|
چهل حديث گهربار منتخب
1- قالَ الاْ مامُ عليّ بن أبي طالِب، أميرُ الْمُؤْمِنينَ صَلَواتُ اللّهِ وَسَلامُهُ عَلَيْهِ: إغْتَنِمُوا الدُّعاءَ عِنْدَ خَمْسَةِ مَواطِنَ: عِنْدَ قِرائَةِ الْقُرْآنِ، وَ عِنْدَ الاْ ذانِ، وَ عِنْدَ نُزُولِ الْغَيْثِ، وَ عِنْدَ الْتِقاءِ الصَفَّيْنِ لِلشَّهادَةِ، وَ عِنْدَ دَعْوَةِ الْمَظْلُومِ، فَاِنَّهُ لَيْسَ لَها حِجابٌ دوُنَ الْعَرْشِ. [1] . ترجمه: فرمود: پنج موقع را براي دعا و حاجت خواستن غنيمت شماريد: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد- في سبيل اللّه- موقع ناراحتي و آه کشيدن مظلوم. در چنين موقعيت ها مانعي براي استجابت دعا نيست. 2- قالَ عليه السلام: اَلْعِلْمُ وِراثَةٌ کَريمَةٌ، وَ الاْ دَبُ حُلَلٌ حِسانٌ، وَ الْفِکْرَةُ مِرآةٌ صافِيَةٌ، وَ الاْ عْتِذارُ مُنْذِرٌ ناصِحٌ، وَ کَفي بِکَ أَدَباً تَرْکُکَ ما کَرِهْتَهُ مِنْ غَيْرِکَ. [2] . ترجمه: فرمود: علم؛ ارثيه اي با ارزش، و ادب؛ زيوري نيکو، و انديشه؛ آئينه اي صاف، و پوزش خواستن؛ هشدار دهنده اي دلسوز خواهد بود. و براي با أدب بودنت همين بس که آنچه براي خود دوست نداري، در حقّ ديگران روا نداشته باشي. 3- قالَ عليه السلام: اَلْحَقُّ جَديدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْ يّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ. [3] . ترجمه: فرمود: حقّ و حقيقت در تمام حالات جديد و تازه است گر چه مدّتي بر آن گذشته باشد. و باطل هميشه پست و بي أساس است گر چه افراد بسياري از آن حمايت کنند. 4- قالَ عليه السلام: اَلدُّنْيا تُطْلَبُ لِثَلاثَةِ أشْياء: اَلْغِني، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَةِ، فَمَنْ زَهِدَ فيها عَزَّ، وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْني، وَ مَنْ قَلَّ سَعْيُهُ إسْتَراحَ. [4] . ترجمه: فرمود: دنيا و اموال آن، براي سه هدف دنبال مي شود: بي نيازي، عزّت و شوکت، آسايش و آسوده بودن. هر که زاهد باشد؛ عزيز و با شخصيّت است، هر که قانع باشد؛ بي نياز و غني گردد، هر که کمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد؛ هميشه آسوده و در آسايش است. 5- قالَ عليه السلام: لَوْ لاَ الدّينُ وَ التُّقي، لَکُنْتُ أدْهَي الْعَرَبِ. [5] . ترجمه: فرمود: چنانچه دين داري و تقواي الهي نمي بود، هر آينه سياستمدارترين افراد بودم- ولي دين و تقوا مانع سياست بازي مي شود-. 6- قالَ عليه السلام: اَلْمُلُوکُ حُکّامٌ عَلَي النّاسِ، وَ الْعِلْمُ حاکِمٌ عَلَيْهِمْ، وَ حَسْبُکَ مِنَ الْعِلْمِ أنْ تَخْشَي اللّهَ، وَ حَسْبُکَ مِنَ الْجَهْلِ أنْ تَعْجِبَ بِعِلْمِکَ. [6] . ترجمه: فرمود: ملوک بر مردم حاکم هستند و علم بر تمامي ايشان حاکم خواهد بود، تو را در علم کافي است که از خداوند ترسناک باشي؛ و به دانش و علم خود باليدن، بهترين نشانه ناداني است. 7- قالَ عليه السلام: ما مِنْ يَوْمٍ يَمُرُّ عَلَي ابْنِ آدَمٍ إلاّ قالَ لَهُ ذلِکَ الْيَوْمُ: يَابْنَ آدَم أنَا يَوُمٌ جَديدٌ وَ أناَ عَلَيْکَ شَهيدٌ. فَقُلْ فيَّ خَيْراً، وَ اعْمَلْ فيَّ خَيْرَا، أشْهَدُ لَکَ بِهِ فِي الْقِيامَةِ، فَإ نَّکَ لَنْ تَراني بَعْدَهُ أبَداً. [7] . ترجمه: فرمود: هر روزي که بر انسان وارد شود، گويد: من روز جديدي هستم، من بر اعمال و گفتار تو شاهد مي باشم. سعي کن سخن خوب و مفيد بگوئي، کار خوب و نيک انجام دهي. من در روز قيامت شاهد اعمال و گفتار تو خواهم بود. و بدان امروز که پايان يابد ديگر مرا نخواهي ديد و قابل جبران نيست. 8- قالَ عليه السلام: فِي الْمَرَضِ يُصيبُ الصَبيَّ، کَفّارَةٌ لِوالِدَيْهِ. [8] . ترجمه: فرمود: مريضي کودک، کفّاره گناهان پدر و مادرش مي باشد. 9- قالَ عليه السلام: الزَّبيبُ يَشُدُّ الْقَلْبِ، وَ يُذْهِبُ بِالْمَرَضِ، وَ يُطْفِي ءُ الْحَرارَةَ، وَ يُطيِّبُ النَّفْسَ. [9] . ترجمه: فرمود: خوردن مويز- کشمش سياه- قلب را تقويت، مرض ها را برطرف، و حرارت بدن را خاموش، و روان را پاک مي گرداند. 