآن کریم
علي از زبان قرآن
عليعليه السلام، رازدار بزرگ قرآن و رمز آشناي والاي اين کتاب الهي، همبَر قرآن و زبان گوياي اين پيک آسماني است. پيوند عليعليه السلام و قرآن، پيوندي است ژرف و ناگسستني؛ پيوندي که تا دامنه قيامت و کنار حوض کوثر، ادامه خواهد داشت. پيامبر خدا، اين حقيقت عظيم را در حديث گرانسنگ ثَقَلين و نيز در اين حديث ديگر رقم زده است که: علي با قرآن است و قرآن با علي. از هم جدا نميشوند تا در حوض بر من وارد شوند. اين جمله ارجمند، از جمله گوياي آن است که عليعليه السلام، همبَر قرآن و مدافع خستگيناپذير معارف قرآن، و همراه شکوهمند قرآن و بيان کننده آموزههاي والاي آن است، چنانکه خود فرموده است: اين، قرآن است. آن را به سخن آوريد، و هرگز سخن نميگويد؛ ولي من از آن به شما خبر ميدهم. . و فرموده: سوگند به خدا، آيهاي نازل نشده، جز آن که ميدانم درباره چه و در کجا و درباره چه کسي نازل شده است . و اين، حقيقتي است که از همان روزگاران نخست، همگان به آن اذعان داشتند و صحابيان و همراهان رسول خدا بر آن معترفاند و از سوي ديگر، از اين سخن رسول خدا ميتوان فهميد که قرآن، گوياترين سند عظمتها و مبيّن والايي و گزارش کننده ارجمنديهاي عليعليه السلام است که: قرآن با علي است. اين نکته نيز از همان روزگاران نزول قرآن، بر هيچ کس پوشيده نبود. پيامبر خدا فرمود: خداوند، آيهاي نفرستاد که در آن «يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ؛ اي کساني که ايمان آوردهايد» باشد، جز آن که علي در قلّه آن و امير آن بود. مفسّر بزرگ قرآن، عبد اللَّه بن عباس، نيز گويد: در قرآن، آيهاي نيست که در آن، «اي کساني که ايمان آوردهايد» باشد، جز آن که عليعليه السلام، قلّه آن، امير آن و شريف آن است. خداوند، ياران محمّدصلي الله عليه وآله را در قرآن، مورد سرزنش قرار داده و از عليعليه السلام، جز به نيکي ياد نکرده است. . و نيز گويد: درباره کسي آن مقدار که درباره عليعليه السلام آيات قرآني نازل شده، نازل نشده است . حذيفة بن يمان نيز ميگويد: در قرآن، آيهاي با خطاب «اي کساني که ايمان آوردهايد» نازل نشده، مگر آن که عليعليه السلام هسته و مغز آن است. مجاهد گفته است: درباره عليعليه السلام، هفتاد آيه نازل شده که هيچکس در آنها با وي شريک نيست. عبد الرحمان بن ابي ليلي گفته است: درباره عليعليه السلام، هشتاد آيه خالص از کتاب خدا نازل شده است و هيچکس از اين امّت با او در اين آيهها سهيم نيست. آنچه در سطور آينده اين مجموعه در اين باره گزارش ميشود، اندکي است از بسيار. ما در عرضه اين حقايق، راه اختصار پيش گرفتهايم و از آوردن بسياري از آيات که بر اساس منابع فريقين، شأن نزول آنها عليعليه السلام و يا اهل بيتعليهم السلام است، تن زدهايم. 1. جان پيامبر 2. شاهدي از پيامبر 3. آن که دانش کتاب، نزد اوست 4. مومن 5. پيشتاز 6. مومنِ مجاهد 7. شايستهترين مؤمنان 8. گوشي شنوا 9. بهترين آفريدگان 10. دشمن کافران 11. راهنما 12. ولي صدقه دهنده در رکوع 13. آن که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد 14. آن که دارايياش را شب و روز، نهان و آشکارا انفاق ميکند 15. آواز دهنده ميان بهشتيان و جهنميان است 16. ولايتش کامل کننده دين است 17. مهر او از سوي خداي رحمان است
· جان پيامبر «فَمَنْ حَآجَّکَ فِيهِ مِنم بَعْدِ مَا جَآءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَآءَنَا وَأَبْنَآءَکُمْ وَنِسَآءَنَا وَنِسَآءَکُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَي الْکَذِبِينَ». پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم . امام عليعليه السلام:مسيحيان، چيزي ادّعا کردند. خداوند عزوجل درباره آن نازل کرد:«پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فرا خوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم». بر اين اساس، «جانِ» من جانِ پيامبر خدا بود و «زنان»، فاطمهعليها السلام بود و «پسران»، حسن و حسينعليهما السلام بودند. امام باقرعليه السلام - درباره اين سخن خدا که:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را... فرا خوانيم» -:مراد از «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسينعليهما السلام و مراد از «ما خودمان و شما خودتان را» پيامبر خدا و عليعليه السلام و مراد از «زنانمان و زنانتان را» فاطمهعليها السلام است. عيون أخبار الرضا - به نقل از ريّان بن صَلت، در جريان گفتگوي امام رضاعليه السلام با عالمانعراق وخراسان در مجلس مأمون، هنگامي که از وي پرسيدند:آيا خداوند عزوجل در قرآن، «اصطفاء» را تفسير کرده است؟ -:«[ خداوند]، "اصطفاء" را به غير از باطن، در ظاهر قرآن نيز در دوازده جا تفسير کرده است ... و سومين جا هنگامي است که خداوند، آفريدگان پاک خود را مشخّص کرده است و به پيامبرش در آيه مباهله دستور داده است به همراه آنان، مباهله کند. پس خداوند فرموده که:اي محمّد! "پس هر که در اين [ باره]، پس از دانشي که تو را [ حاصل] آمده است، با تو محاجّه کند، بگو:بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را، و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم؛ سپس مباهله کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم". پيامبرصلي الله عليه وآله، علي، حسن و حسين و فاطمه را - که درودهاي خداوند بر آنان باد -، بيرون آورد و جانِ آنان را همراه جانِ خود کرد. آيا مفهوم سخن خداوند را که ميفرمايد:"وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَکُمْ" ميدانيد؟». عالمان گفتند:مراد، خودِ آن حضرت است. امام رضاعليه السلام فرمود:«اشتباه کرديد؛ بلکه از آن، علي بن ابي طالبعليه السلام را قصد کرده است و دليل بر آن، گفته [ ديگر] ايشان است که فرمود:"يا بني وليعه دست بکشند و يا آن که فردي را که همچون خودِ من است، به سويشان خواهم فرستاد" و علي بن ابيطالبعليه السلام را قصد کرد .... اين، ويژگياي است که در آن، هيچکس بر آنان، پيشي نگرفته است، و برترياي است که هيچ انساني در آن، به آنان نخواهد رسيد، و شرافتي است که هيچ آفريدهاي در آن، بر آنان پيشقدم نگشته است؛ زيرا جانِ عليعليه السلام را همچون جانِ خويش قرار داد». طرائف المقال:مأمون به امام رضاعليه السلام گفت:چه دليلي بر خلافت جدّت [ علي بن ابيطالبعليه السلام] وجود دارد؟ فرمود:«[ قول خداوند:] "وَأَنفُسَنَا"». مأمون گفت:آري، اگر «نِسَآءَنَا» نباشد. امام رضاعليه السلام فرمود:«بلي، اگر "أَبْنَآءَنَا" نباشد» و مأمون، ساکت شد . دلائل النبوة - به نقل از جابر در تفسير آيه مباهله -:مراد از «و ما خودمان و شما خودتان را»، پيامبر خدا و عليعليه السلام و «پسرانمان و پسرانتان را»، حسن و حسينعليهما السلام و «زنانمان و زنانتان را» فاطمهعليها السلام است - که خداوند از همه آنان خشنود باشد -. تفسير الطبري - به نقل از زيد بن علي، در تفسير سخن خداوند که ميفرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را و... را فراخوانيم» -:مراد، پيامبر، علي، فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام هستند الکشّاف - در يادکردِ مباهله -:پيامبرصلي الله عليه وآله، صبحگاهان، در حاليکه حسينعليه السلام در آغوشش بود و دست حسنعليه السلام را در دست گرفته بود و فاطمهعليها السلام، پشت سرِ وي و عليعليه السلام پشت سرِ فاطمهعليها السلام بود، آمد و فرمود:«من دعا ميکنم و شما آمين بگوييد». اُسقف نَجران گفت:اي مسيحيان! من چهرههايي را ميبينم که اگر خداوند بخواهد کوهي را از جايش بکَند، بهخاطر اين چهرهها خواهد کَند. با آنان مباهله نکنيد که نابود خواهيد شد و ديگر تا روز قيامت بر روي کره زمين، مسيحياي باقي نخواهد ماند. المَحاسن والمَساوئ - به نقل از مردي از بنيهاشم -:پدرم گزارش کرد که در بصره، در مجلس محمّد بن عايشه حاضر بودم که از ميان جمع، مردي برخاست و گفت:اي ابو عبد الرحمان! از بين ياران پيامبر خدا، کداميک برترين بودند؟ وي پاسخ داد:ابوبکر، عمر، عثمان، طلحه، زبير، سعد، سعيد، عبد الرحمان بن عوف و ابو عبيدة بن جرّاح. مرد به او گفت:پس علي بن ابي طالبعليه السلام کجا رفت؟ ابوعبد الرحمان گفت:اي مرد! آيا از من درباره ياران پيامبرصلي الله عليه وآله ميپرسي و يا خود او؟! گفت:بلکه از ياران او ابو عبد الرحمان گفت:خداوند متعال ميفرمايد:«بياييد پسرانمان و پسرانتان را، و زنانمان و زنانتان را و ما خودمان و شما خودتان را فراخوانيم...». چگونه ياران آن حضرت، همچون نفس وي خواهند بود؟. ر. ک:ص 87 (جانِ من) . شواهد التنزيل:167 - 155:1
· شاهدي از پيامبر
«أَفَمَن کَانَ عَلَي بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِي وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ».. آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ... [ دروغ ميبافد]؟ . پيامبرصلي الله عليه وآله:مراد از «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، منم و مراد از «و شاهدي از او» علي است.. . امام عليعليه السلام:مراد از «کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است»، پيامبر خداست و مراد از «و شاهدي از او» منم. . امام عليعليه السلام:آن که خدا فرمود «و شاهدي از او، در پي اوست»، منم. . تفسير الطبري - به نقل از عبد اللَّه بن يحيي -:عليعليه السلام فرمود:«هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او يک يا دو آيه نازل شده است». کسي به وي گفت:درباره تو کدام آيه نازل شده است؟ عليعليه السلام فرمود:«آيا آيهاي را که در سوره هود نازل شده، نخواندهاي که " و شاهدي از او در پي او است "؟». مناقب علي بن أبي طالب - به نقل از عبّاد بن عبد اللَّه -:شنيدم عليعليه السلام ميفرمود:«هيچ آيهاي در کتاب خداوند عزوجل نازل نشده، جز آن که ميدانم کِي نازل شده و درباره چه کسي نازل شده است و هيچ مردي از قريشيان نيست، جز آن که درباره او آيهاي از کتاب خدا نازل شده است که او را به بهشت يا دوزخ ميکشانَد». کسي برخاست و گفت:اي امير مؤمنان! درباره تو چه آيهاي نازل شده است؟ فرمود:«اگر در جمع از من نپرسيده بودي، به تو نميگفتم. مگر آيه:"آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست..." را نخواندهاي؟ پيامبر خدا بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و من شاهدي از اويم. سوگند به خدا، اين که ويژگيهايي را که خداوند عزوجل ما اهل بيت را بدان ويژه ساخته بياموزيد، براي من دوستداشتنيتر از طلاهاي زرد و نقرههاي سفيد روي زمين است. تذکرة الخواص - به نقل از زادان -:از او (عليعليه السلام) شنيدم که ميفرمود:«سوگند به آن که دانه را شکافت و موجودات زنده را آفريد، اگر مَسندي براي من نهاده شود، در بين توراتيان به توراتشان و در بين انجيليان به انجيلشان و در بين زبوريان به زبورشان و در بين قرآنيان به قرآنشان داوري ميکنم. سوگند به آن که جانم در دست اوست، هيچ قريشيِ سر تراشيدهاي نيست جز آن که آيهاي را که او را به سوي بهشت ميرانَد يا به دوزخ ميکشاند، ميدانم». مردي گفت:اي امير مؤمنان! آيهاي که درباره تو نازل شده، چيست؟ فرمود:آيه " آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ... [دروغ ميبافد]؟ ". پيامبر خدا «حجّت روشن او» است و من «شاهدي از او» هستم.. امام حسنعليه السلام:خداوند در کتابش که بر پيامبر مرسلش فرو فرستاده، گفته است:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است وشاهدي از او در پي اوست ...». پيامبر خدا همان حجّت روشن از جانب پروردگارش است و پدرم آن کسي است که در پي او و شاهدي از اوست. تفسير فرات - به نقل از زيد بن سلام جُعفي -:بر امام باقرعليه السلام وارد شدم و گفتم:خدا خيرت دهد! خيثمه از تو درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست ...»، نقلي کرد. او به من گفت که شما گفتهايد:پيامبر خدا، بر حجّتي روشن از جانب پروردگارش است و عليعليه السلام بعد از او، پيرو او و شاهدي از اوست و اين آيه، درباره وي نازل شده است . امام باقرعليه السلام فرمود:«سوگند به خدا، خيثمه درست گفته است و من همينگونه به وي گفتهام». امام باقرعليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او در پي اوست ...» -:آنکه بر حجّتي روشن از پروردگارش است، رسول خداست، و آنکه بعد از وي در پي او و شاهدي از اوست، امير مؤمنان است و سپس اوصياي وي، يکي پس از ديگري.. امام صادقعليه السلام - در تفسير سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:در اين جا، آن که بر حجّت روشن از پروردگارش است، پيامبر خداست و شاهدي از او که در پي اوست، عليعليه السلام است که پس از او به عنوان امام ميآيد و حجّت بر امّتِ پس از وي خواهد بود. الکافي - به نقل از احمد بن عمر حلّال -:از ابو الحسنعليه السلام (امام کاظم يا امام رضاعليهما السلام) درباره سخن خداي عزوجل:«آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست»، پرسيدم. فرمود:«امير مؤمنان - که درودهاي خدا بر او باد - شاهد بر پيامبر خداست و پيامبر خدا بر حجّت روشن از جانب پروردگارش است». . شواهد التنزيل - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خدا «آيا کسي که از جانب پروردگارش بر حجّتي روشن است و شاهدي از او، در پي اوست» -:[ ابن عبّاس] گفت:مراد، پيامبرصلي الله عليه وآله است و مقصود از «شاهدي از او، در پي اوست»، علي بن ابي طالبعليه السلام است. تفسير الفخر الرازي - در تفسير سخن خدا «و شاهدي از او، در پي اوست» -:قول سومْ اينکه مراد، علي بن ابي طالبعليه السلام است و معناي آن اين است که او در پي آن حجّت روشن است و «از او»، يعني اين شاهد از محمّد و جزئي از اوست، و مقصود از اين [ تعبير]، شرافتدهي به اين گواه است که وي، جزئي از محمّدصلي الله عليه وآله است . ر. ک:شواهد التنزيل:ج:369 - 359.
· آن که دانش کتاب، نزد اوست «وَ يَقُولُ الَّذِينَ کَفَرُواْ لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَما بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُو عِلْمُ الْکِتَبِ ». و کساني که کافر شدند، ميگويند:تو فرستاده نيستي. بگو:کافي است خدا و آنکس که نزد او علمِ کتاب است، ميان من و شما گواه باشد. الأمالي - به نقل از ابو سعيد خُدري -:از پيامبر خدا درباره سخن خداوند عزوجل:«و کسي که نزد او دانش کتاب است»، پرسيدم. فرمود:«آن، برادرم علي بن ابي طالب است».. امام عليعليه السلام - درباره همان آيه شريف -:«کسي که نزد او دانش کتاب است»، منم.. امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:او علي بن ابي طالبعليه السلام است. امام باقرعليه السلام - درباره همان آيه شريف -:دانشِ اوّل و آخرِ کتاب، نزد علي بن ابي طالبعليه السلام است. امام باقرعليه السلام - در باره همان آيه شريف -:آيه، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. او پس از پيامبر - که درودهاي خدا بر او و دودمانش باد -، داناي اين امّت است تفسير القُرطُبي - به نقل از عبد اللَّه بن عطا -:به ابو جعفر پسر علي بن حسين بن علي بن ابي طالب عليهم السلام (امام باقرعليه السلام) گفتم:ميپندارند کسي که «نزد او دانش کتاب است»، عبد اللَّه بن سلام است. فرمود:«او فقط علي بن ابي طالبعليه السلام است». . الکافي - به نقل از بريد بن معاويه -:از امام باقرعليه السلام [ درباره] «بگو:کافي است خدا وآنکس که نزد او علم کتاباست، ميان من وشما گواه باشد»، پرسيدم. فرمود: «مقصود، ماييم وعليعليه السلام اوّلين وبالاترين وبهترينِما پساز پيامبر خداست». . امام صادقعليه السلام:خداوند - تبارک و تعالي - در قرآن درباره موسيعليه السلام فرمود:«وَکَتَبْنَا لَهُو فِي الأَْلْوَاحِ مِن کُلِّ شَيْءٍ مَّوْعِظَةً؛ و در الواح [ تورات] بر او در هر موردي پندي... نگاشتيم» و نگفت همه پندها را؛ و از زبان عيسيعليه السلام فرمود:«وَ لِأُبَيِّنَ لَکُم بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ؛ و تا درباره بعضي از آنچه در آن اختلاف ميکرديد، برايتان توضيح دهم» و نگفت:همه چيز را؛ ولي براي سرور شما امير مؤمنان فرمود:«قُلْ کَفَي بِاللَّهِ شَهِيدَما بَيْنِي وَ بَيْنَکُمْ وَ مَنْ عِندَهُو عِلْمُ الْکِتَبِ؛ بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد». و خداوند عزوجل فرمود:«وَلَا رَطْبٍ وَلَا يَابِسٍ إِلَّا فِي کِتَبٍ مُّبِينٍ؛ و هيچ تَر و خشکي نيست، مگر اينکه در کتاب روشني [ ثبت] است» و فرمود:«وَ کُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَهُ فِي إِمَامٍ مُّبِينٍ؛ و هر چيزي را در کارنامهاي روشن برشمرديم» و دانش اين کتاب، نزد او (امير مؤمنان) ا . بصائر الدرجات - به نقل از عبد اللَّه بن بکير، از امام صادقعليه السلام -:نزد آن حضرت بودم. از سليمان و از دانشي که به او بخشيده شده بود و سلطنتي که به او داده شده بود، ياد کردند. آن حضرت به من فرمود:«چه چيز به سليمان بن داوود داده شده بود؟ نزد وي، تنها يک حرف از اسم اعظم بود و مولاي شما کسي است که خداوند [ دربارهاش] فرموده:" بگو:کافي است خدا و آن کسي که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد ". سوگند به خدا که تمامي علم کتاب، نزد عليعليه السلام بود». گفتم:سوگند به خدا راست گفتي، فدايت شوم! تفسير القمي - درباره آيه «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:پدرم برايم از ابن ابي عمير، از ابن اُذينه، از امام صادقعليه السلام نقل کرد که فرمود:«آن که علم کتاب نزد اوست، علي بن ابي طالبعليه السلام است». همچنين پرسيده شد که آيا آن که نزدش دانشي از کتاب است، داناتر است يا آن که نزد او دانشِ کتاب است؟ فرمود:«دانشِ آنکه نزد او دانشي از کتاب است، در برابر آن که نزدش دانشِ کتاب است، جز به مقداري که مگس با بال خود از آب دريا برميدارد، نيست». . امام رضاعليه السلام - درباره سخن خدا «بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد» -:[ مراد ،] عليعليه السلام است.. . مناقب آل أبي طالب:محمّد بن مسلم و ابو حمزه ثمالي و جابر بن يزيد از امام باقرعليه السلام، و علي بن فضّال و فضيل بن يسار و ابو بصير از امام صادقعليه السلام، و احمد بن محمّد حلبي و محمّد بن فضيل از امام رضاعليه السلام نقل کردهاند و همچنين از موسي بن جعفرعليهما السلام و از زيد بن علي و از محمّد بن حنفيه و از سلمان فارسي و از ابو سعيد خُدري و اسماعيل سُدّي روايت شده است که آنان درباره سخن خدا که ميفرمايد:«بگو:کافي است خدا و آن کس که نزد او علم کتاب است، ميان من و شما گواه باشد»، فرمودهاند:«او، علي بن ابي طالبعليه السلام است». ر. ک:ج 10، ص 53 (دانش کتاب) .
· مومن «أَفَمَن کَانَ مُؤْمِنًا کَمَن کَانَ فَاسِقًا لَّا يَسْتَوُونَ». آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند. . تفسير الطبري - به نقل از عطاء بن يسار، درباره همين آيه شريف -:در مدينه و درباره علي بن ابي طالبعليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط نازل شده است. بين وليد و عليعليه السلام سخني به ميان آمد. وليد بن عقبه گفت:من از تو سخنورتر، و در نيزهزني تيزتر و در هنگام هجوم دشمن، بازدارندهترم. عليعليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». پس خداوند، درباره آن دو چنين نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند... دروغش ميپنداشتيد» امام باقرعليه السلام:علي بن ابي طالبعليه السلام و وليد بن عقبة بن ابي معيط، بگومگو کردند. وليد بن عقبه فاسق گفت:سوگند به خدا که من از تو در گفتار، رساتر، و در نيزهزني تيزتر، و در هنگام هجوم دشمن، پا برجاترم. عليعليه السلام فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». سپس خداوند، اين آيه را نازل کرد:«آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند. امّا کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به [ پاداشِ] آنچه انجام ميدادند، در باغهايي که در آنها جايگزين ميشوند، پذيرايي ميگردند» و او، علي بن ابي طالبعليه السلام است.. . الفتوح - درباره مشاجرهاي که بين وليد و عليعليه السلام پيش آمد -:وليد به عليعليه السلام گفت:من در نيزهزني از تو تيزترم، در گفتار، مسلّطترم و بر دشمن، از تو ضربه زنندهترم. عليعليه السلام به او فرمود:«ساکت باش که تو فاسقي». وليد از اين سخن، خشمگين شد و به پيامبرصلي الله عليه وآله در اين باره شکايت کرد. آنگاه درباره وي اين آيه نازل شد که «آيا کسي که مؤمن است، چون کسي است که نافرمان است؟ يکسان نيستند» و وليد بن عقبه را قصد کرد. سپس حَسّان بن ثابت در اين باره چند بيت سرود که مطلع آنها چنين است: خداوند در کتاب ارجمندش درباره عليعليه السلام و وليد، آيهاي فروفرستاد. الأمالي - از ابو مِخْنَف لوط بن يحيي و جمعي از دانشوران، درباره بحثي که بين امام حسنعليه السلام و وليد بن عقبه پيش آمد -:امام حسنعليه السلام به او فرمود:در بدگوييات از عليعليه السلام، تو را سرزنش نميکنم؛ چرا که به دليل شرابخواري، هشتاد شلّاق به تو زده است و در جنگ بدر، به دستور پيامبرصلي الله عليه وآله، پدرت را به اسيري کشته است و خداوند، در چندين آيه، او را «مؤمن» ناميده و تو را «فاسق» خوانده و شاعر، درباره تو و علي بن ابي طالبعليه السلام گفته است: خداوند در قرآن بر ما درباره عليعليه السلام و وليد، آيهاي نازل کرد. وليد را در جايگاه کفر نشاند و عليعليه السلام را در مقام ايمان جاي داد. آنکه مؤمن است و خدا را ميپرستد همچون کسي نيست که فاسق و خيانتپيشه است. پس از اندکي وليد و عليعليه السلام آشکارا به پاداش فراخوانده خواهند شد. عليعليه السلام در آنجا بهشت را پاداش خواهد گرفت و وليد، جزايش جهنّم خواهد بود. ر. ک:ج 11، ص 366 (شماري از دشمنان امام علي:وليد بن عقبه) .
