|
بالا رفتن از شانههاي پيامبر براي شکستن بتها
کعبه در هماره تاريخ، جلوه يکتا پرستي بوده است. بدان روزگاران که پيامبر خدا فرمان بعثت يافت و براي هدايت امّت برانگيخته شد، جاهليان از سرِ جهل و کژ انديشي اين خانه توحيد را از بتهاي گوناگون آکنده بودند و بدين سان، مرکز توحيد را با اين عمل نابخردانه، به شرک، آلوده بودند. پيامبرصلي الله عليه وآله به زدودن اين همه زشتي و ناهنجاري همّت ورزيد و عليعليه السلام را براي زدودن جلوههاي شرک از خانه توحيد، همراه برد. مولا بر دوش پيامبر خدا برآمد و بُت بزرگِ قريشيان - و به نقلي بت خزاعه - را از فراز خانه توحيد به زمين افکند. اين فضيلت عظيم (بت شکني بر دوش پيامبر خدا) را در گستره تاريخ، فقط عليعليه السلام دارد؛ موهبتي که هيچکس با آن بزرگوار در آن، شريک نيست. امام عليعليه السلام: همان شبي که پيامبر خدا به من فرمان داد که در بسترش بخوابم و از مکّه هجرت کرد، مرا با خود، نزد بتها برد و فرمود: «بنشين!». پس من کنار کعبه نشستم. سپس پيامبر خدا از شانههاي من بالا رفت و فرمود: «برخيز!». من او را بلند کردم و چون ضعفم را در زير خود ديد، فرمود: «بنشين!». پس نشستم و او را پايين آوردم. پيامبر خدا براي من نشست و به من فرمود: «اي علي! تو از شانههاي من بالا برو» و من هم بالا رفتم. سپس پيامبر خدا مرا بلند کرد و چنان پنداشتم که اگر بخواهم، به آسمان دست مييابم. روي کعبه رفتم و پيامبر خدا کنار رفت تا من، بت بزرگ آنان (قريش) را که از مس بود و با ميخهاي آهنين به سقف کعبه محکم شده بود، بيندازم. پس پيامبر خدا به من فرمود: «چارهاي برايش بينديش» و من دست به کار شدم و در کارِ آن بودم و پيامبر خدا ميفرمود: «دوباره! دوباره!». پس من پيوسته در کار آن بودم تا موفّق شدم. پيامبرصلي الله عليه وآله فرمود: «آن را در هم بکوب» و من آن را در هم کوبيده، شکستم و پايين آمدم. المستدرک عليالصحيحين - به نقل از ابومريم از امام عليعليه السلام -: پيامبر خدا، مرا با خود برد تا به کعبه رساند و به من فرمود: «بنشين!». پس من کنار کعبه نشستم و پيامبر خدا از شانههاي من بالا رفت و به من فرمود: «برخيز!». پس برخاستم و چون ضعفم را در زير خود ديد فرمود: «بنشين!». پس پايين آمدم و نشستم. سپس به من فرمود: «اي علي! از شانههاي من بالا برو». پس من از شانههاي ايشان بالا رفتم و پيامبر خدا مرا بلند کرد. چون مرا بالا برد، چنان پنداشتم که اگر بخواهم، به کرانه آسمان دست مييابم. پس بر بالاي کعبه رفتم و پيامبر خدا کنار رفت و به من فرمود: «بت بزرگ آنان (بت قريش) را بينداز» و بت از مس بود و با ميخهاي آهنين به سقف کعبه محکم شده بود. پس پيامبر خدا به من فرمود: «چارهاي برايش بينديش» و پيوسته به من ميگفت: «زود باش! زود باش! "جَآءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَطِلُ إِنَّ الْبَطِلَ کَانَ زَهُوقًا؛ حق آمد و باطل رفت که باطل، رفتني است"». پس من پيوسته در کارِ آن بودم تا موفّق شدم. پس فرمود: «پَرتابش کن!». من پرتابش کردم و شکست و از بالاي کعبه به پايين پريدم و با پيامبرصلي الله عليه وآله به سرعت بازگشتيم و بيم آن داشتيم که کسي از قريش يا غير آنان، ما را ببيند. و [آن بت]، ديگر بالاي کعبه نرفت. امام عليعليه السلام - خطاب به ابو بکر -: «به خدا سوگندت ميدهم، آن که پيامبر خدا او را براي انداختن و شکستن بت کعبه بر دوشش گرفت تا آنجا که اگر ميخواست به کرانه آسمان دست يابد، دست مييافت، تو بودي يا من؟». ابو بکر گفت: بلکه تو بودي.
