|
24- علم آن حضرت به زبان حيوانات و فرشتگان و از وفور و سرشار بودن علم آن حضرت است که از منطق طَيْر و گفتار وحوش و جنبدگان، پرده برداشته است. زراره از حضرت صادق عليه السّلام روايت کرده است که گفت: أميرالمؤمنين عليه السّلام گفتهاند: عُلِمْنَا مَنْطِقَ الطَّيْرِ عُلِمَهُ سُلَيْمَانُ بنُ دَاوُدَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ کُلِّ دَابَّةٍ فِي بَرٍّ أوَ بَحْرِ تعليم داده شده بود، و همچنين به ما زبان هر جنبدهاي چه در خشکي و چه در دريا تعليم داده شده است». از ابن عبّاس روايت است که أميرالمؤمنين عليه السّلام گفتهاند: صداي خروس اُذْکُروا الله يَا غَافِلِينَ است: «اي غافلان، خدا را به ياد آوريد». و صداي شيهة اسب: اللهُمَّ انْصُر عِبَادَکَ المُؤمِنِينَ عَلَي عِبَادِکَ الکَافِرِينَ است: «بار پروردگارا، بندگان مؤمن خودت را بر بندگان کافرت مظفّر فرما». و صداي حِمار أن يَلْعَنَ العَشَّارِينَ است: «خداوندا، گمرکچيان و ماليات به ستمگيران را لعنت فرست» و حمار صداي عرعر خود را در چشم شيطان بلند ميکند. و صداي قورباغه سُبْحَانَ رَبِّي المَعْبُودِ المُسَبَّحِ فِي لُجَجِ البِحَارِ است: «مقدس و منزّه است پروردگارم که معبود است و در ميان قطعات سهمگين آبهاهاي دريا او را تسبيح ميکنند». و صداي قُبره (گنجشک مخصوصي که در کوهها و بيابانها غالباً منزل دارد) اللهُمَّ العَنْ مُبْغِضِي آلِ مُحَمَّدٍ است: «بار پروردگار من، بر دشمنان آل محمّد لعنت فرست». عبدي گويد:
وَ عَلَّمَک الَّذِي عَلَّمَ البَرَايَا وَألْهَمَکَ الَّذِي لاَ يَعْلَمُونَا
فَزَادَکَ فِي الوَرَي شَرَفاً وَ عِزًّا وَ مَجْداً فَوْقَ وَصْفِ الواَصِفينا
1 ـ «اي أميرالمؤمنين به تو تعليم فرمود آن کس که همة خلايق را تعليم کرد و الهام نمود به تو چيزهايي را که ديگران نميدانند. 2 ـ و به پيرو اين تعليم، در ميان مردم شرف و عزّت و مجد تو را به مقداري که از توصيف توصيف کنندگان برتر آيد زياد نمود». سعيد بن طريف، از حضرت صادق عليه السّلام، و أبو اُمامة باهلي، هر دوي آنان از پيغمبر اکرم ضمن خبر طويلي روايت کردهاند ـ و ما عبارت خبر را از أبو امامه نقل ميکنيم ـ که مردم بر رسول خدا صلّي الله عليه و آله وسلّم وارد شدند و او را بر مولودي که خدا به وي عنايت کرده بود تهنيت گفتند، و سپس مردي در ميان جمعيّت برخاست و گفت: پدر و مادرم فداي تو باد اي رسول خدا، ما امروز از علي مطلب عجيبي را ديدهايم. پيغمبر صلّي الله عليه وآله وسلّم گفت: چه ديدهايد؟ گفتند: ما آمديم تا بر تو سلام کنيم و به مولودت حسين تو را تهنيت بگوئيم، علي ما را از تو منع کرد و به ما اعلام کرد که اينک يکصد و بيست و چهار مَلَک بر پيغمبر نازل شدهاند. ما از احصاء و شمارش او تعداد فرشتگان را در تعجب افتادهايم. رسول خدا صلّي الله عليه وآله و سلّم با تبّسمي رو به علي کرده و گفتند: از کجا دانستي که تعداد فرشتگان نازل بر من، يکصد و بيست و چهار هزار بوده است؟ علي عليه السّلام عرض کرد: يا رسول الله، من يک صد و بيست و چهار هزار لغت شنيدم، بنابراين دانستم که تعداد ملائکه يکصد و بيست و چهار هزار است. رسول خدا صلّي الله عليه وآله وسلّم فرمود: زَادَکَ اللهُ عِلماً وَ حِلْماً يا أباالحسن «اي أبوالحسن خداوند عِلم و حِلم تو را أفزونتر کند». زمخشري در کتاب «فائق» روايت کرده است که از شُرَيح قاضي دربارة زني پرسيدند که او را طلاق دادهاند و اينک او يادآوري کرده است که در يکماه سخ حيض متوالي ديده است. شريح گفت: اگر سه نفر زن از خاصّان و نزديکان مطّلع بر احوال زن شهادت دهند که اين زن قبل از طلاقش هم در ماه سه بار حيض ميديده است گفتارش مقبول است. علي عليه السّلام گفت: قالون (فالون ـ خ ل) (به زبان رومي) يعني اين گفتارت است. و اين در صورتي است که زن متّهم باشد (يعني در صورت اتّهام به کذب نياز به شهادت است و در غير اتّهام، نيازي نيست) در «بصائر الدّرجات» از سعد قمّي روايت است که: أميرالمؤمنين عليه السّلام در وقت آمدن به نهروان در قَطقَطا وارد شند و اهل باد و ريا دور آن حضرت جمع شدند و از سنگيني خراجشان شکايت داشتند و آنها با أميرالمؤمنين عليه السّلام با زبان نَبطي سخن ميگفتند. ايشان گفتند: ما همسايگاني داريم که زمينشان از ما وسيعتر است و خراجشان کمتر. أميرالمؤمنين عليه السّلام جوابشان را به زبان نبطي داد که: زعرا و طائه من زعرا رباه. که معناي آن به عربي اين است: دُخْنٌ صَغِيرٌ خَيْرٌ مِن دُخْنٍ کَبيرٍ. و به فارسي اين است: ارزن ريز بهتر از ارزن درشت است. و در روايت است که آن حضرت به دختر يزدجرد گفت: اسمت چيست؟ گفت: جهان بانويه. حضرت به زبان عجمي به وي گفت: اينطور نيست، بلکه اسم تو شهربانويه است..
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ساعت 19:14  توسط محمد دستان
|
|