10- قالَ عليه السلام: أطْعِمُوا صِبْيانَکُمُ الرُّمانَ، فَإ نَّهُ اَسْرَعُ لاِ لْسِنَتِهِمْ. [10] . ترجمه: فرمود: به کودکان خود أنار بخورانيد تا زبانشان بهتر و زودتر باز شود. 11- قالَ عليه السلام: أطْرِقُوا أهاليکُمْ في کُلِّ لَيْلَةِ جُمْعَةٍ بِشَيْءٍ مِنَ الْفاکِهَةِ، کَيْ يَفْرَحُوا بِالْجُمْعَةِ. [11] . ترجمه: فرمود: در هر شب جمعه همراه با مقداري ميوه- يا شيريني،...- بر اهل منزل و خانواده خود وارد شويد تا موجب شادماني آن ها در جمعه گردد. 12- قالَ عليه السلام: کُلُوا ما يَسْقُطُ مِنَ الْخوانِ فَإنَّهُ شِفاءٌ مِنْ کُلِّ داءٍ بِإ ذْنِ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، لِمَنْ اَرادَ أنْ يَسْتَشْفِيَ بِهِ. [12] . ترجمه: فرمود: آنچه اطراف ظرف غذا و سفره مي ريزد جمع کنيد و بخوريد، که همانا هرکس آن ها را به قصد شفا ميل نمايد، به اذن حق تعالي شفاي تمام دردهاي او خواهد شد. 13- قالَ عليه السلام: لا ينبغي للعبد ان يثق بخصلتين: العافية و الغني، بَيْنا تَراهُ مُعافاً اِذْ سَقُمَ، وَ بَيْنا تَراهُ غنيّاً إذِ افْتَقَرَ. [13] . ترجمه: فرمود: سزاوار نيست که بنده خدا، در دوران زندگي به دو خصوصيّت اعتماد کند و به آن دلبسته باشد: يکي عافيت و تندرستي و ديگري ثروت و بي نيازي است. زيرا چه بسا در حال صحّت و سلامتي مي باشد ولي ناگهان انواع مريضي ها بر او عارض مي گردد و يا آن که در موقعيّت و امکانات خوبي است، ناگهان فقير و بيچاره مي شود،- پس بدانيم که دنيا و تمام امکانات آن بي ارزش و بي وفا خواهد بود و تنها عمل صالح مفيد و سودبخش مي باشد-. 14- قالَ عليه السلام: لِلْمُرائي ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَکْسِلُ إذا کانَ وَحْدَهُ، وَ يَنْشطُ إذا کانَ فِي النّاسِ، وَ يَزيدُ فِي الْعَمَلِ إذا أُثْنِيَ عَلَيْهِ، وَ يَنْقُصُ إذا ذُمَّ. [14] . ترجمه: فرمود: براي رياکار سه نشانه است: در تنهائي کسل و بي حال، در بين مردم سرحال و بانشاط مي باشد. هنگامي که او را تمجيد و تعريف کنند خوب و زياد کار مي کند و اگر انتقاد شود سُستي و کم کاري مي کند. 15- قالَ عليه السلام: اَوْحَي اللّهُ تَبارَکَ وَ تَعالي إلي نَبيٍّ مِنَ الاْ نْبياءِ: قُلْ لِقَوْمِکَ لا يَلْبِسُوا لِباسَ أعْدائي، وَ لا يَطْعَمُوا مَطاعِمَ أعْدائي، وَ لايَتَشَکَّلُوا بِمَش اکِلِ أعْدائي، فَيَکُونُوا أعْدائي. [15] . ترجمه: فرمود: خداوند تبارک و تعالي بر يکي از پيامبرانش وحي فرستاد: به امّت خود بگو: لباس دشمنان مرا نپوشند و غذاي دشمنان مرا ميل نکنند و هم شکل دشمنان من نگردند، وگرنه ايشان هم دشمن من خواهند بود. 16- قالَ عليه السلام: اَلْعُقُولُ أئِمَّةُ الا فْکارِ، وَ الاْ فْکارُ أئِمَّةُ الْقُلُوبِ، وَ الْقُلُوبُ أئِمَّةُ الْحَواسِّ، وَ الْحَواسُّ أئِمَّةُ الاْ عْضاءِ. [16] . ترجمه: فرمود: عقل هر انساني پيشواي فکر و انديشه اوست؛ و فکر پيشواي قلب و درون او خواهد بود؛ و قلب پيشواي حوّاس پنج گانه مي باشد، و حوّاس پيشواي تمامي اعضاء و جوارح است. 17- قالَ عليه السلام: تَفَضَّلْ عَلي مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أميرُهُ، وَ اسْتَغِْنِ عَمَّنْ شِئْتَ فَأنْتَ نَظيرُهُ، وَ افْتَقِرْ إلي مَنْ شِئْتَ فَأنْتَ أسيرُهُ. [17] . ترجمه: فرمود: بر هر که خواهي نيکي و احسان نما، تا رئيس و سرور او گردي؛ و از هر که خواهي بي نيازي جوي تا همانند او باشي. و خود را نيازمند هر که خواهي بدان- و از او تقاضاي کمک نما- تا اسير او گردي. 18- قالَ عليه السلام: أعَزُّ الْعِزِّ الْعِلْمُ، لاِ نَّ بِهِ مَعْرِفَةُ الْمَعادِ وَ الْمَعاشِ، وَ أذَلُّ الذُّلِّ الْجَهْلُ، لاِنَّ صاحِبَهُ أصَمُّ، أبْکَمٌ، أعْمي، حَيْرانٌ. [18] . ترجمه: فرمود: عزيزترين عزّت ها علم و کمال است، براي اين که شناخت معاد و تأمين معاشِ انسان، به وسيله آن انجام مي پذيرد. و پست ترين ذلّت ها جهل و ناداني است، زيرا که صاحبش هميشه در کري و لالي و کوري مي باشد و در تمام امور سرگردان خواهد بود. 19- قالَ عليه السلام: جُلُوسُ ساعَةٍ عِنْدَ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَي اللّهِ مِنْ عِبادَةِ ألْفِ سَنَةٍ، وَ النَّظَرُ إلَي الْعالِمِ أحَبُّ إلَي اللّهِ مِنْ إعْتِکافِ سَنَةٍ في بَيْتِ اللّهِ، وَ زيارَةُ الْعُلَماءِ أحَبُّ إلَي اللّهِ تَعالي مِنْ سَبْعينَ طَوافاً حَوْلَ الْبَيْتِ، وَ أفْضَلُ مِنْ سَبْعينَ حَجَّةٍ وَ عُمْرَةٍ مَبْرُورَةٍ مَقْبُولَةٍ، وَ رَفَعَ اللّهُ تَعالي لَهُ سَبْعينَ دَرَجَةً، وَ أنْزَلَ اللّهُ عَلَيْهِ الرَّحْمَةَ، وَ شَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِکَةُ: أنَّ الْجَنَّةَ وَ جَبَتْ لَهُ. [19] . ترجمه: فرمود: يک ساعت در محضر علماء نشستن- که انسان را به مبداء و معاد آشنا سازند- از هزار سال عبادت نزد خداوند محبوب تر خواهد بود. توجّه و نگاه به عالِم از إعتکاف و يک سال عبادت- مستحبّي- در خانه خدا بهتر است. زيارت و ديدار علماء، نزد خداوند از هفتاد مرتبه طواف اطراف کعبه محبوب تر خواهد بود، و نيز افضل از هفتاد حجّ و عمره قبول شده مي باشد. همچنين خداوند او را هفتاد مرحله ترفيعِ درجه مي دهد و رحمت و برکت خود را بر او نازل مي گرداند، و ملائکه شهادت مي دهند به اين که او اهل بهشت است. 20- قالَ عليه السلام: يَابْنَ آدَم، لاتَحْمِلْ هَمَّ يَوْمِکَ الَّذي لَمْ يَأتِکَ عَلي يَوْمِکَ الَّذي أنْتَ فيهِ، فَإنْ يَکُنْ بَقِيَ مِنْ أجَلِکَ، فَإنَّ اللّهَ فيهِ يَرْزُقُکَ. [20] . ترجمه: فرمود: اي فرزند آدم، غُصّه رزق و آذوقه آن روزي که در پيش داري و هنوز نيامده است نخور، زيرا چنانچه زنده بماني و عمرت باقي باشد خداوند متعال روزيِ آن روز را هم مي رساند. 21- قالَ عليه السلام: قَدْرُ الرَّجُلِ عَلي قَدْرِ هِمَّتِهِ، وَ شُجاعَتُهُ عَلي قَدْرِ نَفَقَتِهِ، وَ صِداقَتُهُ عَلي قَدْرِ مُرُوَّتِهِ، وَ عِفَّتُهُ عَلي قَدْرِ غِيْرَتِهِ. [21] . ترجمه: فرمود: ارزش هر انساني به قدر همّت اوست، و شجاعت و توان هر شخصي به مقدار گذشت و إحسان اوست، و درستکاري و صداقت او به قدر جوانمردي اوست، و پاکدامني و عفّت هر فرد به اندازه غيرت او خواهد بود. 22- قالَ عليه السلام: مَنْ شَرِبَ مِنْ سُؤْرِ أخيهِ تَبَرُّکا بِهِ، خَلَقَ اللّهُ بَيْنَهُما مَلِکاً يَسْتَغْفِرُ لَهُما حَتّي تَقُومَ السّاعَةُ. [22] . ترجمه: فرمود: کسي که دهن خورده برادر مؤمنش را به عنوان تبرّک ميل نمايد، خداوند متعال ملکي را مأمور مي گرداند تا براي آن دو نفر تا روز قيامت طلب آمرزش و مغفرت نمايد. 23- قالَ عليه السلام: لاخَيْرَ فِي الدُّنْيا إلاّ لِرَجُلَيْنِ: رَجَلٌ يَزْدادُ في کُلِّ يَوْمٍ إحْسانا، وَ رَجُلٌ يَتَدارَکُ ذَنْبَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَ أنّي لَهُ بِالتَّوْبَةِ، وَاللّه لَوْسَجَدَ حَتّي يَنْقَطِعَ عُنُقُهُ ما قَبِلَ اللّهُ مِنْهُ إلاّ بِوِلايَتِنا أهْلِ الْبَيْتِ. [23] . ترجمه: فرمود: خير و خوبي در دنيا وجود ندارد مگر براي دو دسته: دسته اوّل آنان که سعي نمايند در هر روز، نسبت به گذشته کار بهتري انجام دهند. دسته دوّم آنان که نسبت به خطاها و گناهان گذشته خود پشيمان و سرافکنده گردند و توبه نمايند، و توبه کسي پذيرفته نيست مگر آن که با اعتقاد بر ولايت ما اهل بيت عصمت و طهارت باشد. 24- قالَ عليه السلام: عَجِبْتُ لاِ بْنِ آدَمٍ، أوَّلُهُ نُطْفَةٌ، وَ آخِرُهُ جيفَةٌ، وَ هُوَ قائِمٌ بَيْنَهُما وِعاءٌ لِلْغائِطِ، ثُمَّ يَتَکَبَّرُ. [24] . ترجمه: فرمود: تعجبّ مي کنم از کسي که اوّلش قطره اي آب ترش شده و عاقبتش لاشه اي متعفّن- بد بو- خواهد بود و خود را ظرف فضولات قرار داده است، با اين حال تکبّر و بزرگ منشي هم مي نمايد. 25- قالَ عليه السلام: إيّاکُمْ وَ الدَّيْن، فَإنَّهُ هَمُّ بِاللَّيْلِ وَ ذُلُّ بِالنَّهارِ. [25] . ترجمه: فرمود: از گرفتن نسيه و قرض، خود را برهانيد، چون که سبب غم و اندوه شبانه و ذلّت و خواري در روز خواهد گشت. 26- قالَ عليه السلام: إنَّ الْعالِمَ الْکاتِمَ عِلْمَهُ يُبْعَثُ أنْتَنَ أهْلِ الْقِيامَةِ، تَلْعَنُهُ کُلُّ دابَّةٍ مِنْ دَوابِّ الاْ رْضِ الصِّغارِ. [26] . ترجمه: فرمود: آن عالم و دانشمندي که علم خود را- در بيان حقايق- براي ديگران کتمان کند، روز قيامت با بدترين بوها محشور مي شود و مورد نفرت و نفرين تمام موجودات قرار مي گيرد. 27- قالَ عليه السلام: يا کُمَيْلُ، قُلِ الْحَقَّ عَلي کُلِّ حالٍ، وَوادِدِ الْمُتَّقينَ، وَاهْجُرِ الفاسِقينَ، وَجانِبِ المُنافِقينَ، وَلاتُصاحِبِ الخائِنينَ. [27] . فرمود: در هر حالتي حقّ را بگو و مدافع آن باش، دوستي و معاشرت با پرهيزگاران را ادامه ده، و از فاسقين و معصيت کاران کناره گيري کن، و از منافقان دوري و فرار کن، و با خيانتکاران همراهي و هم نشيني منما. 28- قالَ عليه السلام: في وَصيَّتِهِ لِلْحَسَنِ عليه السلام: سَلْ عَنِ الرَّفيقِ قَبْلَ الطَّيقِ، وَعَنِ الْجارِ قَبْلَ الدّارِ. [28] . ضمن سفارشي به فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: پيش از آن که بخواهي مسافرت بروي، رفيق مناسب راه را جويا باش، و پيش از آن که منزلي را تهيّه کني همسايگان را بررسي کن که چگونه هستند. 29- قالَ عليه السلام: اِعْجابُ الْمَرْءِ بِنَفْسِهِ دَليلٌ عَلي ضَعْفِ عَقْلِهِ. [29] . فرمود: فخر کردن انسان به خودش، نشانه کم عقلي او مي باشد. 30- قالَ عليه السلام: أيُّهَا النّاسُ، إِيّاکُمْ وُحُبَّ الدُّنْيا، فَإِنَّها رَأْسُ کُلِّ خَطيئَةٍ، وَبابُ کُلِّ بَليَّةٍ، وَداعي کُلِّ رَزِيَّةٍ. [30] . فرمود: اي گروه مردم، نسبت به محبّت و علاقه به دنيا مواظب باشيد، چون که علاقه و محبّت به دنيا اساس هر خطا و انحرافي است، و دروازه هر بلا و گرفتاري است، و نزديک کننده هر فتنه و آشوب؛ و نيز آورنده هر مصيبت و مشکلي است. 31- قالَ عليه السلام: السُّکْرُ أرْبَعُ السُّکْراتِ: سُکْرُ الشَّرابِ، وَسُکْرُ الْمالِ، وَسُکْرُ النَّوْمِ، وَسُکْرُ الْمُلْکِ. [31] . فرمود: مستي در چهار چيز است: مستي از شراب (و خمر)، مستي مال و ثروت، مستي خواب، مستي رياست و مقام. 32- قالَ عليه السلام: أللِّسانُ سَبُعٌ إِنْ خُلِّيَ عَنْهُ عَقَرَ. [32] . فرمود: زبان، همچون درّنده اي است که اگر آزاد باشد زخم و جراحت (سختي به جسم و ايمان) خواهد زد. 33- قالَ عليه السلام: يَوْمُ الْمَظْلُومِ عَلَي الظّالِمِ أشَدُّ مِنْ يَوْمِ الظّالِمِ عَلَي الْمَظْلُومِ. [33] . فرمود: روز داد خواهي مظلوم بر عليه ظالم سخت تر است از روزي که ظالم ستم بر مظلوم مي کند. 34- قالَ عليه السلام: فِي الْقُرْآنِ نَبَاءُ ما قَبْلَکُمْ، وَخَبَرُ ما بَعْدَکُمْ، وَحُکْمُ ما بَيْنِکُمْ. [34] . فرمود: قرآن احوال گذشتگان، و أخبار آينده را در بردارد، و شرح وظايف شما را بيان کرده است. 35- قالَ عليه السلام: نَزَلَ الْقُرْآنُ أثْلاثا، ثُلْثٌ فينا وَفي عَدُوِّنا، وَثُلْثٌ سُنَنٌ وَ أمْثالٌ، وَثُلْثٌ فَرائِض وَأحْکامٌ. [35] . فرمود: نزول قرآن بر سه قسمت است: يک قسمت آن درباره اهل بيت عصمت و طهارت: و دشمنان و مخالفان ايشان؛ و قسمت ديگر آن، اخلاقيّات و ضرب المثلها؛ و قسمت سوّم در بيان واجبات و احکام إلهي مي باشد. 36- قالَ عليه السلام: ألْمُؤْمِنُ نَفْسُهُ مِنْهُ في تَعَبٍ، وَالنّاسُ مِنْهُ في راحَةٍ. [36] . فرمود: مؤمن آن کسي است که خود را به جهت رفاه مردم در زحمت بيندازد و ديگران از او در أمنيت و آسايش باشند. 37- قالَ عليه السلام: کَتَبَ اللّهُ الْجِهادَ عَلَي الرِّجالِ وَالنِّساءِ، فَجِهادُ الرَّجُلِ بَذْلُ مالِهِ وَنَفْسِهِ حَتّي يُقْتَلَ في سَبيلِ اللّه، وَجِهادُ الْمَرْئَةِ أنْ تَصْبِرَ عَلي ماتَري مِنْ أذي زَوْجِها وَغِيْرَتِهِ. [37] . فرمود: خداوند جهاد را بر مردان و زنان لازم دانسته است. پس جهاد مرد، آن است که از مال و جانش بگذرد تا جائي که در راه خدا کشته و شهيد شود. و جهاد زن آن است که در مقابل زحمات و صدمات شوهر و بر غيرت و جوانمردي او صبر نمايد. 38- قالَ عليه السلام: في تَقَلُّبِ الاْ حْوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِّجالِ. [38] . فرمود: در تغيير و دگرگوني حالات و حوادث، فطرت و حقيقت اشخاص شناخته مي شود. 39- قالَ عليه السلام: إنّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَلا حِسابَ، وَغَدا حِسابٌ وَلا عَمَل. [39] . فرمود: امروزه- در دنيا- زحمت و فعاليّت، بدون حساب است و فرداي قيامت، حساب و بررسي اعمال و دريافت پاداش است. 40- قالَ عليه السلام: إتَّقُوا مَعَاصِيَ اللّهِ فِي الْخَلَواتِ فَإنَّ الشّاهِدَ هُوَ الْحاکِم. [40] . فرمود: دوري و اجتناب کنيد از معصيت هاي إلهي، حتّي در پنهاني، پس به درستي که خداوند شاهد اعمال و نيّات است؛ و نيز او حاکم و قاضي خواهد بود.