· پيشتاز
«وَ السّاَبِقُونَ السّاَبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ». . و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان [ خدا] . «وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَجِرِينَ وَالْأَنصَارِ». و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار. الأمالي - به نقل از ابن عبّاس -:از پيامبر خدا درباره سخن خدا عزوجل:«و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان [ خدا]، در باغستانهاي پُر نعمت»، پرسيدم. فرمود:«جبرئيل به من گفت:اين [ ها]، علي و پيروان اويند. آنان، پيشتازان به [ سوي] بهشتاند و به لطف خدا بر آنان، مقرّبان درگاه الهياند» . پيامبر خدا:پيشتازان، سه نفرند:پيشتاز [ در ايمان آوردن] به موسيعليه السلام يوشع بن نون است، پيشتاز [ در ايمان آوردن] به عيسيعليه السلام صاحب ياسين است، و پيشتاز به محمّد، علي بن ابي طالب است. امام عليعليه السلام - در زمان خلافت عثمان در خطابش به مهاجران و انصار -:شما را به خدا، آيا ميدانيد وقتي آيات «و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار» و «پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان» نازل شد، از پيامبر خدا درباره آنها پرسيده شد، فرمود:«خداوند تعالي، آن را درباره پيامبران و اوصياي آنان فرستاده است و من، برترينِ پيامبران و رسولان خداوندم و علي بن ابي طالب، وصيّ من و برترينِ اوصياست»؟ گفتند:خدا شاهد است که آري ! امام حسنعليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«وَ السَّبِقُونَ السَّبِقُونَ - أُوْلَائِکَ الْمُقَرَّبُونَ و پيشتازان، مقدّماند. آناناند همان مقرّبان» و پدرم، پيشتازترينِ پيشتازان به سوي خداوند عزوجل و پيامبرش، و نزديکترينِ نزديکان بود. همانا خداوند متعال فرمود:«لَا يَسْتَوِي مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَ قَتَلَ أُوْلَل-ِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً؛ کساني از شما که پيش از فتح [ مکّه] انفاق و جهاد کردهاند، [ با ديگران] يکسان نيستند. آنان به درجه بزرگترند». پدرم در اسلام و ايمان آوردن، نخستينِ آنان بود، و در مهاجرت و پيوستن به خدا و پيامبر خدا، اوّلينِ آنان بود، و در تلاش و گستردگي انفاق، نخستين آنان بود. خداوند سبحان فرمود:«وَ الَّذِينَ جَآءُو مِنم بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِإِخْوَ نِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَنِ وَ لَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلاًّ لِّلَّذِينَ ءَامَنُواْ رَبَّنَآ إِنَّکَ رَءُوفٌ رَّحِيمٌ؛ و [ نيز] کساني که بعد از آنان (مهاجران و انصار) آمدهاند [ و] ميگويند:پروردگارا! بر ما و بر آن برادرانمان که در ايمان آوردن بر ما پيشي گرفتند، ببخشاي و در دلهايمان نسبت به کساني که ايمان آوردهاند، [ هيچگونه] کينهاي مگذار. پروردگارا ! راستي که تو رئوف و مهرباني». پس مردم از بين همه ملّتها به جهت پيشتازي او در ايمان به پيامبرش براي او استغفار ميکنند، بهخاطر آن که هيچکس در ايمان بر او پيشي نگرفت. خداوند متعال فرموده:«و پيشتازانِ نخستين از مهاجران و انصار، و کساني که با نيکوکاري از آنان پيروي کردند». او پيشتازِ همه پيشتازان بود و خداوند، همانگونه که پيشتازان را به بر جايْماندگان و ديرْپيوستگان برتري داده است، پيشتازِ پيشتازان را هم بر پيشتازان، برتري داده است. الدرّ المنثور - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خداوند متعال:«و پيشتازان، مقدّماند» -:درباره حزقيل (مؤمن آل فرعون)، حبيب نجّار (که در سوره ياسين يادشده) و علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. هر کدام از آنان، پيشتاز امّت خود هستند و عليعليه السلام در پيشتازي، برترينِ آنان است. ر. ک:ج 9، ص 163 (نخستين مسلمان) . شواهد التنزيل:297 - 291:1.
· مومنِ مجاهد
«أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَآجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ کَمَنْ ءَامَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الأَْخِرِ وَجَهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ لَا يَسْتَوُونَ عِندَ اللَّهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّلِمِينَ » .
آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتهايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد. امام حسنعليه السلام:خداوند عزوجل فرموده است:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد». پدرم مؤمن راستين به خدا و روز قيامت و مجاهد در راه خدا بود و اين آيه درباره وي نازل شده است. امام باقرعليه السلام - درباره همين آيه شريف -:اين آيه، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. المصنَّف - به نقل از شعبي، درباره همين آيه شريف -:درباره عليعليه السلام و عبّاس نازل شده است تفسير الطبري - از محمّد بن کعب قرظي -:طلحة بن شيبه از بني عبد الدار، و عبّاس بن عبد المطّلب و علي بن ابي طالبعليه السلام بر هم افتخار ميکردند. طلحه گفت:من متولّي خانه خدا هستم و کليد خانه در دست من است. اگر بخواهم، شب را در آن به سر خواهم بُرد. عبّاس گفت:من متولّي آبدهي [ به زائران] هستم و اگر بخواهم، شب را در مسجد الحرام به سر خواهم بُرد. عليعليه السلام فرمود:«من نميدانم شما چه ميگوييد! من، شش ماه پيش از ديگران به سوي قبله نماز خواندم و اهل جهادم». آنگاه خداوند، آيه:«آيا سيراب کردن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتهايد که به خدا و روزِ بازپسين، ايمان آورده است و در راه خدا جهاد ميکند؟ [ نه، اين دو] نزد خدا يکسان نيستند و خدا، بيدادگران را هدايت نخواهد کرد» را بهطور کامل، نازل کرد تاريخ دمشق - به نقل از اَنَس -:عبّاس و شَيبه، متولّيان خانه خدا، نشسته بودند و بر يکديگر فخر ميفروختند. عبّاس به وي گفت:من برتر از توام. من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم. شيبه گفت:من از تو برترم. من امين خدا بر خانهاش و نگاهبان آنم. آيا آنگونه که من مورد اعتمادم، تو مورد اعتماد قرار گرفتهاي؟ آنان در اين باره با هم مشاجره ميکردند که عليعليه السلام نزد آنان رسيد. عبّاس به وي گفت:پسر برادرم، لحظهاي صبر کن ! عليعليه السلام ايستاد. عبّاس به وي گفت:شيبه بر من فخر ميفروشد و فکر ميکند که از من برتر است. عليعليه السلام فرمود:«عمو جان ! شما به او چه گفتي؟». گفت:گفتم که من عموي پيامبر خدا و وصيّ پدرش و ساقي حاجيانم. پس از تو برترم. سپس به شيبه فرمود:«تو به او چه گفتي؟». شيبه گفت:گفتم که من از تو برترم. من امين خدا بر خانهاش و نگاهبان آنم. آيا آنگونه که خدا به من اعتماد کرده، به تو اعتماد کرده است؟ عليعليه السلام فرمود:«بگذاريد من هم با شما در مفاخره شرکت کنم». گفتند:باشد. عليعليه السلام فرمود:«من از هر دوي شما برترم. من از بين مردانِ اين امّت، اوّلين کسي هستم که ايمان آورد، مهاجرت کرد و جهاد نمود». همه به خدمت پيامبرصلي الله عليه وآله رفتند و در برابرش نشستند و هر کدام از آنان افتخار خود را به ايشان گفت. پيامبرصلي الله عليه وآله چيزي در جواب نگفت و همه رفتند. بعد از چند روز، وحي درباره آنان نازل شد. پيامبرصلي الله عليه وآله به دنبال هر سه نفر فرستاد. آمدند و براي آنان اين آيه را خواند:«آيا سيراب ساختن حاجيان و آباد کردن مسجدالحرام را همانند [ کار] کسي پنداشتيد که به خدا و روز واپسين ايمان آورده است؟...» (تا پايان آيه). . برچسبها: علی در قران
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 14:27  توسط محمد دستان
|
· شايستهترين مؤمنان «إِن تَتُوبَآ إِلَي اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَ إِن تَظَهَرَا عَلَيْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَل-هُ وَ جِبْرِيلُ وَ صَلِحُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمَلَل-ِکَةُ بَعْدَ ذَ لِکَ ظَهِيرٌ». اگر [ شما دو زن] به درگاه خدا توبه کنيد [، بهتر است]؛ چرا که واقعاً دلهايتان انحراف پيدا کرده است. و اگر عليه او به يکديگر کمک کنيد، در حقيقتْ خداوند، خود، ياور اوست و [ نيز] جبرئيل و صالحِ مؤمنان. گذشته از اين، فرشتگان [ هم] پشتيبان [ او ]خواهند بود. پيامبر خداصلي الله عليه وآله:صالح مؤمنان، علي بن ابي طالب است. امام باقرعليه السلام:وقتي آيه «... و صالح مؤمنان» نازل شد، پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:اي علي! تو صالحِ مؤمناني». . امام باقرعليه السلام:پيامبر خدا، دوبار عليعليه السلام را به ياران خود معرّفي کرد:يک بار زماني بود که فرمود:«هر کسي که من مولاي اويم، علي مولاي اوست»، و بار دوم، هنگامي بود که اين آيه نازل شد:«در حقيقت، خدا خود، ياور اوست و جبرئيل و صالحِ مؤمنان...». پيامبر خدا، دست عليعليه السلام را گرفت و فرمود:«اي مردم! اين، صالح مؤمنان است».. . تفسير فرات - به نقل از رشيد هجري -:من با مولايم علي بن ابي طالبعليه السلام در پشت کوفه راه ميرفتم. رو به من کرد و فرمود:«اي رشيد! سوگند به خدا که صالح مؤمنان، منم». . تاريخ دمشق - به نقل از ابن عبّاس، درباره قول خداوند عزوجل:«... و صالح مؤمنان» -:او، علي بن ابي طالبعليه السلام است.. ر. ک:شواهد التنزيل:352 - 341:2 .
