|
26- پاسخ آن حضرت از سئوالهاي پادشاه روم
ابن مسيّب ميگويد: براي اين گفتار عمر داستاني است و آن اينکه: پادشاه روم براي عمر نامهاي نوشت و در آن از مسألههايي پرسيده بود، عمر آن مسائل را بر اصحاب عرضه کرد و در نزد هيچيک از ايشان جوابي را نيافت. آنگاه مسائل را به أميرالمؤمنين عليه السّلام عرضه کرد و حضرت در اسرع وقت جواب آنها را به بهترين وجهي دادند. امّا مسائل: اين مسيّب نامة پادشاه روم را ذکر ميکند و تمام مسائل را يکايک بيان ميکند تا ميرسد به اينکه ميگويد: يکي از مسائل سؤال او بود از صوت ناقوس که وي چه ميگويد؟ سپس ابن مسيّب جواب مفصّل أميرالمؤمنين عليه السّلام را بيان ميکند که از يک يک از آنها دادهاند تا ميرسد به صداي ناقوس که او ميگويد: طَقًّا طَقًّا، حَقًّا حَقًّا، مَهْلاً مَهْلاً، عَدلاً عَدْلاً، صِدقاً صِدقاً، إنَّ الدُّنيا قَدْ غَرَّتْنَا وَاسْتَهْوَتْنَا، تَمْضِي الدُّنيَا قَرْناً قَرْناً، مَا مِن يَوْمٍ يَمضِي عَنَّا، إلاَّ أوهَي مِنَّا رُکناً، إنَّ المَوْلَي قَدْ أخْبَرْنا إنَّا نَرْحَلُ فَاسْتَوْطَنَّا تا آخر مسائل. ابن مسيّب ميگويد: چون مَلِک روم کتاب و نامة أميرالمؤمنين عليه السّلام را خواند گفت: اين مکتوب و اين کلام صادر نشده است مگر از بيت نبوّت و رسالت. و پس از آن پرسيد که پاسخ دهنده کيست؟ به او گفتند: اين جواب پسر عموي محمَّد صَلَّي الله عليه وآله وسلّم است. قيصر روم نامهاي براي آن حضرت نوشت بدين عبارت: سَلاَمُ عَلَيکَ. أَمَّا بَعْدُ ، من بر جواب تو آگاهي پيدا کردم و دانستم که تو از بيت نبوّت و معدن رسالت ميباشي و تو موصوف هستي به شجاعت و علم و دانش. و من تقاضا دارم از مذهب خودتان و از روح که خداوند در کتابتان ـ در گفتارش: يَسْئَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِن أَمْرِ رَبِّي «از تو اي پيامبر، چون از حقيقت روح بپرسند بگو: روح از امر پروردگار من است» ـ آن را ذکر کرده است پردهبرداري. أميرالمؤمنين عليه السّلام در جواب نوشتند: أَمَّا بَعو´ُ، فَالرُّوحُ نُکتَةٌ لَطِيفَةٌ، وَ لُمْعَةٌ شَرِيفَةٌ مِن صَنْعَةِ بَاريهَا، وَ قُدْرَةِ مُنشِئِهَا، أخْرَجَهَا مِن خَزَائِنِ مُلْکِهِ، وَ أسْکَنَها فِي مِلْکِهِ، فَهِيَ عِندَهُ لَکَ سَبَبٌ، وَ لَهُ عِندَکَ وَدِيعَةٌ، فَإذَا أخَذْتَ مَالَکَ عِندَهُ، أَخَذَ مَالَهُ عِندَکَ. والسّلامُ. «پس از حمد و ثناي خداوندي، روح نقطة لطيفي و قطعة درخشان متمايز شريفي است که از عملکرد خداوند آفرينندهاش و از توان و قدرت پروردگار ايجاد کنندهاش پديد آمده است. آن را خداوند از خزينههاي قدرت و سلطنت خود بيرون کشيده و در مِلک خود مسکن داده است. بنابراين روح، سبب و وسيلهاي است براي تو در نزد خدا، و وديعه و امانتي است از براي خدا نزد تو. چون تو از آنچه نزد خدا داري استيفاء حظ نمودي و بهرهات را دريافت کردي، خدا آنچه را که دارد و در نزد تو گذارده است از تو دريافت مينمايد».
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ساعت 19:8  توسط محمد دستان
|
|