+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم دی ۱۳۸۹ساعت 1:41  توسط محمد دستان
|
روزي پيامبر صلي الله عليه و آله وسلم، سواره بيرون آمد در حالي که اميرالمؤمنين عليهالسلام همراه او پياده ميرفت، فرمود: يا ابالحسن! يا سواره بيا يا برگرد؛ زيرا خداوند مرا امر کرده که هرگاه سوارهام تو هم سوار شوي و پياده باشي، هرگاه پيادهام و بنشيني، چون نشستهام، مگر در حدي از حدود الهي که به ناچار نشست و برخاست کني؛ خداوند به من کرامتي نداده، مگر آنکه مثل آن را به تو عطا فرموده است؛ مرا به نبوت اختصاص داده و تو را در آن ولي (سرپرست امت) قرار داده، تا حدودش را به پاداري و در سختي امورش قيام نمايي؛ قسم به خدايي که محمد صلي الله عليه و آله وسلم را به حق به نبوت برانگيخته، هر که تو را انکار کند به من ايمان نياورده، و هر که به تو کفر بورزد ايمان به خدا نياورده است؛ فضل تو از فضل من و فضل من براي تو و آن فضل پروردگار است و اين است معني قول خداوند: (قل بفضل الله و برحمته فبذلک فليفر حوا هو خير مما يجمعون) [1] (اي پيامبر! به مردم بگو شما به فضل و رحمت خدا شادمان شويد که آن از ثروتي که اندوخته ميکنيد، بهتر است.) (فضل خدا، نبوت رسول و رحمتش ولايت علي عليهالسلام است؛ پس شيعه بايد به نبوت و ولايت، خوشحال باشد و اين براي آنان بهتر است از آنچه دشمنان از مال و فرزند و اهل در دنيا جمع مينمايند؛ قسم به خدا، يا علي! تو خلق نشدي مگر براي پرستش پروردگارت؛ و به تو معالم دين شناخته ميشود و راه کهنه به تو اصلاح ميگردد. هر کس از تو گمراه شد، گمراه است و خداوند هدايت نميکند کسي را که ولايت تو ندارد و هدايت به تو نشده است، و اين است معني قول خداوند عزوجل:(و اني لغفار لمن تاب و آمن و عمل صالحا ثم اهتدي): [2] (من زياد آمرزندهام کسي را که بازگردد و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد و به راه آيد)، يعني به ولايت تو آيد. خداوند مرا امر کرده است که هر حقي که بر من فرض کرده براي تو مقرر کنم؛ حق تو واجب است بر کسي که ايمان آورد؛ اگر تو نبودي حزب الله شناخته نمي شد، به تو دشمن خدا شناخته ميشود، هر که با ولايت تو خدا را ملاقات نکند چيزي ندارد. پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: خداوند اين آيه را بر من نازل کرد:(يا أيها الرسول بلغ ما أنزل اليک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته): [3] (اي پيامبر)! آنچه به تو از خداوند، نازل شد برسان، «که آن ولايت تو يا علي عليهالسلام بوده است، اگر آن را نرساني رسالت او پروردگار را انجام ندادهاي»؛ من پيامبر، اگر ولايت تو را نميرساندم، همه اعمالم از بين ميرفت؛ هر که خداوند را به غير ولايت تو ملاقات کند، عملش باطل است و اين وعدهاي است که برايم ثابت شده است؛ و نگويم چيزي را مگر آنکه پروردگار گويد، و آنچه گويم از خداست که درباره تو نازل کرده است. [4] .
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ساعت 16:44  توسط محمد دستان
|
احاديث نبوي در باره علي
اين فصل نيز اغلب باحاديث نبوي از کتب معتبره اهل سنت اشاره ميگردد تا هر گونه راه عذر و بهانهاي براي آنان مسدود باشد.
انت اخي و وزيري و وارثي و خليفتي من بعدي. کفاية الطالب ص 205 (حديث نبوي) 1 ـ حديث غدير: علماء و مفسرين از عامه و خاصه نوشتهاند که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدير خم توقف نموده و پس از ايراد خطبه بمردم فرمود آيا من نسبت بشما اولي بتصرف نيستم؟ عرض کردند چرا فرمود من کنت مولاه فهذا علي مولاه. يعني هر کس که من مولا و صاحب اختيار او هستم اين علي مولاي او خواهد بود و بدين ترتيب او را بولايت و پيشوائي مردم منصوب گردانيد [1] . 2 ـ حديث منزلت: احمد بن حنبل و شيخ سليمان بلخي و ابن صباغ مالکي و ديگران نوشتهاند که پيغمبر صلي الله عليه و آله بعلي عليه السلام فرمود: انت مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي [2] . يعني تو از من بمنزله هاروني از موسي جز اينکه پس از من پيغمبري نخواهد بود، بحراني در کتاب غاية المرام يکصد حديث از عامه و هفتاد حديث از خاصه دراينمورد نقل کرده است [3] . 3 ـ حديث يوم الانذار: رسول اکرم صلي الله عليه و آله در اوائل بعثت بفرمان خداي تعالي اقوام نزديک خود را جمع نموده و رسالت خويش را بآنان ابلاغ فرمود و در همان مجلس اعلام نمود که هر کس از شما در پذيرفتن دعوت من سبقت جويد او پس از من جانشين من خواهد بود، از ميان تمام آنان فقط علي عليه السلام دعوت آنحضرت را پذيرفت و رسول اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: انت اخي و وزيري و وارثي و خليفتي من بعدي [4] . (تو برادر و وزير و وارث من و جانشين من پس از من هستي) اين حديث از مهمترين احاديثي است که در مورد خلافت علي عليه السلام هر گونه عذر و بهانه را از ميان بر ميدارد زيرا پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله خلافت علي عليه السلام را توأم با نبوت خود در همان موقع ابلاغ فرموده است و اين مطلب تقريبا در تمام کتب تاريخ و تفسير و حديث اهل سنت ذکر شده است و در فصل سوم