· گوشي شنوا «لِنَجْعَلَهَا لَکُمْ تَذْکِرَةً وَ تَعِيَهَآ أُذُنٌ وَ عِيَةٌ » تا آن را براي شما [ مايه] تذکّري گردانيم و گوشي شنوا آن را نگاه دارد. پيامبر خداصلي الله عليه وآله:اي علي! خداوند به من دستور داده که تو را به خود، نزديک کنم و آموزشت بدهم تا گنج دانش گردي و اين آيه نازل شده است که:«و گوشي شنوا، آن را نگه دارد». پس تو گوش شنوا براي دانش مني. . تاريخ دمشق - به نقل از بريده اَسلَمي -:پيامبر خدا به عليعليه السلام فرمود:خداوند به من دستور داده که تو را به خود، نزديک کنم و از خود، دور نسازم و به تو آموزش بدهم تا نگهدار دانش گردي، و بر خداوند است که تو را نگهدار دانش سازد، و اين آيه نازل شد:« و گوشي شنوا، آن را نگه دارد » . . امام عليعليه السلام:وقتي اين آيه نازل شد «و گوشي شنوا، آن را نگه دارد»، پيامبرصلي الله عليه وآله به من فرمود:«از خداوند خواستم که گوش شنواي نگهدار را گوش تو قرار بدهد، اي علي!».. . امام صادقعليه السلام:هنگامي که آيه «و گوشي شنوا، آن را نگه دارد» نازل شد، پيامبر خدا فرمود:«اين گوش توست، اي علي!».. تفسير الطبري - به نقل از مکحول -:پيامبر خدا آيه «و گوشي شنوا، آن را نگه دارد» را خواند و رو به عليعليه السلام کرد و فرمود:«از خدا خواستم که گوش تو را گوش شنوايِ نگهدار قرار دهد». عليعليه السلام فرمود:«پس از آن، چيزي از پيامبر خدا نشنيدم که فراموشش کنم». ينابيع المودّة - به نقل از اصبغ بن نباته -:هنگامي که عليعليه السلام به کوفه آمد، چهل روز در نماز صبح براي مردم، [ سوره] «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَي » را خواند. بعضي بر وي خُرده گرفتند که [ در جواب] فرمود:«من ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه قرآن را ميدانم. هيچ سخني از آن نازل نشده، جز آن که ميدانم درباره چه کسي، در چه روزي و در چه جايي نازل شده است. آيا نخواندهايد که:«إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الْأُولَي - صُحُفِ إِبْرَ هِيمَ وَ مُوسَي؛ قطعاً در صحيفههاي گذشته اين [ معنا] هست؛ صحيفههاي ابراهيم و موسي»؟ سوگند به خدا، آن در پيش من است، از دوستم پيامبر خدا و از ابراهيم و موسيعليهما السلام به ارث بردهام. سوگند به خدا، من کسي هستم که خداوند، درباره من اين آيه را نازل کرده:«و گوشي شنوا، آن را نگه دارد». ما نزد پيامبر خدا بوديم و ما را از وحي، خبردار ميساخت. من آن را ميگرفتم و ديگران فراموش ميکردند و وقتي از نزد او بيرون ميآمديم، ميگفتند «مَاذَا قَالَ ءَانِفًا ؟ هماکنون چه گفت؟» . امام صادقعليه السلام - درباره سخن خداوند:«و گوشي شنوا، آن را نگه دارد» -:گوش امير مؤمنان، آنچه را که بود و خواهد بود، از خداوند گرفته بود. ر. ک:ج 10، ص 47 (آنچه شنيد، فراموش نکرد). شواهد التنزيل:380 - 361:2.
· بهترين آفريدگان «إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ أُوْلَائِکَ هُمْ خَيْرُ الْبَرِيَّةِ ». در حقيقت، کساني که گرويدهاند و کارهاي شايسته کردهاند، آناناند که بهترينِ آفريدگاناند. پيامبر خداصلي الله عليه وآله:علي، بهترينِ آفريدگان است. . پيامبر خداصلي الله عليه وآله - درباره کلام خداوند تعالي:«آنان بهترينِ آفريدگاناند» -:اي علي! تو و پيروانت [ بهترينِ آفريدگان] هستيد. . تاريخ دمشق - به نقل از جابر بن عبد اللَّه -:کنار پيامبرصلي الله عليه وآله بوديم که علي بن ابي طالبعليه السلام آمد. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:«برادرم آمد». آنگاه رو به کعبه کرد و با دست بر آن زد و فرمود:«سوگند به آن که جانم در دست اوست، وي و پيروانش در روز رستاخيز، نجاتيافتگاناند». آنگاه افزود:«او نخستين کس از شماست که به من ايمان آورد. او با وفاترينِ شما به پيمان الهي، استوارترينِ شما در [ عمل به] فرمانهاي الهي، دادگرترينِ شما در بين شهروندان، به تساوي تقسيم کنندهترينِ شما در پيشگاه خدا و در برخورداري از برتري بلندمرتبهترينِ شماست. [ جابر گفت:] آيه «در حقيقت، کساني که گرويدهاند و کارهاي شايسته کردهاند، آناناند که بهترينِ آفريدگاناند»، نازل شد. پس از آن، ياران محمّدصلي الله عليه وآله، هنگامي که عليعليه السلام ميآمد، ميگفتند:بهترينِ آفريدگان آمد. امام عليعليه السلام:پيامبر خدا در حالي که سرش روي سينه من بود، فرمود:«اي علي! آيا کلام خداوند متعال را شنيدهاي که:"در حقيقت، کساني که گرويدهاند و کارهاي شايسته کردهاند، آناناند که بهترينِ آفريدگاناند"؟ تو و پيروانت هستيد و وعدهگاه من و شما " حوض " است. هنگامي که امّتها براي حسابرسي حاضر شوند، شما با چهره درخشان، فرا خوانده خواهيد شد».. . امام باقرعليه السلام:پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:«اي علي! "در حقيقت، کساني که گرويدهاند و کارهاي شايسته کردهاند، آناناند که بهترينِ آفريدگاناند" تويي و پيروان تو. تو و پيروانت راضي و مورد رضايت، بر من وارد خواهيد شد».. ر. ک:ص 114 (بهترين کسي که پس از خود به جا ميگذارم). شواهد التنزيل:474 - 459:2.
· دشمن کافران «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمْ ». اين دو [ گروه]، دشمنان يکديگرند که درباره پروردگارشان با هم ستيزه ميکنند. امام عليعليه السلام:اين آيه که «اين دو [ گروه]، دشمنانِ يکديگرند که درباره پروردگارشان با هم ستيزه ميکنند»، درباره ما نازل شده است. . صحيح البخاري - به نقل از ابي مجلَز، از قيس بن عباد، از امام عليعليه السلام -:من اوّلين کسي هستم که در روز قيامت در پيشگاه خداي مهربان براي اقامه دعوا برپا ميايستم. [ قيس گفت:] درباره آنان اين آيه نازل شده است:«اين دو [ گروه]، دشمنان يکديگرند که درباره پروردگارشان با هم ستيزه ميکنند». آنان، کسانياند که در جنگ بدر، براي مبارزه پيشقدم شدند:عليعليه السلام، حمزه، عبيدة بن حارث و [ در برابر] شيبة بن ربيعه، عتبة بن ربيعه و وليد بن عتبه. . صحيح البخاري - به نقل از قيس بن عباد -:از ابوذر شنيدم که سوگند ميخورد که آيه «اين دو [ گروه]، دشمنان يکديگرند که درباره پروردگارشان ستيزه ميکنند»، درباره کساني که در جنگ بدر براي مبارزه پيشقدم شدند، نازل شده است:حمزه، عليعليه السلام، عُبيدة بن حارث، عُتبه و شيبه (فرزندان ربيعه) و وليد بن عتبه. الدرّ المنثور - به نقل از ابن عبّاس -:هنگامي که عليعليه السلام، حمزه و عبيده در مقابل عتبه، شيبه و وليد براي مبارزه قدم پيش گذاشتند، گفتند:خود را معرّفي کنيد تا شما را بشناسيم. عليعليه السلام فرمود:«من عليام و اين، حمزه و اين، عبيده». گفتند:همتايان با شخصيتي هستيد. عليعليه السلام فرمود:«شما را به خدا و پيامبر او فرا ميخوانم». عتبه گفت:براي مبارزه، پيش آي! عليعليه السلام با شيبه به نبرد پرداخت و زماني نگذشت که او را کشت و حمزه، با عتبه به نبرد پرداخت و او را کشت و عبيده، در برابر وليد به نبرد پرداخت؛ ولي کار بر وي دشوار شد. عليعليه السلام آمد و وليد را کشت و خداوند، آيه «اين دو [ گروه]، دشمنان يکديگرند...» را نازل کرد. . الدرّ المنثور - به نقل از لاحق بن حميد -:در جنگ بدر، آيه «هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُواْ فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ کَفَرُواْ قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ اين دو [ گروه]، دشمنان يکديگرند که درباره پروردگارشان با هم ستيزه ميکنند و کساني که کفر ورزيدند، جامههايي از آتش برايشان بريده شده است»، درباره عتبة بن ربيعه، شيبة بن ربيعه و وليد بن عتبه نازل شد و آيه:«إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ؛ خداوند، کساني را که ايمان آوردهاند و کارهاي شايسته کردهاند، وارد بهشت ميکند...» تا «... وَ هُدُواْ إِلَي صِرَ طِ الْحَمِيدِ؛ و به سوي راه [ خداوند] ستوده، هدايت ميگردند»، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام، حمزه و عبيدة بن حارث، نازل شده است. البداية والنهاية:عليعليه السلام در جنگ بدر، حضور داشت و در آن جنگ، از خود، قدرت فوق العادهاي نشان داد. در آن روز، وارد کارزار شد و پيروز و غالب شد و درباره وي و عمويش حمزه و پسر عمويش عبيدة بن حارث و دشمنان سهگانهشان عتبه، شيبه و وليد بن عتبه، سخن خداوند متعال:«اين دو [ گروه]، دشمنانِ يکديگرند که درباره پروردگارشان با هم ستيزه ميکنند...» (تا پايان آيه) نازل شد
· راهنما «إِنَّمَآ أَنتَ مُنذِرٌ وَ لِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ ». [ اي پيامبر!] تو فقط هشدار دهندهاي و براي هر قومي، راهنمايي است. تاريخ دمشق - به نقل از ابن عبّاس -:هنگامي که آيه «[ اي پيامبر!] تو فقط هشدار دهندهاي و براي هر قومي، راهنمايي است» نازل شد، پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:«من هشدار دهندهام و عليعليه السلام راهنماست. اي علي! هدايت يافتگان، به وسيله تو راهنمايي ميشوند». پيامبر خدا - به امام حسنعليه السلام -:اي حسن ! خداوند ميفرمايد:«[ اي پيامبر ! ]تو فقط هشدار دهندهاي و براي هر قومي، راهنمايي است» من، هشدار دهندهام و عليعليه السلام، راهنماست. . امام عليعليه السلام - درباره همين آيه -:پيامبر خدا، هشدار دهنده است و من راهنمايم.. الأمالي - به نقل از عبّاد بن عبد اللَّه -:عليعليه السلام فرمود:«هيچ آيهاي از قرآن نازل نشده، جز آن که ميدانم کجا نازل شده است، درباره چه کسي نازل شده و درباره چه چيزي نازل شده است و آيا در دشت، نازل شده يا در کوه». گفته شد:درباره تو چه نازل شده است؟ فرمود:«اگر از من نميپرسيديد، به شما نميگفتم. درباره من آيه " [ اي پيامبر !]، تو فقط هشدار دهندهاي و براي هر قومي، راهنمايي است " نازل شده است. پيامبر خدا، هشدار دهنده است و من، راهنمايم به آن چيزي که او آورده است». تاريخ دمشق - به نقل از مجاهد، درباره همين آيه -:«راهنما»، علي بن ابي طالبعليه السلام است. [6] . ر. ک:ج 2، ص 217 (احاديث هدايت) . شواهد التنزيل:395 - 381:1.