تحقيق و بررسي
نقلهاي اين حادثه بس فراوان است. به گفته علّامه عاليقدر، عبد الحسين اميني، پيشوايان حديث و تاريخ، آن را گزارش کردهاند، بيآنکه در سندهاي آن خدشه کنند و در نقل آن، ترديد روا دارند. آنچه اندکي کاوش ميخواهد و نيازمند تحقيق و تفحّص و روشن سازي است، زمان وقوع حادثه است. گردآوري و دستهبندي انبوه نقلها و گزارشهاي بسيار فراوان در اين زمينه، نشاندهنده آن است که نقلها چهار گونهاند: 1. برخي گزارشها - که بسيار فراواناند -، بدون تصريح بر زمان وقوع حادثه، در پايان نقل آوردهاند که مولا فرمود: يکي از بتها را پرتاب کردم که مانند شيشه خُرد شد. سپس فرود آمدم و من و پيامبر خدا از يکديگر سبقت ميجستيم تا در خانهها پنهان شويم، مبادا کسي ما را ببيند. 2. گزارش ديگر، گوياي اين است که حادثه در شب خروج پيامبر خدا از مکّه انجام گرفته است. 3. در گزارشي ديگر تصريح شدهاست که پيامبر خدا، همراه امام عليعليه السلام از خانه خديجهعليها السلام به راه افتادهاند و پس از شکستن بتها بازگشتهاند. 4. نقل آخر تصريح دارد که اين حادثه در جريان فتح مکّه بودهاست. سه دسته اوّل گزارشها نشان ميدهد که حادثه بايد قبل از هجرت و در اوج خفقان و اختناق مشرکان اتّفاق افتاده باشد و گمان قوي نيز همين را تأييد ميکند، اگر چه بعيد نمينمايد که حادثه دو بار اتّفاق افتاده باشد؛ يعني پيامبر خدا در آن هنگامه هول و هراس و در فضاي تاريک قبل از هجرت، اينحرکت بزرگ و شرکزدا را همراه عليعليه السلام انجام دادند و طبيعي مينمايد که مشرکان - که مکّه، مسجد الحرام و کعبه را در اختيار داشتند -، دگربار، بتها را بر جاي نهاده و کعبه را آلوده باشند و آنگاه در فتح مکّه، براي آخرين بار، اين حرکت عظيمْ تکرار شده باشد. برخي از محدّثان و عالمان، اين تعدّد را احتمال دادهاند. علّامه مجلسي که در جايي از بحار الأنوار، گزارشهاي مربوط به فتح مکّه را آورده، در جايي ديگر، به نقلهاي ديگر اشاره کرده و نوشته است: اما اين که شکستن بتها در فتح مکّه بوده باشد، از اين حديث و نيز بيشتر احاديث وارد شده در اين موضوع، استفاده نميشود؛ بلکه صراحت برخي احاديث و ظهور برخي ديگر، گواه وقوع آن پيش از هجرت است. پس ميتوان با قول به تعدّد واقعه، ميان اخبار، جمع کرد. احمد بن محمّد بن عليّ بن احمد عاصمي (م 378 ق) از اديبان و عالمان قرن چهارم خراسان، در کتاب ارجمند زين الفتي في شرح سورة «هل أتي» نيز اين احتمال را داده است. برچسبها: علی بت شکن است
+ نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین ۱۳۹۱ساعت 3:51  توسط محمد دستان
|
|