بخش يکم کتاب تا حدي در اينمورد توضيحات لازمه داده شده است. 4 ـ حديث ثقلين: در کتب معتبره عامه و خاصه با اختلاف کوچکي در کلمات و الفاظ نقل شده است که هنگاميکه رحلت رسول اکرم نزديک شد فرمود: اني تارک فيکم الثقلين کتاب الله و عترتي اهل بيتي و انهما لمن يفترقا حتي يردا علي الحوض [5] (من در ميان شما دو چيز بزرگ و وزين ميگذارم کتاب خدا و عترتم را و آندو هرگز از يکديگر جدا نشوند تا در کنار حوض بر من وارد گردند. ) حديث ثقلين از احاديث مسلم و قطعي است که بسندهاي بسيار و عبارات مختلفي روايت شده و سني و شيعه بصحتش اعتراف و اتفاق دارند و از اين حديثو امثال آن چند مطلب مهم استفاده ميشود: 1 ـ همچنانکه قرآن تا قيامت در بين مردم باقي ميماند عترت پيغمبر نيز تا قيامت باقي خواهد ماند يعني هيچ زماني از وجود امام و رهبر حقيقي خالي نميگردد. 2 ـ پيغمبر اسلام بوسيله اين دو امانت بزرگ تمام احتياجات علمي و ديني مسلمين را تأمين نموده و اهل بيتش را بعنوان مرجع علم و دانش بمسلمين معرفي کرده و اقوال و اعمالشان را معتبر دانسته است. 3 ـ قرآن و اهل بيت نبايد از هم جدا شوند و هيچ مسلماني حق ندارد از علوم اهل بيت اعراض کند و خودش را از تحت ارشاد و هدايت آنان بيرون نمايد. 4 ـ مردم اگر از اهل بيت اطاعت کنند و باقوال آنها تمسک جويند گمراه نميشوند و هميشه حق در نزد آنها است. 5 ـ جميع علوم لازمه و احتياجات ديني مردم در نزد اهل بيت موجود است و هر کس از آنها پيروي نمايد در ضلالت واقع نميشود و بسعادت حقيقي نائل ميگردد يعني اهل بيت از خطاء و اشتباه معصومند و بواسطه همين قرينه معلوم ميشود که مراد از اهل بيت و عترت تمام خويشان و اولاد پيغمبر نيست بلکه افراد معيني ميباشند که از جهت علوم دين کامل باشند و خطاء و عصيان در ساحت وجودشان راه نداشته باشد تا صلاحيت رهبري داشته باشند و آنها عبارتند از علي عليه السلام و يازده فرزندش که يکي پس از ديگري بامامت منصوب شدهاند [6] . 5 ـ حديث سفينة: از ابن عباس و ديگران نقل شده است که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله فرمود: مثل اهل بيتي مثل سفينة نوح من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق [7] يعني مثل خاندان من داستان کشتي نوح است هر که سوار آن شد نجات يافت و هر که تخلف نمود غرق گرديد. محمد بن ادريس شافعي ضمن اشعار خود باين حديث اشاره کرده و گويد:
و لما رأيت الناس قد ذهبت بهم مذاهبهم في ابحر الغي و الجهل
رکبت علي اسم الله في سفن النجا و هم اهل بيت المصطفي خاتم الرسل
و امسکت حبل الله و هو ولاءهم کما قد امرنا بالتمسک بالحبل. [8] .
يعني چون مردم را غرق درياهاي گمراهي و ناداني ديدم بنام خداي تعالي در کشتيهاي نجات که آنها خاندان رسالت و اهلبيت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله هستند تمسک جستم و بحبل خدا که دوستي آن خاندان است تمسک جستم همچنانکه بما امر شده است که بآن حبل الله تمسک جوئيم. 6 ـ حديث حق: علماي عامه و خاصه بطرق مختلفه نقل کردهاند که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: علي مع الحق و الحق مع علي. (علي هميشه همراه با حق بوده و حق هم با علي است) بحراني در غاية المرام پانزده حديث از عامه و يازده حديث از خاصه در اينمورد نقل کرده است [9] . 7 ـ ان علينا مني و انا منه و هو ولي کل مؤمن بعدي [10] علي از من و من هم از او هستم و او ولي هر مؤمني است). 8 ـ لکل نبي وصي و وارث و ان عليا وصيي و وارثي [11] . براي هر پيغمبري جانشين و وارثي است و البته جانشين و وصي من هم علي است. 9 ـ من اطاعني فقد اطاع الله و من عصاني فقد عصي الله، و من اطاع عليا فقد اطاعني و من عصي عليا فقد عصاني [12] . هر کس مرا اطاعت کند خدا را اطاعت کرده است و هر که مرا نافرماني کندخدا را نافرماني کرده است، و کسيکه علي را اطاعت کند مرا اطاعت کرده و هر که علي را نا فرماني کند مرا نافرماني کرده است. 10 ـ انا و علي حجة الله علي عباده [13] . من و علي حجة خداونديم بر بندگانش. 11 ـ علي مع القرآن و القران مع علي لا يفترقان حتي يردا علي الحوض [14] . علي با قرآن و قرآن با علي است آندو از هم جدا نميشوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. 12 ـ ما انا سددت ابوابکم و فتحت باب علي و لکن الله فتح باب علي و سد ابوابکم [15] . (رسول اکرم فرمود درب خانههاي ابو بکر و عمر و عباس بن عبد المطلب و ديگران را که بمسجد باز ميشد مسدود کردند و فقط درب خانه حضرت امير را باز گذاشتند، عباس بن عبد المطلب علت اين امر را از حضرتش پرسيد پيغمبر صلي الله عليه و آله چنين فرمود) من درهاي خانههاي شما را نبستم و در خانه علي را باز نگذاشتم و لکن خداوند درهاي شما را مسدود کرد و در خانه علي را باز گذاشت. 13 ـ ان الله جعل ذرية کل نبي في صلبه و جعل ذريتي في صلب علي بن ابيطالب [16] . خداوند نسل و اولاد هر پيغمبري را در صلب او قرار داد و ذريه مرا در صلب علي بن ابيطالب گذاشت. ـ يا علي انت اول المؤمنين ايمانا و اول المسلمين اسلاما و انت مني بمنزلة هارون من موسي [17] . يا علي تو اولين کسي هستي از مؤمنين که ايمان آوردي و اولين کسي از مسلمين هستي که اسلام آوردي و نسبت تو بمن بمنزله هارون است بموسي. 