· ولي صدقه دهنده در رکوع «إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُو وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ رَاکُعون وليّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و کساني که ايمان آوردهاند؛ همان کساني که نماز بر پا ميدارند و در حال رکوع، زکات ميدهند. المعجم الأوسط - به نقل از عمّار بن ياسر -:نيازمندي در حالي که علي بن ابي طالبعليه السلام در رکوع نماز مستحبّي بود، در کنار او ايستاد. عليعليه السلام، انگشتر خود را درآورد و به آن نيازمند داد. نيازمند، نزد پيامبر خدا آمد و وي را از جريان، آگاه ساخت. سپس اين آيه بر پيامبرصلي الله عليه وآله نازل شد:«إِنَّمَا وَلِيُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُو وَالَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَيُؤْتُونَ الزَّکَوةَ وَهُمْ رَ کِعُونَ؛ وليّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و کساني که ايمان آوردهاند؛ همان کساني که نماز برپا ميدارند و در حال رکوع، زکات ميدهند». پيامبر خدا، آيه را خواند و فرمود:«هر آن که من مولاي اويم، علي، مولاي اوست. پروردگارا! دوست بدار کسي را که با علي دوستي ورزد و دشمن دار کسي را که با علي دشمني ورزد . . تفسير الطبري - به نقل از مجاهد، درباره سخن خداوند:«وليّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و کساني که...» -:[ اين آيه]، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. او در حاليکه در رکوع بود، صدقه داد. . . مناقب آل أبي طالب:مسلمانانْ اتّفاق نظر دارند که اين آيه، درباره عليعليه السلام، هنگامي که در حال رکوعْ صدقه داد، نازل شده است. در اين باره، بين مفسّران، اختلافنظر وجود ندارد و ثعلبي، ماوَردي، قُشَيري، قزويني، رازي، نيشابوري، فلکي، طوسي و طبري در تفسيرهايشان از سُدّي، مجاهد، حسن، اَعمَش، عُتبة بن ابي حکيم، غالب بن عبد اللَّه، قيس بن ربيع، عبايه ربعي، عبد اللَّه بن عبّاس و ابوذر غفاري آن را نقل کردهاند. [ اين مطلب را] ابن بَيِّعِ (حاکم نيشابوري) در کتاب معرفة علوم الحديث، به نقل از عبد اللَّه بن عبيد اللَّه بن عمر بن علي بن ابي طالبعليه السلام و واحدي در أسباب النزول، به نقل از کلبي از ابو صالح از ابن عبّاس، و سمعاني در فضائل الصحابة به نقل از حميد طويل از انس، و سليمان بن احمد در المعجم الأوسط به نقل از عمّار، و ابو بکر بيهقي در المصنَّف، و محمّد فتّال در التنوير و الروضة، به نقل از عبد اللَّه بن سلام، و ابوصالح، شعبي، مجاهد و زرارة بن اَعيَن به نقل از امام باقرعليه السلام، و نطنزي در الخصائص به نقل از ابن عبّاس، و در الإبانة، به نقل از فلکي از جابر انصاري، و [ همچنين] ناصح تميمي و ابن عبّاس و کلبي در گزارشهاي گوناگون با تعبيرهاي مختلف و معاني همگون آوردهاند. ر. ک:ج 2، ص 187 (احاديث ولايت) .
· آن که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد
«وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَآءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَئوُفم بالْعِبَادِ ». و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد، و خدا نسبت به بندگان، مهربان است . . امام زين العابدينعليه السلام - درباره همين آيه شريف -:[ اين] آيه، درباره عليعليه السلام هنگامي که وي شب در جاي پيامبرصلي الله عليه وآله خوابيد، نازل شده است. امام باقرعليه السلام:امّا سخن خداوند متعال:«و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد، و خدا نسبت به بندگان، مهربان است»، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام، هنگامي که با خوابيدن در جاي پيامبر خدا در شبي که کافران قريش درپي او بودند، جان خويش را براي خدا و پيامبر او بخشيد، نازل شده است. تاريخ دمشق - به نقل از ابن عبّاس -:عليعليه السلام در شبي که پيامبر خدا از دسترس مشرکانْ خارج شد، در جاي وي خوابيد تا خروج او را براي قريشيان، سرپوشيده دارد و درباره وي، آيه «و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد، و خدا نسبت به بندگان، مهربان است» نازل شد. اُسد الغابة - به نقل از ثعلبي -:خداوند عزوجل درباره عليعليه السلام هنگامي که پيامبر خدا به سوي مدينه ميرفت، اين آيه را نازل کرد:«و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد». الأمالي - به نقل از ابو زيد سعيد بن اوس -:هرگاه ابوعمرو بن علا آيه «و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد، و خدا نسبت به بندگان، مهربان است» را ميخواند، ميگفت:خداوند، عليعليه السلام را گرامي داشت. اين آيه درباره وي نازل شده است. . . مناقب آل أبي طالب:ثعلبي در التفسير، ابن عقب در الملحمة، ابو السعادات در الفضائل العشرة، غزّالي در الإحياء و همچنين در کيمياي سعادت، در نقلهايشان از ابويقظان و گروهي از شيعيان و يا کساني که منسوب به شيعهاند، از قبيل:ابن بابويه، ابن شاذان، کليني، طوسي، ابن عقده، برقي، ابن فيّاض، عبدلي، صفواني و ثقفي، به اسناد خود از ابن عبّاس و ابو رافع و هند بن ابي هاله آوردهاند که پيامبر خدا فرمود:«خداوند بر جبرئيل و ميکائيل، وحي کرد:"من بين شما دو تن، برادري قرار دادم و عمر يکي از شما را طولانيتر از ديگري کردم. کداميک از شما برادرِ خود را بر خويش مقدّم ميداريد؟". هر دو مرگ را ناگوار شمردند. خداوند به آن دو وحي کرد:«چرا شما همچون وليّ من، علي بن ابي طالب نيستيد؟ بين او و محمّد، فرستاده خويش، برادري قرار دادم. آنگاه او را در زنده بودن، بر خويش مقدّم داشت و بر جاي وي بيدار ماند تا او را با خونش حفاظت کند. هر دو بر زمين فرود آييد و او را از دشمنانش محفوظ داريد. جبرئيل فرود آمد و بالاي سرِ آن حضرت نشست و ميکائيل، پايين پاي او و جبرئيل ميگفت:آفرين، آفرين! چه کسي مانند توست، اي پسر ابو طالب؟ خداوند به وي بر فرشتگانش مباهات ميکند. پس خداوند، اين آيه را نازل کرد:"و از ميان مردم، کسي است که جان خود را براي خشنودي خدا ميفروشد، و خدا نسبت به بندگان، مهربان است"».. . تفسير الفخر الرازي - در تفسير همين آيه شريف -:[ اين آيه] درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است، هنگامي که در جاي پيامبرصلي الله عليه وآله در شب خارج شدن آن حضرت به سوي غار، خوابيد. و روايت شده است هنگامي که عليعليه السلام در جاي پيامبرصلي الله عليه وآله خوابيد، جبرئيلعليه السلام بالاي سرِ او و ميکائيلعليه السلام، پايين پاي او ايستادند و جبرئيل، ندا در ميداد:«آفرين، آفرين! چه کسي مانند توست، اي پسر ابو طالب؟ خداوند به تو بر فرشتگانش مباهات ميکند» و [ اين] آيه، نازل شد. . ر. ک:ج 1، ص 141 (ايثار شگفت در شب هجرت) . ج 9، ص 205 (کمال از خود گذشتگي). ج 11، ص 407 (ساختن احاديثي در مذمّت وي).
· آن که دارايياش را شب و روز، نهان و آشکارا انفاق ميکند
«الَّذِينَ يُنفِقُونَ أَمْوَ لَهُم بِالَّيْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِيَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ ». کساني که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا انفاق ميکنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براي آنان خواهد بود؛ و نه بيمي بر آنان است و نه اندوهگين ميشوند. المعجم الکبير - به نقل از ابن عبّاس، درباره سخن خداوند عزوجل:«کساني که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا انفاق ميکنند» -:[ اين آيه ]درباره علي بن ابي طالبعليه السلام نازل شده است. نزد وي، چهار درهم بود. در شب، يک درهم و در روز، يک درهم، در نهان، يک درهم و در آشکار، درهم ديگري بخشيد. تفسير العياشي - به نقل از ابو اسحاق -:علي بن ابي طالبعليه السلام، تنها چهار درهم، و نه بيشتر، داشت. درهمي در شب و درهمي در روز، درهمي در نهان و درهمي در آشکار، صدقه داد. اين خبر به پيامبرصلي الله عليه وآله رسيد. فرمود:«اي علي ! چه چيزي تو را بر اين کار وا داشت؟». عليعليه السلام گفت:دستيابي به وعده خداوند. پس خداوند، آيه:«کساني که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا انفاق ميکنند» را فرو فرستاد. تفسير الفخر الرازي - در تفسير همين آيه -:درباره شأن نزول آن، چند وجه آمده است: اوّل:هنگامي که سخن خداوند:«لِلْفُقَرَآءِ الَّذِينَ أُحْصِرُواْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ؛ [ اين صدقات] براي آن [ دسته از] نيازمنداني است که در راه خدا فرو ماندهاند»، نازل شد، عبد الرحمان بن عوف، چند دينار براي اصحاب صُفّه فرستاد و عليعليه السلام، شبانگاهان يک بارِ شتر خرما فرستاد، و دوست داشتنيترين صدقهها در نزد خداوند، صدقه وي بود و خداوند، اين آيه را فرو فرستاد. پس صدقه شبانگاهان، کاملتر است. دوم:ابن عبّاس گفت که عليعليه السلام، بيش از چهار درهم نداشت. درهمي در شب و درهمي در روز، درهمي در نهان و درهمي آشکارا صدقه داد. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:«چه چيزي تو را بر اين کار وا داشت؟». گفت:تا آن که سزاوار آنچه که پروردگارم وعده داده، باشم. فرمود:«سزاوار آني» و خداوند، اين آيه را فرو فرستاد. . . مناقب آل أبي طالب:ابن عبّاس، سدّي، مجاهد، کلبي، ابو صالح، واحدي، طوسي، ثَعلَبي، طبرسي، ماوردي، قشيري، ثُمالي، نقّاش، فتّال، عبيد اللَّه بن حسين و علي بن حرب طايي در تفسيرهايشان آوردهاند که:نزد علي بن ابي طالبعليه السلام، چهار درهم نقره وجود داشت، يکي را در شب، ديگري را در روز، يکي را در نهان و ديگري را آشکارا صدقه داد. آيه:«کساني که اموال خود را شب و روز، و نهان و آشکارا انفاق ميکنند ...» نازل شد که هر درهم را مال شمرد و بشارت قبولي به وي داد. ر. ک:ج 9، ص 221 (بخشندگي). شواهد التنزيل:149 - 140:1 .
· آواز دهنده ميان بهشتيان و جهنميان است
«وَنَادَي أَصْحَبُ الْجَنَّةِ أَصْحَبَ النَّارِ أَن قَدْ وَجَدْنَا مَا وَعَدَنَا رَبُّنَا حَقًّا فَهَلْ وَجَدتُّم مَّا وَعَدَ رَبُّکُمْ حَقًّا قَالُواْ نَعَمْ فَأَذَّنَ مُؤَذِّنُم بَيْنَهُمْ أَن لَّعْنَةُ اللَّهِ عَلَي الظَّلِمِينَ ». و بهشتيان، دوزخيان را آواز ميدهند که:«آنچه را پروردگارمان به ما وعده داده بود، درست يافتيم. آيا شما [ نيز] آنچه را پروردگارتان وعده کرده بود، راست و درست يافتيد؟». ميگويند:«آري». پس آواز دهندهاي ميان آنان آواز در ميدهد که:«لعنت خدا بر ستمکاران باد!». امام عليعليه السلام:«پس آواز دهندهاي ميان آنان آواز در ميدهد که:لعنت خدا بر ستمکاران باد !». من آن آواز دهندهام. . امام عليعليه السلام:من آواز دهنده بر اَعرافم. امام عليعليه السلام:من آواز دهنده در دنيا و آخرتم. خداوند عزوجل فرمود:«پس آواز دهندهاي ميان آنان آواز در ميدهد که:لعنت خدا بر ستمکاران باد!». من آن آواز دهندهام. و فرمود:«وَأَذَنٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِي [ اين آيات ،] اِعلامي است از جانب خدا و پيامبرش». من آن اعلام کنندهام. . الکافي - به نقل از احمد بن عمر حلّال -:از ابوالحسن (امام کاظم يا امام رضاعليهما السلام) درباره گفته خداوند متعال پرسيدم که:«پس آواز دهندهاي ميان آنان آواز در ميدهد که:لعنت خدا بر ستمکاران باد!». فرمود:«آواز دهنده، امير مؤمنان است». .