15 ـ انت اخي في الدنيا و الآخرة [18] . (رسول اکرم صلي الله عليه و آله ميان هر دو نفر از اصحابش عقد اخوت بست علي عليه السلام در حاليکه چشمانش اشگ آلود بود آمد و عرض کرد يا رسول الله ميان اصحاب عقد اخوت برقرار کردي و مرا با کسي برادر ننمودي پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود) تو در دنيا و آخرت برادر مني. 16 ـ انا سيد النبيين و علي سيد الوصيين و ان اوصيائي بعدي اثني عشر اولهم علي و آخرهم القائم المهدي عليه السلام [19] . من سرور انبياء و علي سرور اوصياء است و البته اوصياي من پس از من دوازده نفرند که اولي آنها علي و آخرشان قائم مهدي ميباشد. (در اين حديث علاوه بر خلافت علي عليه السلام بخلافت ائمه ديگر نيز اشاره شده است. ) 17 ـ من احب عليا فقد احبني و من ابغض عليا فقد ابغضني و من اذي عليا فقد اذاني و من اذاني فقد اذي الله [20] . هر که علي را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر که علي را دشمن بدارد با من دشمني کرده است و کسيکه علي را اذيت کند مرا آزار رسانده و هر که مرا آزار رساند خدا را آزار نموده است. ـ حب علي بن ابيطالب يأکل السيئات کما تأکل النار الحطب [21] . دوستي علي بن ابي طالب بديها را ميخورد (از بين ميبرد) همچنانکه آتش هيزم را ميخورد (ميسوزاند). 19 ـ انا مدينة العلم و علي بابها فمن اراد العلم فليأت الباب [22] . من شهرستان علم هستم و علي هم دروازه آنست پس هر که علم را بخواهد بايد از در آن وارد شود. 20 ـ يا علي خلقت انا و انت من شجرة، فانا اصلها و انت فرعها و الحسن و الحسين اغصانها فمن تعلق بغصن منها ادخله الله الجنة [23] . رسول اکرم صلي الله عليه و آله بعلي عليه السلام فرمود من و تو از يکدرختي آفريده شدهايم که من ريشه آندرخت و تو فرع (تنه) آن هستي و حسن و حسين شاخههاي آن ميباشند پس هر کس بيکي از آنشاخهها بياويزد خداي تعالي او را داخل بهشت گرداند. 21 ـ انت سيد في الدنيا و سيد في الآخرة، من احبک فقد احبني و حبيبي حبيب الله و عدوک عدوي و عدوي عدو الله عز و جل، ويل لمن ابغضک من بعدي [24] . عبد الله بن عباس گويد نبي اکرم صلي الله عليه و آله بعلي بن ابي طالب نگاه کرد و فرمود: تو در دنيا سروري و در آخرت سروري، هر کس ترا دوست دارد مرا دوست داشته و دوست من دوست خداوند است و دشمن تو دشمن من است و دشمن من دشمن خداوند عز و جل است، واي بحال آنکه پس از من ترا دشمن بدارد. 22 ـ علي يوم القيامة علي الحوض لا يدخل الجنة الا من جاء بجوازمن علي بن ابي طالب [25] . مجاهد از ابن عباس نقل ميکند که رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: علي در روز قيامت کنار حوض است کسي به بهشت داخل نميشود مگر اينکه از علي بن ابي طالب جوازي آورده باشد. 23 ـ لا يجوز احد الصراط الا من کتب له علي الجواز [26] . قيس بن حازم گويد ابو بکر و علي بن ابي طالب بهم برخورد کردند ابو بکر تبسم نمود علي عليه السلام فرمود چه شده که تبسم کردي؟ ابو بکر گفت از رسول خدا صلي الله عليه و آله شنيدم که ميفرمود: احدي از صراط نميگذرد مگر کسي که علي براي او جواز نوشته باشد. 24 ـ حبک ايمان و بغضک نفاق و اول من يدخل الجنة محبک و اول من يدخل النار مبغضک [27] . ابو سعيد خدري گويد رسول خدا صلي الله عليه و آله بعلي عليه السلام فرمود دوستي تو ايمان و دشمني تو نفاق است و اول کسيکه داخل بهشت ميشود دوستدار تو و اول کسيکه داخل دوزخ گردد دشمن تست. 25 ـ ستکون بعدي فتنة، فاذا کان ذلک فالزموا علي بن ابي طالب فانه اول من امن بي و اول من يصافحني يوم القيامة و هو الصديق الاکبر و هو فاروق هذه الامة يفرق بين الحق و الباطل و هو يعسوب الدين [28] . بزودي پس از من فتنهاي بر پا خواهد بود، پس زمانيکه چنين شد ملازم علي بن ابي طالب باشيد زيرا که او اول کسي است که بمن ايمان آورد و اول کسي است که در روز قيامت با من مصافحه ميکند، او صديق اکبر و فاروق (جدا کننده) اين امت است که ميان حق و باطل جدائي افکند و او بزرگ و پيشواي دين است. 26 ـ يا علي انت قسيم الجنة و النار يوم القيامة [29] . يا علي توئي تقسيم کننده بهشت و دوزخ در روز قيامت. شافعي در اينمورد چنين گويد: علي حبه جنة ـ قسيم النار و الجنة ـ وصي المصطفي حقا ـ امام الانس و الجنة. همچنين در باره اين روايت که علي عليه السلام قسمت کننده بهشت و دوزخ است از احمد بن حنبل پرسيدند احمد گفت چرا منکر آن ميشويد مگر از نبي اکرم صلي الله عليه و آله براي ما روايت نشده است که بعلي فرمود ترا دوست ندارد مگر مؤمن و دشمن ندارد مگر منافق؟ گفتند چرا، احمد گفت مؤمن کجا است؟ گفتند در بهشت، گفت منافق کجا است؟ گفتند در دوزخ، قال احمد فعلي قسيم الجنة و النار [30] . 27 ـ ان الله حرم الجنة علي من ظلم اهل بيتي او قاتلهم او اغار عليهم او سبهم [31] . خداوند بهشت را بر کسي که بخاندان من ستم کند يا با آنها مقاتله نمايد يا بآنها هجوم بياورد و يا دشنامشان دهد حرام کرده است. 28 ـ النظر الي وجه علي بن ابي طالب عبادة و ذکره عبادة و لا يقبل ايمان الا بولايته و البرائة من اعدائه [32] . عمار و معاذ و عايشه از پيغمبر صلي الله عليه و آله نقل ميکنند که فرمود: نگاه کردن بصورت علي عبادت است و ذکر او عبادت است و ايمان کسي پذيرفته نميشود مگر بولايت او و تبري جستن از دشمنانش. 