· ولايتش کامل کننده دين است
«الْيَوْمَ يَئس الَّذِينَ کَفَرُواْ مِن دِينِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِينَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْکُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَکُمُ الْإِسْلَمَ دِينًا». امروز، کساني که کافر شدهاند، از [ کارشکني در] دين شما نوميد گرديدهاند. پس، از ايشان مترسيد و از من بترسيد. امروز، دين شما را برايتان کامل، و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم، و اسلام را براي شما [ به عنوان] آيين برگزيدم. «يَأَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَآ أُنزِلَ إِلَيْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُو وَاللَّهُ يَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْکَفِرِينَ ». اي پيامبر ! آنچه را از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده، ابلاغ کن که اگر نکني، پيامش را نرساندهاي؛ و خدا تو را از [ گزند] مردم، نگاه ميدارد. آري! خدا گروه کافران را هدايت نميکند. تاريخ بغداد - به نقل از ابو هريره -:هر کس روز هجدهم ذي حجّه را روزه بگيرد، براي وي روزه شصت ماه نوشته ميشود و آن، روز غدير خم است که پيامبرصلي الله عليه وآله، دست علي بن ابي طالبعليه السلام را گرفت و فرمود:«آيا من وليّ مؤمنان نيستم؟». گفتند:چرا، اي پيامبر خدا ! فرمود:«هر که من مولاي اويم، اين علي مولاي اوست». عمر بن خطاب گفت:بَهْ، بَهْ به تو، اي پسر ابو طالب! مولاي من و همه مسلمانان شدي. پس خداوند، آيه «امروز دين شما را برايتان کامل و...» را فرو فرستاد.. النور المشتعل - به نقل از ابو سعيد خُدري -:پيامبرصلي الله عليه وآله، مردم را در غدير خم به عليعليه السلام فرا خواند و دستور داد هرآنچه از تيغها در زيردرخت بود، بکَنند، و اين کار، در روز پنجشنبه بود. عليعليه السلام را فرا خوانْد و بازوانش را گرفت و بلند کرد، بهگونهاي که مردم، سفيدي زير بغلهاي پيامبر خدا را ديدند. آنگاه از آنجا پراکنده نشدند تا آن که آيه «امروز، دين شما را برايتان کامل و نعمت خود را بر شما تمام گردانيدم و اسلام را براي شما [ به عنوان] آيين برگزيدم»، نازل شد. سپس پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود:«اللَّه اکبر بر کامل شدن دين و اتمام نعمت و خشنودي خدا به پيامبري من و به ولايت علي بن ابي طالبعليه السلام پس از من!». آن گاه فرمود:«هر آن که من مولاي اويم، اين علي مولاي اوست. پروردگارا ! دوستدار او را دوست بدار و دشمنِ او را دشمن باش. ياري دهنده او را ياري کن و خوار کننده او را خوار بدار». 3150. تاريخ دمشق - به نقل از ابو سعيد خُدري -:آيه «[ اي پيامبر !] آنچه از جانب پروردگارت به سوي تو نازل شده، ابلاغ کن»، در روز غدير خم، درباره علي بن ابي طالبعليه السلام بر پيامبر خدا فرو فرستاده شد. ر. ک:ج 2، ص 237 (حديث غدير) .
· مهر او از سوي خداي رحمان است
«إِنَّ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّلِحَتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا ». کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، بهزودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد. . الدرّ المنثور - به نقل از براء -:پيامبر خدا به عليعليه السلام فرمود:«بگو:پروردگارا ! براي من در نزد خويش، پيماني قرار ده، و براي من در پيش خود، محبّتي قرار ده، و براي من در دل مؤمنان، محبّتي قرار ده». پس خداوند، آيه «کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به زودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد» را فرو فرستاد. [ براء گفت:] اين آيه، درباره عليعليه السلام نازل شده است. امام باقرعليه السلام:پيامبر خدا فرمود:«اي علي! ميخواهي آموزشت بدهم؟ بگو:پروردگارا ! در نزد خويش برايم پيماني قرار ده و در پيش خود برايم محبّتي قرار ده». پس اين آيه فرو فرستاده شد:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، بهزودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد». امام صادقعليه السلام - درباره اين آيه -:سبب فرو فرستادن اين آيه اين بود که اميرمؤمنان، نزد پيامبر خدا نشسته بود. پيامبرصلي الله عليه وآله به وي فرمود:« اي علي ! بگو:پروردگارا ! در دل مؤمنان براي من محبّتي قرار بده». پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به زودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد».. . امام صادقعليه السلام:پيامبر خدا در پايان نمازش با صداي بلند بهگونهاي که مردم ميشنيدند، براي امير مؤمنان دعا کرد و فرمود:«پروردگارا ! براي عليعليه السلام در دل مؤمنان محبّتي و در دل منافقان، هيبت و عظمتي قرار ده». پس خداوند، اين آيه را فرو فرستاد:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به زودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد». . امام صادقعليه السلام - درباره سخن خداوند متعال:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، بهزودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد» -:محبّتي که خداوند فرموده، ولايت امير مؤمنان است. . المعجم الأوسط - به نقل از ابن عبّاس -:آيه «کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، به زودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد»، درباره عليعليه السلام نازل شده است و منظور، محبّت در دل مؤمنان است. . امام عليعليه السلام:مردي مرا ديد و گفت:اي ابوالحسن ! سوگند به خدا که براي خدا تو را دوست ميدارم. نزد پيامبر خدا برگشتم و از سخن آن مرد، وي را آگاه کردم. پيامبر خدا فرمود:«اي علي! شايد کار خيري براي او انجام دادهاي؟». گفتم:سوگند به خدا، کار خيري براي او انجام ندادهام. پيامبر خدا فرمود:«سپاس، خدايي را که دل مؤمنان را بهگونهاي قرار داده که به تو دوستي ميورزند». پس اين کلام الهي نازل شد:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، بهزودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها] قرار ميدهد» . . تذکرة الخواص - به نقل از ابن عبّاس، درباره آيه:«کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کردهاند، بهزودي خداي مهربان براي آنان، محبّتي [ در دلها ]قرار ميدهد» -:اين محبّت را خداوند براي علي بن ابي طالبعليه السلام در دل مؤمنان قرار داده است. ر. ک:جلد يازدهم:بخش چهاردهم:مهرورزي به امام علي . بحار الأنوار:436 - 183:35 . شواهد التنزيل:477 - 464:1 .
برچسبها: علی در قران
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۱ساعت 14:17  توسط محمد دستان
|
آيات نازله در باره علي علیه السلام
انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و هم راکعون (سوره مائده آيه 55) بنا بنقل مفسرين و مورخين عامه و خاصه آيات زيادي (بيش از سيصد آيه) در باره ولايت علي عليه السلام و فضائل و مناقب آنحضرت در قرآن کريم آمده است که نقل همه آنها از عهده بنده خارج است لذا ما در اينجا فقط بنقل چند مورد از کتب معتبره اهل سنت اشاره مينمائيم که جاي چون و چرا براي آنان باقي نماند. 1 ـ آيه تبليغ ـ ابو اسحق ثعلبي در تفسير خود و طبري در کتاب الولاية و ابن صباغ مالکي و همچنين ديگران نوشتهاند که آيه تبليغ يعني آيه 67 سوره مائده يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليک من ربک... در باره علي عليه السلام نازل شد و رسول خدا صلي الله عليه و آله دست علي را گرفت و فرمود: من کنت مولاه فعلي مولاه اللهم و ال من والاه.... [1] . 2 ـ آيه ولايت ـ عموم مفسرين و محدثين مانند فخر رازي و نيشابوري و زمخشري و ديگران از ابن عباس و ابوذر و سايرين نقل کردهاند که روزي سائلي در مسجد از مردم سؤال نمود و کسي چيزي باو نداد، علي عليه السلام که مشغول نماز و در حال رکوع بود با انگشت دست راست اشاره بسائل نمود و سائل متوجه شد وآمد انگشتر را از دست او خارج نمود و آيه انما وليکم الله و رسوله و الذين امنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزکوة و هم راکعون [2] نازل گشت يعني ولي و صاحب اختيار شما فقط خدا و رسول او و مؤمنيني هستند که نماز را بر پا ميدارند و در حال رکوع زکوة ميدهند. (اگر چه مؤمنين را بصيغه جمع آورده که در حال رکوع صدقه ميدهند ولي در خارج مصداق واقعي آن منحصر بفرد بوده و علي عليه السلام ميباشد، بعضي هم گفتهاند چون ائمه ديگر نيز داراي مقام ولايت بوده و اولاد معصومين علي عليه السلام ميباشند لذا بصيغه جمع قيد شده است. ). در آنحال رسول اکرم صلي الله عليه و آله از سائل پرسيد آيا کسي بتو چيزي داد؟ سائل ضمن اشاره بعلي عليه السلام عرض کرد اين انگشتر را او بمن داد [3] . علماي اهل سنت با اينکه بنزول اين آيه در باره ولايت علي عليه السلام اقرار دارند اما بعضي از آنها مانند ابن حجر و غيره در اينجا طفره رفته و ميگويند کلمه ولي بمعني دوست و ناصر است نه بمعني اولي بتصرف در صورتيکه از ظاهر کلام کاملا معلوم است که ولي بمعني زعيم و صاحب اختيار است زيرا آيه شريفه با انما که افاده حصر ميکند شروع شده است يعني صاحب اختيار و اولي بتصرف شما فقط خدا و رسول او و کسي است که در حال رکوع صدقه داده است اگر ولي بمعني دوست باشد انحصار آن بخدا و رسول او و شخص راکعي که صدقه داده است بي معني و دور از منطق خواهد بود چون در اينصورت مؤمنين جز خدا و رسول و علي عليه السلام دوست ديگري نخواهند داشت در حاليکه مؤمنين همه دوست و ناصر يکديگرند و دوستي چيزي نيست که خداوند آنرا در انحصار خود و اوليائش قرار دهد، در اين مورد حسان بن ثابت حضرت امير عليه السلام را مدح کرده و چنين گويد:
فانت الذي اعطيت اذ کنت راکعا فدتک نفوس القوم يا خير راکع
فانزل فيک الله خير ولاية و بينها في محکمات الشرايع [4] .