28 ـ عنوان صحيفة المؤمن حب علي بن ابيطالب [33] ديباچه و عنوان نامه عمل مؤمن حب علي بن ابيطالب است. 30 ـ ألا ادلکم علي من اذا استرشد تموه لن تضلوا و لن تهلکوا؟ قالوا بلي يا رسول الله، قال هو ذا و اشار الي علي بن ابيطالب عليه السلام ثم قال و اخوه و ازروه و اصدقوه و انصحوه فان جبريل اخبرني بما قلت لکم [34] . زيد بن ارقم گويد ما هنگاميکه در خدمت پيغمبر صلي الله عليه و آله نشسته بوديم فرمود: آيا شما را راهنمائي نکنم بکسي که چون از او استرشاد کنيد هرگز گمراه نشويد و هرگز بهلاکت نيفتيد؟ گفتند چرا يا رسول الله! فرمود آنکس اينست و اشاره بعلي بن ابيطالب نمود و سپس فرمود با او برادري کنيد و ياريش نمائيد و او را محب صادق و دوست راستين باشيد زيرا آنچه را که (در باره وي) بشما گفتم جبرئيل بمن خبر داد. 31 ـ هذا علي بن ابيطالب لحمه لحمي و دمه دمي و هو مني بمنزلة هارون من موسي الا انه لا نبي بعدي يا ام سلمة هذا علي امير المؤمنين و سيد المسلمين و وصيي و عيبة علمي و بابي الذي اوتي منه و معي في السنام الا علي يقتل القاسطين و الناکثين و المارقين [35] . حمويني از ابن عباس نقل کرده است که رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بام سلمه فرمود: اين علي بن ابيطالب است که گوشت او گوشت من و خون او خون من است و او از من مانند هارون از موسي است جز اينکه پس از من پيغمبري نخواهد آمد، اي ام سلمه اين علي است که امير مؤمنين و سرور مسلمين و وصي من بوده و گنجينه علم من و باب علم من است که کسي بمن نرسد مگر از آن باب و در درجات عاليه بهشت با من خواهد بود و با قاسطين و ناکثين و مارقين (معاويه و اصحاب جمل و خوارج) خواهد جنگيد. ـ قيل يا رسول الله من صاحب لواک في الآخرة؟ قال: صاحب لواي في الدنيا علي بن ابيطالب [36] . جابر بن سمرة گويد گفته شد يا رسول الله صاحب پرچم تو در آخرت کيست؟ فرمود علي بن ابيطالب که در دنيا حامل لواي من است. 23 ـ حق علي علي المسلمين کحق الوالد علي ولده [37] . حق علي عليه السلام بر مسلمين مانند حق پدر بر فرزندش است. 34 ـ عن ابي ايوب انصاري ان رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم قال لفاطمة: اما علمت ان الله اطلع الي اهل الارض فاختار منهم اباک فبعثه نبيا، ثم اطلع الثانية فاختار بعلک فاوحي الي فانکحته و اتخذته وصيا [38] . ابو ايوب انصاري گويد که رسول خدا صلي الله عليه و آله بفاطمه عليها السلام فرمود: آيا نميداني که خداوند بمردم روي زمين نگريست و از ميان همه آنها پدرت را انتخاب کرده و به پيغمبري مبعوث فرمود، آنگاه بار دوم نگريست شوهرت را اختيار کرد و بمن وحي فرستاد که ترا باو تزويج نموده و او را جانشين (خود) قرار دهم. 35 ـ ان وصيي علي بن ابيطالب و بعده سبطاي الحسن و الحسين تتلوه تسعة ائمة من صلب الحسين، قال يا محمد (صلي الله عليه و آله) فسمهم لي، قال اذا مضي الحسين فابنه علي، فاذا مضي علي فابنه محمد، فاذا مضي محمد فابنه جعفر فاذا مضي جعفر فابنه موسي، فاذا مضي موسي فابنه علي، فاذا مضي علي فابنه محمد فاذا مضي محمد فابنه علي، فاذا مضي علي فابنهالحسن، فاذا مضي الحسن فابنه الحجة محمد المهدي فهؤلاء اثنا عشر [39] . شيخ سليمان بلخي در کتاب ينابيع المودة از کتاب فرائد السمطين نقل ميکند که يک يهودي خدمت رسول اکرم شرفياب شد و ضمن سؤالاتي از اوصياي آنحضرت پرسيد پيغمبر صلي الله عليه و آله فرمود: وصي من علي بن ابيطالب است و پس از او دو نواده من حسن و حسين و دنبال آن نه امام از صلب حسين هستند. يهودي عرض کرد يا محمد (صلي الله عليه و آله) براي من آنها را نام ببر، فرمود چون حسين بگذرد پسرش علي و چون علي بگذرد پسرش محمد و چون محمد بگذرد پسرش جعفر و چون جعفر بگذرد پسرش موسي و چون موسي بگذرد پسرش علي و چون علي بگذرد پسرش محمد و چون محمد بگذرد پسرش علي و چون علي بگذرد پسرش حسن و چون حسن بگذرد پسرش حجت مهدي (عليهم السلامند) پس اوصياي من اين دوازده نفرند. در اين حديث علاوه بر تعداد أئمه اطهار عليهم السلام صريحا نام آنان نيز ذکر شده است. باري در اينمورد احاديث زياد است که اگر بيش از اين نوشته شود مثنوي هفتاد من کاغذ شود و ما بهمين مقدار از کتب معتبره عامه اکتفا کرديم در صورتيکه کتب حديث و تاريخ اماميه پر از اين قبيل احاديث است که ما چيزي از آنها ننوشتيم.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی ۱۳۸۹ساعت 0:59  توسط محمد دستان
|
امام صادق علیه السلام می فرمایند :
به خدا سوگند به اندازه شیشه حجامت خون ریخته نشد وعصایی به عصا کوبیده نشد و فرج حرامی غصب نگردید و مالی از غیر حلال گرفته نشد مگر اینکه گناه و و زرع آن بر گردن آن دو غاصب خلافت ( ابوبکروعمر لعنةالله علیهما) است بدون اینکه از گناهان گناهکارچیزی کم شود.
+ نوشته شده در جمعه دهم دی ۱۳۸۹ساعت 17:46  توسط محمد دستان
|
|