يعني تو آن کسي هستي موقعيکه در رکوع بودي بخشش نمودي پس جانهاي مردم فداي تو باد اي بهترين رکوع کننده. خداوند هم در شأن تو بهترين ولايت را نازل کرد و آنرا در قرآن کريم ضمن شرايع محکم دين بيان فرمود و معلوم و واضح است که مقصود از بهترين ولايت همان زعامت و رهبري است نه ياري و دوستي و معاني ديگر. 3 ـ آيه يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول. و اولي الامر منکم [5] . (اي مؤمنين خدا و رسول او صاحبان امر از خودتان را اطاعت کنيد). شيخ سليمان بلخي و ديگران نوشتهاند که اين آيه در باره امير المؤمنين نازل شده و منظور از اولي الامر ائمه عليهم السلام از اهل بيتاند. [6] . اهل سنت هر رئيس و زعيمي را که نسبت بمسلمين رياست داشته باشد اولو ـ الامر گويند و اطاعت او را بموجب اين آيه واجب ميدانند ولي اين قول بهيچوجه صحيح نميباشد زيرا در اينصورت بايد اطاعت معاويه و يزيد و عبد الملک و متوکل عباسي و امثال آنها که ستمگر و فاسق بودند بر مردم واجب باشد در صورتيکه آيات ديگري هست که خداوند از اطاعت چنين اشخاصي نهي فرموده است چنانکه فرمايد: و لا تطيعوا امر المسرفين، الذين يفسدون في الارض و لا يصلحون [7] . (امر اسراف کنندگان را که در روي زمين فساد نموده و اصلاح نميکنند اطاعت نکنيد) بنا بر اين اطاعت آن اولوا الامري واجب است که پاک و معصوم بوده و دستورات وي همان اوامر و نواهي خدا و پيغمبر باشد و چنين کساني جز علي (ع) و يازده فرزندشکه جانشينان پيغمبر اکرماند کس ديگري نميباشد چنانکه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: انا و علي و الحسن و الحسين و تسعة من ولد الحسين مطهرون معصومون [8] . يعني من و علي و حسن و حسين و نه تن از فرزندان حسين پاک و معصوم هستيم. 4 ـ آيه مباهله ـ گروهي از نصاراي نجران در مدينه خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله آمده و در باره موضوعات متفرقه و خلقت حضرت عيسي عليه السلام از آنجناب مطالبي پرسيدند و چون در مباحثه راه مغالطه ميپيمودند آيه مباهله نازل شد که: فمن حاجک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع ابناءنا و ابنائکم و نساءنا و نسائکم و انفسنا و انفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الکاذبين [9] . يعني اي پيغمبر هر کس با تو در امر عيسي پس از آنکه ترا در باره او علم و اطلاعي حاصل شد مجادله کند بگو بيائيد تا ما و شما پسران و زنان و نزديکان خود را که بمنزله خود ما هستند بخوانيم و سپس بدرگاه خدا ناله و نفرين کنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. بدينطريق رسول اکرم صلي الله عليه و آله آنها را بمباهله دعوت فرمود و فرادي آنروز نصارا با علماي خود بيرون آمده و اسقف نصارا بدانها گفت اگر محمد صلي الله عليه و آله با نزديکان و اقوامش بيايد مباهله نکنيد (زيرا اگر او بر حق نباشد نزديکانش را در معرض نفرين و بلا نميآورد) و اگر با اصحاب و مسلمين بيايد مباهله کنيد در آنحال پيغمبر اکرم با علي و فاطمه و حسنين عليهم السلام حاضر شد اسقف پرسيد اينها کيستند؟ گفتند آن جوان پسر عم و داماد اوست و آن زن يگانه دختر مورد علاقه اوست و آندو کودک هم نوادههاي او هستند. اسقف گفت بخدا سوگند من چهرههائي ميبينم که اگر از خدا بخواهند کوهها را از جا ميکند خوبست از مباهله خود داري کنيد و با او مصالحه نمائيد لذا گفتند يا ابا القاسم ما مباهله نميکنيم و حاضر بمصالحه هستيم حضرت نيز پذيرفت. ابن ابي الحديد و ابن مغازلي و ديگران نوشتهاند که منظور از ابنائنا حسنين و مقصود از نسائنا فاطمه و منظور از انفسنا علي عليه السلام ميباشد [10] . بنا بر اين در اين آيه خداوند حضرت امير را از شدت اتحاد نفساني با پيغمبر (البته بطور مجاز) نفس پيغمبر خوانده است. 5 ـ آيه تطهير ـ در تفسير طبري و فخر رازي و همچنين در کتب ديگر اهل سنت نقل شده است که آيه تطهير: انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا [11] در خانهام سلمه بر پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله نازل شده و آنحضرت فاطمه و حسنين و علي عليهم السلام را جمع کرد سپس گفت: اللهم هؤلاء اهل بيتي فاذهب عنهم الرجس و طهرهم تطهيرا (خدايا اينها اهل بيت من هستند پليدي را از اينها دور گردان و بتطهير خاصي پاکشان فرما) ام سلمه گفت يا رسول الله من هم جزو آنها هستم؟ حضرت فرمود تو جاي خود داري و زن خوبي هستي (اما مقام اهل بيت مرا نداري. ) [12] . برخي از علماي اهل سنت مانند زمخشري و غيره گفتهاند که اين آيه در مورد زنان پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله نازل شده است زيرا صدر و ذيل آيه در باره آنها است! پاسخ اينست که اگر اين آيه در باره زوجات پيغمبر صلي الله عليه و آله بود ضمير مخاطب بصيغه جمع مؤنث ميآمد و آيه چنين ميشد ليذهب عنکن الرجس و يطهرکن تطهيرا زيرا بکار بردن صيغه مذکر در جمع مؤنث بر خلاف قواعد زبان عرب و بکلي غلط است و علت اينکه با وجود حضرت زهرا عليها السلام در آن انجمنضمير مخاطب را جمع مذکر آورده است از جهت تغليب است همچنانکه در آيه 73 سوره هود نيز با اينکه مخاطب زن است (ساره) ولي چون ابراهيم در رأس آن خاندان قرار گرفته از نظر تغليب ضمير جمع مذکر آمده است ـ قالوا اتعجبين من امر الله رحمة الله و برکاته عليکم اهل البيت... و گذشته از اين همه جا منظور از اهل بيت، علي و فاطمه و حسنين عليهم السلاماند نه کسان ديگر زيرا رسول خدا صلي الله عليه و آله فقط بآنها اهل بيت خطاب ميکرد چنانکه در کتب معتبره از انس بن مالک نقل شده است که پيغمبر صلي الله عليه و آله براي نماز صبح که ميرفت مدت ششماه از در خانه فاطمه عليها السلام عبور ميکرد و آنها را صدا ميزد و ميفرمود الصلوة يا اهل البيت و آنگاه اين آيه را تلاوت ميفرمود انما يريد الله... [13] . همچنين پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود که اين آيه در باره پنج نفر نازل شده است در باره من و علي و حسن و حسين و فاطمه [14] . در کتاب قاموس الصحيفه از صاحب رياض السالکين نقل شده است که جمهور علماء عامه گفتهاند زنان پيغمبر صلي الله عليه و آله جزو اهل بيت او ميباشند و من بحديثي برخوردم که سيوطي در کتاب (الجامع الصغير) از ابن عساکر از واثله نقل کرده که مضمونش صراحت دارد بر عقيده مذهب اماميه که زنهاي آنحضرت در شمار اهل بيتش نيستند و آن گفتار او است که (بدخترش) فرمود نخستين کسي که از اهل بيت من بمن ملحق ميشود توئي اي فاطمه و اول کسي که از زنانم بمن ملحق ميشود زينب است [15] . 6 ـ بنقل علماء و مورخين فريقين چون آيات سوره برائت در مورد عهد شکنيو مذمت مشرکين نازل گرديد رسول اکرم صلي الله عليه و آله آيات اوائل سوره مزبور را بابو بکر داد که بمکه برده و در موسم حج بمشرکين ابلاغ نمايد، پس از آنکه ابو بکر براه افتاد و قدري راه رفت جبرئيل نازل شد و ضمن ابلاغ سلام خداوند به پيغمبر صلي الله عليه و آله عرض کرد خداوند فرمايد: لا يؤديها عنک الا انت او رجل منک. يعني کسي از جانب تو اداء رسالت ننمايد مگر خودت يا مردي که از خودت باشد. رسول خدا صلي الله عليه و آله فورا علي عليه السلام را طلبيد و فرمود شتر مرا سوار شو و دنبال ابو بکر برو هر کجا باو رسيدي آيات را از او بگير و بمکه ببر و بمشرکين قرائت کن، حضرت امير فورا حرکت کرد و در راه بابوبکر رسيد و آيات را از او گرفته و بمکه برد و ابو بکر خدمت پيغمبر مراجعت نمود و در حاليکه از اين امر محزون و متأسف بود عرض کرد يا رسول الله مگر در باره من چيزي نازل شده حضرت فرمود خداي تعالي دستور داد که آيات را کسي ببرد که از خود من باشد و من هم علي را براي انجام اين مأموريت اعزام نمودم [16] . در اينجا سه مطلب مورد توجه و بررسي است: اول اينکه علي عليه السلام از خود پيغمبر صلي الله عليه و آله است و ابو بکر چنين خصوصيتي را ندارد. دوم اينکه خداي تعالي ابو بکر را براي ابلاغ چند آيه در يک شهر شايسته نديد و به پيغمبرش دستور داد که براي اينکار علي عليه السلام را بفرستد در اينصورت چگونه حزب سقيفه چنين کسي را براي جانشيني پيغمبر انتخاب کردند که با تمام احکام قرآن در تمام شهرهاي اسلامي خلافت نمايد؟ سوم اينکه اعزام ابو بکر در وهله اول و عزل او در وهله ثاني و نصب علي (ع) بجاي وي براي اثبات و نشاندادن فضيلت و شايستگي علي عليه السلام بود زيرا اگر از اول آنحضرت بچنين مأموريتي منصوب ميشد بنظر همه عادي ميآمد و چنداناهميتي نداشت ولي وقتي ابو بکر براه افتاد و سپس علي عليه السلام بدان سمت گمارده شد اين امر دليل بر فضيلت و شايستگي علي عليه السلام براي جانشيني پيغمبر و انجام وظائف او ميباشد. 7 ـ آيه مودت ـ قل لا اسألکم عليه اجرا الا المودة في القربي [17] . (اي پيغمبر در برابر زحمات تبليغ رسالت بمردم) بگو من از شما اجر و مزدي نميخواهم مگر دوستي نزديکانم را. زمخشري در تفسير کشاف و گنجي شافعي در کفاية الطالب و ديگران نوشتهاند که چون آيه مزبور نازل شد به پيغمبر صلي الله عليه و آله گفتند يا رسول الله: و من قرابتک هؤلاء الذين وجبت علينا مودتهم؟ قال علي و فاطمة و ابناهما [18] . يعني نزديکان شما که دوستي آنها بر ما واجب است چه کسانياند؟ فرمود علي و فاطمه و دو پسرشان. 8 ـ آيه قل کفي بالله شهيدا بيني و بينکم و من عنده علم الکتاب [19] . کافران رسالت پيغمبر اکرم را انکار کرده و گفتند تو پيغمبر نيستي اين آيه در پاسخ آنان بحضرتش نازل شد که بگو (من براي رسالت خود دو شاهد دارم يکي) خدا است که براي شهادت ميان من و شما کافي است و ديگري کسي است که علم کتاب در نزد اوست. ثعلبي در تفسير آيه مزبور مينويسد آنکه علم کتاب در نزد اوست علي بن ابيطالب است [20] . همچنين ابو سعيد خدري گويد از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيدم آنکس که علم کتاب در نزد اوست کيست؟ فرمود آنکس برادرم علي بن ابيطالب است [21] . شيخ سليمان بلخي از ابن عباس نقل ميکند که گفت آنکه علم کتاب در نزداوست علي عليه السلام است زيرا او بتفسير و تأويل و ناسخ و منسوخ آن عالم بود [22] . 9 ـ آيه افمن کان علي بينة من ربه و يتلوه شاهد منه... [23] . آيا کسيکه (رسول خدا صلي الله عليه و آله براي صحت گفتار خود) حجتي (قرآن) از طرف پروردگار خود داشته و پشت سر او شاهد و گواهي از خود او باشد.... در اين آيه نيز مفسرين و مورخين عامه و خاصه نوشتهاند که منظور از شاهد و گواهي از خود پيغمبر علي عليه السلام است [24] . ابراهيم بن محمد حمويني در کتاب فرائد السمطين از ابن عباس نقل ميکند که اين آيه در شأن علي عليه السلام است و احدي با او در آن شريک نيست و خوارزمي هم در مناقب خود مينويسد که عمرو عاص در نامهاي که بمعاويه نوشته بود اشاره بآياتي در شأن علي عليه السلام کرده بود که از جمله آنها آيه مزبور بوده است [25] . 10 ـ آيه الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون [26] . کسانيکه اموالشان را در شب و روز و نهاني و آشکارا انفاق ميکنند براي آنان در نزد پروردگارشان پاداشي است و آنان خوف و اندوهي ندارند. خوارزمي و ثعلبي و مالکي و ابو نعيم و ديگران از ابن عباس نقل کردهاند که علي عليه السلام چهار درهم داشت يکي را شب (در راه خدا) صدقه داد و يکي را روز و يکي را پنهاني و يکي را آشکارا آنگاه اين آيه در باره او نازل گرديد [27] . 11 ـ آيه و من الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله [28] و از مردم کسي هست که جان خود را ميفروشد (بذل ميکند) در راه بدست آوردن رضاي خدا. ثعلبي در تفسير خود از ابن عباس روايت ميکند که در شب هجرت پيغمبر صلي الله عليه و آله علي عليه السلام در فراش وي خوابيد و اين آيه در شأن آنحضرت نازل گرديد [29] . 12 ـ آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البرية [30] . کسانيکه ايمان آورده و اعمال نيکو انجام دادند آنان بهترين مردمند. مقاتل بن سليمان از ضحاک از ابن عباس نقل کرده است که اين آيه در شأن علي عليه السلام و اهل بيت او نازل شده است [31] . 13 ـ وقفوهم انهم مسئولون [32] آنها را نگهداريد که مورد سؤال خواهند بود. ابو سعيد خدري از پيغمبر صلي الله عليه و آله نقل ميکند که آنچه مورد سؤال خواهد بود ولايت علي بن ابيطالب است [33] . 14 ـ آيه ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات سيجعل لهم الرحمن ودا [34] کساني که ايمان آورده و عملهاي نيک انجام دادند بزودي خداوند دوستي آنها را در دلهاي مردم قرار ميدهد. گنجي شافعي از قول خوارزمي مينويسد که علي عليه السلام فرمود مردي مرا ملاقات کرد و گفت يا ابا الحسن بدانکه بخدا من ترا در راه خدا دوست دارم علي عليه السلام فرمود من برسول خدا صلي الله عليه و آله مراجعه کرده و سخنآنمرد را باو خبر دادم. پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود شايد در باره او احسان و نيکي نمودهاي، گفتم بخدا من در باره او احساني نکردهام، رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود خدا را سپاس که دلهاي مؤمنين را بدوستي تو واد داشته است آنگاه آيه بالا نازل شد [35] . 15 ـ آيه و اعتصموا بحبل الله جميعا [36] و همگي بريسمان خدا چنگ زنيد. صاحب کتاب مناقب الفاخرة از عبد الله بن عباس روايت کرده است که ما در خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله بوديم عربي آمد و عرض کرد يا رسول الله شنيدم که ميفرمودي اعتصموا بحبل الله حبل خدا کدام است که باو تمسک جوئيم؟ رسول خدا صلي الله عليه و آله دست خود را بر دست علي عليه السلام زد و فرمود باين شخص تمسک جوئيد که اين حبل المتين است [37] . 16 ـ آيه انما انت منذر و لکل قوم هاد [38] هر آينه تو بيم دهندهاي و براي هر قومي هدايت کنندهاي است. از طريق اهل سنت هفت حديث نقل شده است که مقصود از منذر پيغمبر صلي الله عليه و آله و از هادي علي عليه السلام ميباشد از جمله مالکي در فصول المهمه مينويسد که چون آيه مزبور نازل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: انا المنذر و علي الهادي و بک يا علي يهتدي المهتدون. يعني من انذار کنندهام و علي هدايت کننده و بوسيله تو يا علي هدايت يافتگان هدايت مييابند [39] . 17 ـ آيه و اذ قال ابراهيم رب اجعل هذا البلد امنا و اجنبني و بني ان نعبد الاصنام [40] زمانيکه ابراهيم (بدرگاه خداي تعالي دعا کرد) و گفت پروردگارا اين شهر را (مکه) محل امن قرار بده و من و فرزندانم را از بت پرستي دور گردان. ابن مغازلي شافعي بسند خود از عبد الله بن مسعود نقل ميکند که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود دعاي ابراهيم که عرض کرد پروردگارا من و فرزندانم را از بت پرستي دور گردان بمن و علي منتهي شد که هيچيک از ما هرگز به بت سجده نکرديم در نتيجه خداوند مرا نبي و علي را وصي قرار داد [41] . 18 ـ آيه فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المؤمنين و الملائکة بعد ذلک ظهير [42] . البته خدا و جبرئيل و صالح مؤمنين ياري کننده او (پيغمبر صلي الله عليه و آله) هستند و فرشتگان پس از نصرت خدا پشتيبان اويند. مفسرين و علماي بزرگ اهل سنت نوشتهاند که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود در آيه مزبور منظور از صالح المؤمنين علي بن ابيطالب است [43] . 19 ـ آيه لا يستوي اصحاب النار و اصحاب الجنة اصحاب الجنة هم الفائزون [44] . يعني دوزخيان با بهشتيان برابر نيستند اصحاب بهشت آنانند که رستگار هستند. موفق بن احمد بسند خود از جابر روايت کرده است که گفت ما در خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله بوديم که علي عليه السلام داخل شد رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود قسم بآنکه جان من در دست اوست که اين مرد و شيعهاش در روز قيامت رستگارانند [45] . 20 ـ آيه و تعيها اذن واعية [46] و نگهدارد، آن پند را گوش نگاهدارنده. طبري و سيوطي در تفسير خودشان نوشتهاند که وقتي آيه مزبور نازل شد پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله عرض کرد خدايا آنگوش را گوش علي قرار بده و علي عليه السلام فرمود از آنگاه چيزي نشنيدم که فراموش کرده باشم [47] . 21 ـ آيه افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقا لا يستون [48] آيا کسي که مؤمن است مانند کسي است که فاسق است (اين دو) در نزد خدا يکسان نيستند. ابن ابي الحديد در شرح نهج البلاغه و ابن کثير در تفسير خود و خطيب بغدادي در تاريخ بغداد و ديگران نوشتهاند که وليد بن عقبه در مقام مفاخره بعلي عليه السلام گفت من از تو زبانم گوياتر و نيزهام تيزتر و در جنگ شجاعترم! علي عليه السلام فرمود ساکت شو اي فاسق. آنگاه خدا بتصديق کلام آنحضرت آيه مزبور را نازل فرمود [49] . 22 ـ القيا في جهنم کل کفار عنيد [50] . بيفکنيد در دوزخ هر نا سپاس ستيزه جو را. حاکم حسکاني در شواهد التنزيل بسند خود از ابو سعيد خدري نقل ميکند که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود چون روز قيامت شود خداي تعالي بمن و علي ميفرمايد هر کس دشمن شما است او را در آتش بيفکنيد و هر که دوست شما است او را داخل بهشت گردانيد و اينست فرموده خداي تعالي القيا في جهنم کل کفار عنيد [51] . 23 ـ آيه و ارکعوا مع الراکعين [52] و رکوع کنيد با رکوع کنندگان. موفق بن احمد و ابو نعيم اصفهاني باسناد خود از ابن عباس نقل کردهاند که اين آيه در خصوص پيغمبر صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام نازل شده و آنها اول کسي بودند که نماز گزاردند و رکوع کردند [53] . 24 ـ آيه ثم لتسألن يومئذ عن النعيم [54] آنگاه در آنروز از نعمتها پرسيده شوند. ابو نعيم و حاکم حسکاني بسند خود از حضرت صادق عليه السلام نقل کردهاند که فرمود مقصود از نعيم در اين آيه ولايت امير المؤمنين و ما است که از آن پرسيده خواهد شد [55] . 25 ـ آيه سأل سائل بعذاب واقع [56] خواست سؤال کنندهاي عذابي را که واقع شد. ثعلبي و ابن صباغ و ديگران نوشتهاند که چون در روز 18 ذيحجه رسول خدا صلي الله عليه و آله علي عليه السلام را بجانشيني خود منصوب نموده و فرمود من کنت مولاه فهذا علي مولاه. حارث بن نعمان پس از شنيدن اين خبر خدمت آنحضرت آمد و گفت ما را بشهادت يگانگي خدا و نبوت خود از جانب خدا امر کردي قبول نموديم و سپس به نماز و زکوة و حج و جهاد و روزه دستور دادي پذيرفتيم باينها قناعت نکردي در آخر کار اين جوان را که پسر عموي تست بولايت نصب کردي آيا اين کار از جانب تست يا بدستور خدا است؟ رسول اکرم فرمود قسم بخدائي که جز او خدائي نيست که اين امر بدستور خدا است حارث بن نعمان در حاليکه بسوي ناقه خود ميرفت گفت خدايا اگر اين مطلب صحيح است بر ما از آسمان سنگ بفرست يا بعذابي دردناک معذب گردان هنوز بناقهاش نرسيده بود که سنگي از آسمان بر سرش افتاد و فورا هلاکش نمود آنگاه اين آيه نازل شد کهسأل سائل بعذاب واقع [57] . آياتي که در باره ولايت و فضائل علي عليه السلام نازل شده خيلي بيش از اينها است و ما براي نمونه فقط به 25 آيه از آنها اشاره نموديم و بطوريکه مفسرين و محدثين نوشتهاند متجاوز از سيصد آيه در باره امامت و مناقب آنحضرت در قرآن وجود دارد چنانکه گنجي شافعي و ثعلبي بسند خود از ابن عباس نقل کردهاند که نزلت في علي بن ابي طالب اکثر من ثلاثمائة آية [58] . اکنون بايد از آقايان (اهل سنت) پرسيد با وجود اينهمه آيات که دلالت بر ولايت و برتري علي عليه السلام دارد و خود شما در صورت مراجعه بکتب معتبره ـ تان صحت اين مطلب را خواهيد پذيرفت چگونه ابو بکر را بجاي علي عليه السلام خليفه ميدانيد آيا سخن و عقيده شما در اينمورد موضوع کوسه و ريش پهن نيست؟ در خاتمه اين فصل از تذکر اين مطلب ناگزير است که ممکن است بنظر بعضي چنين برسد که خداوند چرا صريحا نام علي عليه السلام را در قرآن نياورده که او جانشين پيغمبر است تا مسلمين دچار اختلافات نشوند؟ پاسخ اين اشکال يا اعتراض اينست که اولا موضوع ولايت علي عليه السلام مورد آزمايش است و بايستي مردم بوسيله آن آزمايش شوند چنانکه از جمله آياتي که مؤيد اين مطلب است آيه شريفه الم أحسب الناس ان يترکوا ان يقولوا امنا و هم لا يفتنون [59] ؟ (آيا مردم چنين پندارند که با گفتن اينکه ايمان آورديم رها کرده شوند و آنان آزمايش نخواهند شد؟ ) که بنا بنقل علماء و مفسرين عامه و خاصه ولايت علي عليه السلام است که مورد آزمايش مسلمين قرار گرفته است [60] . ثانيا بفرض اينکه نام علي عليه السلام نيز در قرآن ذکر ميشد باز مردم از رويحب جاه و طمع دنيوي با آن مخالفت ميکردند همچنانکه با برخي از آيات قرآن مخالفت نمودند که در فصول آتي بدين مطلب اشاره خواهد شد. ثالثا قرآن کريم شامل احکام کلي است و جزئيات آن بوسيله پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله توضيح داده شده است و اصل ولايت و امامت هم چنانکه در اين فصل گذشت در چندين آيه با قرائن روشن گفته شده و نبي اکرم نيز طبق بياناتي مضمون و مفاد آنها را که بر علي عليه السلام تطبيق ميکرد بمردم ابلاغ نموده است و اين مطلب را علماء و مفسرين اهل سنت نيز قبول دارند ولي عملا با آن مخالفت ميکنند.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ساعت 1:5  توسط محمد دستان
|
|